یک روز یکی از اعضای فامیل را دیده بود که ناراحت بود و گریه میکرد از او پرسیده چه شده است او گفته بود که با شوهرم دعوا کرده ام او را به خانه اش برده با شوهرش صحبت کرده و آنها را نصیحت کرده که در زندگی یار و یاور هم دیگر باشند.
سایت:یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7360یاران رضا] </ref> ==پانویس==<references />