حضور زنان در جریان پیروزی انقلاب
بسم الله الرحمن الرحیم «حضور زنان در جریان پیروزی انقلاب»
_تشریح حضور زنان در ایام مختلف انقلاب بررسی حوادث سه ماهه ی آخر سال 1356 و بهار 1357 نشان می دهد که شاه در برابر سیر نهضت غافلگیر شده هرگز خطری را که تاج و تخت او را تهدید می کرد به خوبی درک نکرده بود. آمرکایی ا هم که به او خط میدند غفال شده بودند به طوری که در مذاکرات شاه- کارتر در آمریکا و نیز در بازدید رئیس جمهور آمریکا از تهران گفت و گوهای سران دو کشور به تحکیم روابط دو کشور و مسائل بین المللی محدود بود. تحلیل آنان این بود که حوادث پیش امده مهار نشدنی است و در چارچوب فضای باز سیاسی قابل توجیه است. کارتر بی خبر از ریان نهضت شایستگی محمدرضا شاه را ستود و از اهمیت دوستی دو ملت یاد کرد و ایران را جزیره ی ثبات نامید. شاه نیز از مذاکرات خود با رئیس جمهور آمریکا در تهران راضی و خشنود بود و می خواست با پشتیبانی آمریکا و تکیه بر قدرت ارتش و نیروهای انتظامی و ساواک نهضت را سرکوب کند. شاه در مصاحبه ای مطبوعاتی گفت: هیچ قدرتی نمی تواند مرا برکنار کند؛700000 تن نیروهای مسلح از من پشتیبانی می کنند، همه ی کارگران و اکثریت مردم پشت سرم هستند. من قدرتمندم. نه تنها خارجی ها بلکه بسیاری از مخالفین شاه در بهار و اوایل تابستان 1357 شکست شاه را بعید می دانستند و تنها افراد معدودی فروپاشی رژیمی را که از درون پوسیده بود حتمی می دانستند. ولی آنچه تمام این تصورات را نقش بر آب کرد رهبری قدرتمندانه و مدبّرانه امام و ثبات قدم مردم در راه نهضت بود. امام (ره) مبارزه با رژیم را در آغاز سال 57 با قدرت تمام آغاز کرد. ایشان در اولین گام پیامی به مناسبت اربعین شهدای 29 بهمن تبریز برای مردم فرستادند و آنان را به تشدید مبارزه با رژیم دعوت کردند. روز پنجم فروردین با وصول این پیام علمای حوزه ی علمیه ی قم در اعلامیه ای به طور مستقیم به رژیم حمله و اعلام کردند: برای بزرگداشت چهلم شهدای قهرمان 29 بهمن تبریز و برای به ثبوت رساندن اتحاد ناگسستنی خود به منظور مبارزات اصیل اسلامی و برای نشان تنفر و انزجار خود از رژیم سفاک و دومان پهلوی با عزمی راسخ و اراده ای استوار روز پنجشنبه 10/1/57 برای به پا داشتن عزای عمومی و تعطیلی سراسری با نظم و آرامش کامل با وجود همه گونه مخالفت های داستگاه حاکمه ی جبار اقدام فرمایید و به ندای مرجع عظام خصوصاً رهبر یگانه ی عالم حضرت امام خمینی(قدس سره الشریف) پاسخ دهید. به دنبال انتشار اعلامیه ی مذکور اعلامیه هایی نیز با مضای مراجع عظام و همچنین علمای مشهد و مدرسین و فضلای تهران و به منظور برگزاری اربعین شهدای تبریز انتشار یافت. در پیروی از این اعلامیه ها مراسم چهلم شهدای تبریز در خود تبریز و سایر شهرهای آذربایجان شرقی و غربی بدون حادثه ای برگزار شد ولی در بعضی از استان ها به خصوص یزد و فارس با درگیری و خونریزی همراه بود و به سراسر نقاط کشور سرایت کرد و به سقوط رژیم منتهی شد. هر چند در سراسر سال 