هنگامی که همه ما دور یک سفره جمع می شدیم، این عزیز از سهم خود برای ما بیشتر می گذاشت و می گفت: شما غریب هستید و تا غروب گرسنه می مانید. اما من می توانم با یک تکه نان خود را سیر کنم.
گاهی اوقات در کنار آب انبار که الآن حسینیه سید الشهداء (عليه السلام) می باشد با هم بازی می کردیم و موقع امتحان از یکدیگر درس سؤال می کردیم.
ایشان هنگام ظهر اولین کاری که می کرد نماز خود را می خواند و بدون هیچ غلّ و غش و بی ریا از دیگر همکلاسی ها هم می خواست که ایشان را همراهی کنند.<ref>[httphttps://ajashohada.ir/HomeMartyrDetails/Martyrdetails/5344 44295 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references />
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:موسی پشنگیان.jpg
Image:موسی پشنگیان۲.jpg
Image:موسی پشنگیان۱.jpg
</gallery>
==رده==
{{ترتیبپیشفرض: موسی_پشنگیان}}