ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید هادی حیدری

۴۱ بایت اضافه‌شده، ‏۲۲ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۱۰
- شب بود وقتی که شام خوردیم برای خوابیدن آماده شدیم . وقتی که خوابیدیم در نیمه های شب نمیدانم که در چه حالتی بودم که خواب میدیدم که برادرم از دنیا رفته و با حالتی خیلی بد از خواب بیدار شدم و با خود شروع به گریه نمودم با خود گفتم : این چه خوابی است که من دیدم وبا همان حال و با چشمان ی اشک آلود به کنار رختخواب برادرم رفتم واو را نگاه کردم و دیدم با خیال راحت در خواب است بعد از چند روز به اتفاق پدر بزرگم به شهر برگشتم مشاهده کردم که خوابم به حقیت پیوسته و هادی به درجه ی رفیع شهادت نائل آمده بود هم خوشحال بودم که به آرزوی خود رسیده وهم ناراحت چون در بین ما نبود .
- آقای حیدری جز نیروهایی بود که در جبهه به آنها سنگر ساز بدون سنگر می گفتند . در عملیات پیروزمندانه کربلای 5 زحمات زیادی را با برادران دیگر کشیدند . در شب عملیات که نیروها آماده ی عملیات شده بودند آقای حیدری هم جز یکی از سه رانندگان لودر بود که به خاطر احساس بودن منطقه ازراننده بعد ی بر روی دستگاه استفاده می کردند هرکدام شهید یا مجروح می شدند برادر دیگر کار را تعطیل نکرده و ادامه می داد . آن شب ایشان تا صبح کار کرد و زحمت می کشید و روحیه خیلی خوبی داشت. کوچکترین ترسی به خود راه نمی داد و همیشه می خندید و موقعی که پیش او می رفتم و حالش را می پرسیدم او در جواب می خندید می گفت : بی خیال از شهید شدن هم چیزی بالاتر هست . این نیز یکی از افتخارات سربازان امام زمان (عج) است . او همینطور به خاکریز زدن ادامه می داد و دشمن نیز تا می توانست آتش میریخت تا جلوی کار برادران سنگر ساز را بگیرد . موقعی که برای رساندن سوخت ماشین نزد ایشان رفتم دیدم از دستان او خون میریزد در همان لحظه منور عراقی ها اطراف را روشن کرد و من با دقت به دستان شهید حیدری نگاه کردم و دیدم واقعاً خون میریزد . به من نگاه کرد و گفت : به چه چی نگاه می کنی ؟ گفتم : به دستانت . گفت : مهم نیست و دوباره سوار لودر شد و از من خداحافظی کرد و من واقعاً در آن لحظه او را تحسین کردم و به خاطر روحیه و شهامتش یادش گرامی باد . سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=7645سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
۶٬۷۳۸
ویرایش