1357 در تمامی نقاط کشور تظاهرات و راهپیمایی های گسترده ای علیه رژیم انجام داده شد ولی در این مبحث فقط به مقاطعی که زنان نقش و حضور فعالی داشته اند پرداخته می شود. بدین ترتیب که وقایع هر زمان و نقش زنان در ان ها به طور مستقل بررسی خواهد شد. __ وقایع اردیبهشت ماه الف) وقایع اردیبهشت ماه روز اردیبهشت چتربازها و کماندوهای رژیم به 200 دانشجو که تعداد زیادی از آنان دختر بودند و در کوه های شمیران تهران علیه رژیم شعار می دادند. حمله می کردند و پس از ضرب و جرح آنان 65 نفر را که 17 نفر آنان دختر بودند دستگیر کردند. این دختران که مقنعه و لباس های بلند و سیاه و سرمه ای برتن داشتند. وابسته به گروه های مذهبی بودند و در فعالیت های ضد رژیم حضور فعالی داشتند. این واقعه بازتاب گسترده ای در میان مردم داشته است و طلیعه ی مبارزات جدید و بیانگر حضور گسترده ی زنان در جریان انقلاب بود. در 25 اردیبهشت اولین تظاهرات مستقل زنان در سال 57 در شهر ساوه برگزار شد. ابتدا هفت نفر چادری در حالی که نقاب داشتند و پرچمی را که روی ان نوشته بود: ما پیرو قرآنیم، حمل می کردند در خیابان اقدام به تظاهرات کردند. به پیروی از آنان 200 نفر دانش اموز دختر که بیشتر متعلق به دبیرستان ثریا بودند به خیابان ریختند و راهپیمایی کردند. شعارهای آنان چنین بود: ما پیرو حکومت اسلامی هستیم. ما فاطمیان ساوه قانون خود ساخته ی حکومت ستمکار ایران را برای آزادی زنان نمیخواهیم. مأموران به تظاهرات کنندگان حمله بردند و هفت زن مذکور را دستگیر نموده دانش آموزان را متفرق کردند. این واقعه بازتاب سترده ای داشت و الهام بخش حرکت های مستقل بعدی زنان در سراسر کشور شد. _ تظاهرات روز 24 مرداد مشهد روز چهاردهم مرداد شاه در آخرین پیام خود به مناسبت سالگرد جشن مشروطیت وعده ی آزادی های تازه ای به مردم داد و از ان جمله اعلام کرد که انتخابات آینده صد در صد آزاد خواهد بود. مخالفان این وعده ی شاهانه را یک سال قبل از تاریخ انجام انتخابات وعده ی سرخرمن خواندند. امام خمینی(قدس سره الشریف) در نطقی در نجف به مردم هشدار داد که گول این وعده های دروغین را نخورند و به مبارزه ی خود تا سرنگونی رژیم ادامه دهند. روز پانزدهم مرداد با آغاز ماه رمضان حرکت های مخالف رژیم اوج گرفت و مبارزان با استفاده از اجتماعات و سخنرانی های مذهبی در این ماه حرکت منظم و گسترده ای را در سرتاسر کشور به وجود امدند. تعدادی جمعیتی که در شبهای ماه رمضان در مساجد اجتماع می کردند بی سابقه بود و راهپیمایی های شبانه پس از پایان مجالس هر شب انجام داده می شد. اولین حرکت عمده در این ماه تظاهرات گسترده ی مردم اصفهان در بیستم مرداد بود که به درگیری مأموران منجر شد و تعداد زیادی شهید و مجروح برجای گذاشت و در پی ان در این شهر حکومت نظامی اعلام شد. حوادث اصفهان باعث متشنج شدن شهرهای دیگر به خصوص شیراز، تبریز و مشهد شد. در مشهد راهپیمایی و تظاهرات های گسترده ای به وقوع پیوست که با درگیری با مأموران رژیم