ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید علی حیدری فرزند ابراهیم

۴۲ بایت اضافه‌شده، ‏۲۷ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۹
- به خاطر دارم هنگامی که من کلاس سوم بودم خواهرم در کلاس اول درس می خواند. تازه خواندن و نوشتن را یاد گرفته بود. پدرم به او گفت: اگر بنویسی مادر یک جایزه خوب برایت می خرم و خواهرم هم به سختی کلمه مادر را نوشت و به خاطر اینکه من احساس حسادت نکنم گفت: حسن جان تو هم اگر یک مسئله ریاضی را حل کنی جایزه ای داری که من هم جواب دادم و برای هر دوی ما جایزه گرفت.
- به خاطر دارم هنگامی که به همراه علی در منطقه بودیم یک روز اشتباهی کردم و با یک بسیجی بلند صحبت کردم . علی متوجه کار من شد و طوری رفتار کرد که من مجبور شدم تمام بسیجی ها را جمع کنم و از آنها عذرخواهی کنم . حتی دراز کشیدم و گریه کردم و این کار را از ته قلب انجام دادم . سایت یاران رضا <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7588سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
۶٬۷۳۸
ویرایش