{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = حسن حصاری|تصویر = jpg12 KBInsert link |توضیح تصویر = |ملیت = [[پرونده: حسن محل پرچم ایران.png|22px]] ایرانی|شهرت = |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]|تولد : = [[نیشابور]]نام خانوادگی : حصاری تاریخ |شهادت : 1365 = [[۱۳۶۵/04۴/13نام پدر : غلامرضا مکان شهادت : ۱۳]]،[[مهران]]|وفات = |مرگ = |محل دفن = [[بهشت فضل]]|مفقود = |جانباز = |اسارت = |نیرو = |یگانهای خدمت =|طول خدمت = |درجه = |سمتها = معاون مخابرات قرارگا|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]|نشانهای لیاقت = |عملیات = |فعالیتها = |تحصیلات = |تخصصها = |شغل : = محصل مسئولیت : معاونمخابراتقرارگا|خانواده = }}گلزار : بهشتفضل
==خاطرات==
•آخرین بار که حسن میخواست به جبهه برود، برادر کوچکترم ساک خریده بود و در خانه گذاشته بود مادرم آن ساک را بدون اطلاع برادرم به حسن داد تا لوازم شخصی خود را داخل آن بگذارد؛ ولی حسن مخالفت کرد و گفت: شاید حسین دوست نداشته باشد که من این ساک را ببرم. ولی مادرم در جواب او گفت: من با او صحبت می کنم. تا موقع رفتن او به من سفارش می کرد که فراموش نکنید با حسین صحبت کنید. اتفاقاً همان دفعه ی آخر بود که رفت و دیگر برنگشت وقتی که لوازم او را آوردند دفتر خاطراتش هم بود و داخل آن مقداری پول گذاشته بود و سفارش کرده بود که اینها را به حسین بدهید بابت ساک که از او برداشتم.