همراه بود در این میان زنان حضور فعالی داشتند و دوشادوش مردان در تمام راهپیمایی ها شرکت کردند. مهم ترین حرکت زنان مشهد در این ماه راهپیمایی های مستقل آنان در 24 مرداد بود که در آن تعدادی از زنان که همگی محجبه بودند و قرآن در دست داشتند با دادن شعار علیه رژیم از چهارراه لشکر مشهد به طرف میدان سوم اسفند حرکت کردند و در آنجا با حمله ی مأموران رژیم مواجه شدند و دو نفر از آنان از جمله خانم صدی مقدس شیرازی از زنان مبارز مشهد که رهبری زنان تظاهرات کننده را برعهده داشت دستگیر شدند. این حرکت بازتاب گسترده ای در میانه مردم مشهد دشت و به ویژه خبر دستگیری دو زن مبارز آنان را به هیجان آورد و برای آزادی آنان روز بعد حدود 700 زن و مرد در منزل سیدعبدالله شیرازی جمع شدند و خواستار آزادی آنان شدند که سرانجام رژیم تسلیم شد آنان را آزاد کرد. این راهپیمایی زمینه ساز راهپیمایی های وسیع زنان مشهد شد به گونه ای که آنان الگوی زنان سراسر کشور شدند و اعلامیه ها وعکس های تظاهرات های آنان در سراسر کشور میان زنان توزیع می شد. _ شهریور ماه 1357 حضور گسترده ی زنان شاه برای مهر نهضت در پنجم شهریور 1357 اموزگار را از نخست وزیری خلع کرد و شریف امامی را به جای او گماشت تا با ژست اشتی جویانه اهداف شاه را برآورده کند. شریف امامی برنامه ی دولت خود را "آشتی ملی" و احترام به شعائر مذهبی و اصول قانون اساسی و مبارزه با فساد اعلام کرد و در نخستین قدم در راه نزدیکی به روحانیون و انجام دادن خواست های انان تاریخ شاهنشاهی را که از سه سال قبل جای تاریخ هجری شمسی را گرفته بود منسوخ کرد و تاریخ هجری شمسی را دوباره تاریخ رسمی کشور اعلام نمود. او همچنین دستور بستن کازینوها را در سراسر کشور صادر کرد. در زمینه ی سیاسی آزادی فعالیت های سیاسی و تشکیل احزاب قانونی را اعلام کرد و بدین ترتیب سیستم تک حزبی که از عوامل نارضایتی بود حذف شد. اما مهم ترین اقدام دولت شریف امامی که حرکت های مخالف رژیم را به سرعت گسترش داد آزادی مطبوعات بود. روزنامه ها که مدت پانرده سال از بردن نام خمینی(ره) منع شده بودند ناگهان با انتشار عکس های بزرگی از ایشان در صحفه های اول خود به نقل اخبار و گزارش های مربوط به اقدامات و سخنان ایشان پرداختند به گونه ای که شاه بسیاری متأثر شد و گفت: این روزنامه ها در تمام مدت سلطنت من عکس به این بزرگی از من چاپ نکرده بودند. شریف امامی که از فراماسونرها بود سعی می کرد با این برنامه های عوام فریب که با مساعدت و همکاری های فکری علی امینی از مهره های با سابقه رژیم طراحی شده بودند ملت را فریب دهد و جلوی سقوط رژیم رو به زوال پهلوی را بگیرد ولی غافل از آنکه ملت بیدار شده است و دیگر فریب این برنامه ها را نخواهد خورد و هدفی جز براندازی رژیم ندارد. مردم با تظاهرات و راهپیمایی های گسترده ای که از دهم شهریور در سراسر کشور آغاز کردند و با حضور گسترده ی خود در نماز عید فطر و تظاهرات ها و راهپیمایی های پس از ان و حماسه ی با شکوه 17 