ویرایشها
چون فاصله سنی من و محمود یکسال بیشتر نبود غالبا " باهم بودیم وخاطرات زیادی باهم داریم . سال سوم راهنمایی بودیم و انقلاب به پیروزی رسیده بود . آن زمان گروهک منافقین فعالیت زیادی داشتند . در مدرسه معلمهایی بودند که طرفدار آنها بودند و نیز یکی از دانش آموزانی که بسیار مستعد و زرنگ بود همیشه انشاء هایی در همین زمینه می نوشت . همکلاسی ما بود . هرگز یادم نمی رود روزی برادرم محمود دفتر دیکته و انشا وی را برداشت و صفحه میانی آنرا باز کرد و درشت نوشت :( مرگ بر رجوی ) . و یا در ایام زمستان که باهم به خانه برمی گشتیم روی دیواری سیمانی در کوچه ای روبروی کارخانه شیر پاستوریزه عکس بزرگی از رجوی نقش بسته بود . ما تا حد توان گلوله های برفی و نیز گل نثارش کردیم . همچنین در دوران انقلاب باهم در راهپیمایی شرکت می کردیم .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2014226 سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:محمود عباس پور}