یکی از دوستان حسین نقل می کرد که یک روز در منطقه دور هم نشسته بودیم و با هم صحبت می کردیم که یکدفعه در آن جمع فرمانده گفت: یک پیشمرگ می خواهیم که برود و از آن طرف خبر بیاورد. کسی جرات این کار را نداشت و هرکس به آن منطقه رفته بود به درجه شهادت نائل آمده بود. در این بین ناگهان حسین داوطلب شد که به آنجا برود و خبرها را جمع آوری کند. وقتی که رفت و از دره عبور کرد مشاهده کردیم که حسین روی تپه غلت می زند بلافاصله به طرف او رفتیم و هنگامی که روی سرش رسیدیم شربت شهادت را نوشیده بود.
روحیه بسیجی
موضوع روحيه بسيجي
راوی علی زمانی