شهریور تهران بطلان این برنامه های فریبنده را اثبات کردند. زنان در تمام این وقایع نفش اساسی داشتند در این مبحث به طور مفصل به این مسأله پرداخته می شود. _یازدهم شهریور ماه زنجان 1- یازدهم شهریور ماه زنان حضور زنان نیز در فرایند انقلاب اسلامی چشمگیر بود. آنان با تظاهرات های باشکوه خود به سیر بیداری کمک کردند. آنان در روز 11 شهریور با جمعیتی حدود چند هزار نفر که همگی محجبه بودند به مناسبت شهادت یک دانش آموز درخیابان های شهر دست به راهپیمایی زدند با ایشان همراهی کردند و ضمن حرکت انان بر رویشان گلاب پاشیدند. تظاهرات کنندگان پلاکاردهایی در دست داشتند که روی آن ها شعارهایی مانند " زندگی پیکار اندیشه ی ماست" نوشته شده بود. این تظاهرات که به آرامی برگزار شد و مأموران رژیم هیچگونه برخوردی با آن نداشتند بازتاب گسترده ای در میان مردم داشت. همه ی روحانیون شهر برای همدردی با زنان نماز جماعت را تعطیل کردند و از رفتن به مساجد خودداری کردند. و از سوی دیگر هبران نهضت در سایر شهرها سعی می کردند زنان را به پیروی از آنان و حضور گسترده در نهضت وا دارند. آیة الله قاضی طباطبایی خطاب به زنان تبریز گفت: مثل زن های زنجان بیرون بیایید و ... بگویید چرا فرزندان ما را بیخود می کشید. _ دوازدهم شهریور ماه کاشان زنان کاشان در روز 12 شهریور مانند زنان زنجان تظاهخرات با شکوهی سازماندهی کردند. در آن روز هزاران نفر از زنان این شهر در خیابان های شهر اقدام به راهپیمایی کردند. مبدأ این راهپیمایی مسجد حبیب بن موسی بود و تظاهرات کنندگان بیشتر خیابان های شهر را زیر پا گذاشتند. این تظاهرات هم نقش زیادی در تشویق مردم به ادامه ی مبارزه وبه صحنه آوردن زنان ایفا کرد. _ نماز عید فطر نماز عید فطر شرکت گسترده در نماز عید فطر و تظاهرات های پس از آن یکی از عظیم ترین صحنه های حضور زنان در نهضت امام خمینی(قدس سره الشریف) بود که در سراسر کشور برپا شد و بازتاب گسترده ای داشت. با شکوه ترین مراسم نماز عید فطر و راهپیمایی پس از آن در تهران انجام شد. در تهران ابتدا تعداد زیادی از مردم که در میان انان زنان محجبه حضور گسترده ای داشتند با صفوف فشرده و با قدرت تمام در مسجد قبای تهران جمع شدند و سپس پیاده و سواره به سوی تپه های قیطریه حرکت کردند و در آنجا نماز عید فطر را به امامت شهید مفتح با شکوه تمام برگزار کردند. در هنگام نماز پارچه ی سفیدی میان زنان و مردان کشیده شد. پس از نماز راهپیمایی عظیمی برپا شد و هزاران زن شرکت کننده همگام با مردان خواست ها و تقاضاهای خود را فریاد کشیدند. زنان با شاخه های گل به استقبال سربازان می رفتند و خواستار همبستگی بیشتر آنان با مردم می شدند. بسیاری از زنان برای راهپیمایان آب خوردن،شیر، نان و بیسکوین می آوردند. هنگام راهپیمایی زنان پیشاپیش صفوف راهپیمایان حرکت می کردند و گروهی از مردان دست در دست هم بهدور آنان حلقه می زدند و ضمن شعار دادن مسؤولانه از زنان محافظت می کردند که این عمل هماهنگی کامل بین همه ی تظاهرات کنندگان به وجود اورد. روزنامه ی کیهان ضمن درج تصویری از زنان نمازگزار در روز عید فطر چنین نوشت: زنان مسلمان به سجود رفته اند و خداوند را ستایش می کنند؛ این نخستین بار است که نماز عید فطر در خیابان ها برگزار می شود و زنان مسلمان هم در خیابان نماز می گزاردند. در قم نماز عید فطر با امامت آیة الله روحانی برگزار شد در ان صدها هزار نفر که ده ها هزارنفر انان زن بودند شرکت کردند. این مراسم در پشت کارخانه ی ریس بافی قم برگزار شد. از نماز جمعیت در جاده ی قم-اصفهان به راهپیمایی پرداختند.در میان تظاهرات کنندگان زنان جمعیت قابل توجهی داشتند. آنان از مردان جدا گشتند و به طور مستقل دست به به راهپیمایی زدند و در پایان وارد مسجد ولی عصر شدند و در مراسم چهلم یکی از شهدا شرکت کردند. این حضور گسترده ی زنان شیرازی بازتاب بسیاری در مطبوعات داشت. روزنامه ی اطلاعات با درج عکسی از آنان می نویسد: گروه کثیری از زنان شیرازی در تظاهرات و راهپیمایی روز عید فطر شرکت کردند. نماز عید فطر و تظاهرات پس از آن در همران نیز با شرکت ده ها هزار زن برگزار شد زنان همگی چادر داشتند و عکس امام با خود حمل می کردند. در این روز هزاران نفر از زنان مشهد که همواره نقش فعالی در ارهپیمایی ها داشتند در حالی که چار مشکی به سر داشتند و در حالی که تعدادی از جوانان به دور انان حلقه ی استحفاظی تشکیل داده بودند در راهپیمایی بزرگ شهر شرکت کردند. در سایر شهرهای کوچک و بزرگ نیز زنان همدوش مردان در راهپیمایی های بعد از نماز که در واقع سر آغاز راهپیمایی های عظیم بعدی شد شرکت محسوس و قابل ملاحظه ای داشتند. _ شانردهم و هفدهم شهریور تهران
پس از راهپیمایی عظیم روز عید فطر حضرت امام پیامی به مناسبت این روز فرستاد و در آن مردم را به ادامه ی مبارزه تا سرنگونی رژیم دعوت کرد. در این پیام آمده بود: پس از ماه مبارک رمضان گمان نشود که تکلیف الهی فرق کرده است تظاهرات کوبنده برای رسیدن به هدف اسلامی عبادتی است که روزها یا ماه ها در آن اثری نیست چرا که هدف نجات ملت است اجرای عدالت اسلامی و برقراری حکومت الهی برپایه ی محکم عدل است و. باید در هر خدمت و برای هر حادثه ای اجتماعات خود را هر چه بیشتر در مساجد و محافل و فضاهای باز عمومی برپا نمایید و از قرآن کریم و عدالت اسلامی دفاع کنید. هر نغمه ای که مخالف آن است از هر حلقومی بیرون بیاید شیطانی و به نفع ستمکاران حاکم و به ضرر اسلام و مسلمین است. به حرف های فریبنده ی شاه دولت و طرفداران اندک آن ها گوش ندهید که جز برای به دست آوردن قدرت شیطانی چیزی نیست. شاه و دولت او که قیام مسلحانه برضد ملت اسلام و بر ضد قانون اساسی و بالاتر از همه برضد احکام آزادی بخش اسلام نمودند قهراً خائن اند و اطاعت از آنان اطاعت از طاغوت است. به آن مجال ندهید و با اعتصاب و اعتراض دنیا را از اعمال وحشیانه ی آنان آگاه کنید. در پیروی از این پیام در ادامه ی راهپیمایی روز عید فطر در روز شانزدهم شهریور راهپیمایی گسترده ای علیه رژیم در بیشتر شهرها برپا شد. این راهپیمایی هنیز همچون راهپیمایی روز عید فطر به دعوت جامعه ی روحانیت مبارز برپا شد. در تهران بسیاری از مردم در میدان ژاله و میدان شهیاد (میدان آزادی) اجتماع کردند وعلیه رژیم شعار دادند. همزمان با تهران در شهرهای دیگر مانند: شیراز، مشهد، اهواز، آبادان، تبریز و یزد نیز تظاهرات هایی برپا شد. در میان شهرهای مذکور زنان یزد به دلیل برخورداری از سابقه در برپایی تظاهرات نقش عمده تری در راهپیمایی این روز داشتند. روزنامه ی کیهان در یکی از تیترهای اصلی خود نوشت: زنان در راهپیمایی بزرگ یزد نقش بزرگی داشتند و عکسی از آنان نیز در صفحه ی اول خود درج کرد. در پایان راهپیمایی روز 16 شهریور مردم تهران در میدان شهیاد(آزادی) برای تداوم مبارز مقرر کردند که صبح روز بعد در میدان ژاله اجتماع کردند و به سخنرانی آیة الله نوری گوش دهند. شاه که از گسترش تظاهرات و مبارزه مردم به هراس افتاده بود از دولت خواست که برای مهار این حرکت ها چاره های بیندیشد در جلسه ی فوق العاده ای که هیأت دولت در همان شب تشکیل داد مقرر شد که در پتهران و11 شهر دیگر حکومت نظامی برقرار شود. ولی این تصمیم زمانی به اطلاع مردم رسید که آنان برای اجتماع موعود از خانه خارج شده بودند. مردم پیاده رو و سواره به سوی میدان ژاله راه افتادند. زنان نیز از همان ساعات راهی نمیدان ژاله شدند.و در این میان زن هایی بودند که بچه های خواب آلود خود را از رختخواب های گرم خود بیرون کشیده به آغوش گرفته بودند و به طرف میدان ژاله در حرکت بودند. کودکان چهار پنج ساله که می توانستند راه بروند با چشم های خواب آلود در حالی که رمقی برای راه رفتن نداشتند دست در دست مادران خود در حرکت بودند. همزمان با سرازیر شدن جمعیت به سوی میدان نظامیان نیز در اطراف آن موضع گرفتند. از طرف فرمانده نیروهای نظامی مرتب با بلندگو به مردم اخطار می شد که " حکومت نظامی است متفرق شوید" ولی مردم اعتنایی به این اخطارها نمی کردند و به تجمع و متشکل کردن هر چه بیشتر صفوف خود می پرداختند. زنان که جمعیت زیادی را تشکیل می داندو در گوشه ای از میدان اجتماع کردند و گروهی از جوانان برای حمایت از آنان در مقابل هجوم نظامیان اطراف شان حلقه زدند؛ آن گاه زنان همنوا با مردان علیه رژیم شعار دادند. در همین هنگام هلی کوپتری نظامی بالای سر جمعیت ظاهر شد و سپس مسلسلی از آن بیرون آمد و مردم را به رگبار بست و تعدا زیادی را شهید و مجروح کرد. همزمان با هلی کوپتر نظامیان مستقر در اطراف میدان و بالای پشت بام های اطراف نیز به سوی مردم شلیک کردند و در اندک مدتی مردم بی دفاع به خاک و خون کشیده شدند و تعداد زنان و شجاعت و رشادتی که در این واقعه از خویش نشان دادند این واقعه را به یکی از صحنه های باشکوه حضور زنان در نهضت تبدیل کرد. اما در تمجید از این حضور با شکوه زنان در پیامی که به مناسبت این واقعه فرستادند از زنانی که در این واقعه شرکت داشتند، به "شیر زنان" تعبیر کردند که گواه اهمیت حضور زنان در این واقعه بود. باشکوه تر و شورانگیزتر از آن صحنه هایی بود که زنان داغدیده در روزهای بعد در بهشت زهرا به مبارزه برای پیروزی نهضت اسلامی بود. در 23 شهریور امام در اطلاعیه ای از مردم خواست دست از کار بکشند و برای شهدای میدان ژاله عزاداری کنند. شب هفتم شهدای 17 شهریور در بهشت زهرا برگزار شد و جمعیت زیادی در آنجا حضور یافتند. مؤلف کتاب " گام به گام با انقلاب" که در آن شب در بهشت زهرا حضور داشته شات در این باره می نویسد: جمعیت مردان – چون حلقه ای- گروه زنان داغدیده را در جمع خود محاصره کرده بودند و شعارهای دلخراشی از میان زنان برمیخاست. عده ای از مردان، زنان چادری را گلباران می کردند و شعار می داند: ای مادر مجاهد ما به تو افتخار می کنیم. زنان بر سر خاک عزیران خود به جای گریه سخنرانی می کردند. زنی خاک گور پسرش را بر دست گرفته بود و فریاد بر می آورد: ای خمینی عزیز بگو تا من هم خونم را نثارت کنم. مادری را دیدم که مزار فرزند خود نقل می ریخت و با فریاد می گفت: پسرم مرا پیش خدا روسپید کردی؛ این شهادت برتو و من مبارک. زنان فریاد می زدند: خمینی عزیزم بگو که خون بریزم. مراسم چهلم شهدای 17 شهریور نیز با عظمت و حضور گسترده ی زنان برگزار شد. مؤلف کتاب گام به گام با انقلاب درباره ی این مراسم چنین می نویسد: در بهشت زهرا زنی که یگانه فرزند سربازش در مقام فرمان شلیک به مردم بی گناه مغز خود را متلاشی کرده است در زمین خاک آلود بهشت زهرا بر توده ای از خاک برمی خیزد و فریاد برمی دارد که ای جوان ها به پیش به پیش و التماس می کند و از جوان ها می خواهد که آرام نگیرد و از شاه و همدستان خائن آن هراس بر دل راه ندهند. روزنامه ی اطلاعات در این باره چنین گزارش می دهد: د راین وقت زنی که با دختر و یک کودک خردسالش در صف بود وارد سردخانه شد و در میان حیرت و تأثر شدید جمعیت فریاد زد: پیدا کردم او پسر من است. و با انگشت شهید هیجده ساله را که گلوله چشمانش را متلاشی کرده بود و نشان داد. مردم برای آرام کردن زن و تسلیت به او دورش را گرفتند ولی او با خونسردی غیرقابل وصفی آرام خویشتنداری بود و خطاب به جمعیت گفت: پسرم به آرزویش رسید. او بدون اینکه گریه ای سر دهد برای اجتماع مردم از انقلاب سخن می گفت و می گفت ای کاش او را می بوسیدم! ای کاش او را از زیر قرآن رد می کردم. بدین ترتیب واقعه ی 17 شهریور تهران در نهضت جایگاه مهمی یافت و تأثر عمده ای در فروپاشی رژیم داشت. امام درباره ی اهمیت این واقعه فرمودند: 17 شهریور از ایام الله است و باید یادمان نرود این را. آن قدر شهید دادیم ان قدر خون دادیم ما آن روز و در مقابل اجانب و در مقابل وابستگان به اجانب قیام کردند ملت ما خونشان ریخته شد لکن پیروز شدیم. مبدأ پیروزی و هم روزهایی که نمی توانیم ما بشمریم این روزهایی که آنان با کمال شقاوت حمله می کردند و شما با کمال شجاعت زن و مردتان می ایستادید و در مقابل شان.
_ مهر و آبان مبارزات دانش آموزان با هجرت امام به پاریس در 13 مهرماه 1357 اعتصاب ها و مبارزه در کشور بالا گرفت. ابتندا بانک ملی اعتصاب کرد آنگاه مؤسسات بزرگ شرکت نفت، اداره ی برق رادیو و تبویزیون، اداره ی دارایی، گمرکات، اداره ی فرهنگ و هنر و اداره ی آموزش و پرورش هم به اعتصاب کنندگان پیوستند. اعتصاب که برابر تظاهرات کنندگان خیابانی، مدرسه ی انقلاب نام گرفت، تمام ارکان اقتصادی کشور را به لرزه درآورد. در میان اعتصاب ها اعتصاب و تظاهرات های دانش آموزان که از اواسط مهرماه شروع شده بود اهمیت زیادی داشت؛ زیرا آنان با همبستگی کامل و جمعیتی به نسبت زیاد در خیابان های اطراف مدارس تظاهزرات و راهپیمایی می کردند و رژیم را در موقعیت بسیار خطرناکی قرار داده بودند.امام که از اهمیت این اعتصاب ها و حرکت های دانش آموزان آگاه بودند در پیامی که برای دانش اموزان فرستادند آنان را به ادامه ی مبارزه تا سرنگونی رژیم دعوت کردند. در این پیام آمده است: در آغاز سال تحصیلی که محصلین علوم دینیه و دانشجویان دانشگاه ها و دانش اموزان که برای اسلام و برقراری حکومت عدل اسلامی به پا خاسته اند درود می فرستم. در سالی که گذشت سال فداکاری و رنج تمام طبقات ملت عزیز و شما فرزندان اسلام بود؛ سال نزدیک شدن پل پیروزی و نمدار شدن آثار آن؛ سال کشتارهای بی رحمانه و به عزا نشاندن ملت و در عین حال عقب نشینی مخصوص شاه و اربابان و نوکرهای او... من تأیید خداوند متعال وتمسک به مکتب پرافتخار قرآن به شما فرزندان عزیز اسلام، مژده ی پیروزی نهایی می دهم. به شرط اینکه نهضت بزرگ اسلامی و ملی ادامه یابد و پیوند شما جوانان برومند اسلام ناگسستنی باشد و به شرط اینکه نهضت بزرگ اسلامی و ملی ادامهیابد و پیوند شما جوانان برومند اسلام ناگسستنی باشد و به شرط آگاهی از حیله هی استعمارگران راست و چپ و جنود ابلیسی انان و مهره های که به اسم شاه و دولت و وزیر و وکیل به جان ملت مستضعف افتاده اند و خون آنان را می مکند. هان ای عزیزان من! در محیط مدارس و دانشگاه ها و دانشسراها، آگاهانه و متعهد به پا خیزند و به هم بپیوندید و برای نجات اسلام و کشور کوشش کنید و.... اگر از استادان و دبیران و سران قوم، انحرافی از مقاصد ملی و دینی که سرنگونی رژِم پوسیده در رأس آن است، دیدید، شدیداً اعتراض کنید و راه ملت را که راه خدمت به آنان است پیشنهاد کنید... بدین ترتیب با رهنمودها و پیام های امام مبارزه های دانش آموزان در سراتاسر کشور بالا گرفت و به تظاهرات گسترده و درگیری های خونین با مأموران رژیم منججر شد و فضای خیابان ها به طور کامل در اختیار دانش آموزان قرار گرفت. دانش آموزان دختر در این جریان ها نقش فراوانی داشتند و بارها مدارس دخترانه مورد حمله ی مأموران رژیم قرار گرفت. روزنامه ی کیهان در روز 26 مهر در صفحه ی اول خود با عنوان بزرگ نوشت: زد و خورد مأموران با دختران دانش آموزان تهران. اولین درگیری عمده ی دانش آموزان دختر با مأموران رژیم در تبریز اتفاق افتاد که مأموران به دختران دبیرستانی حمله کردند و تعدادی از آنان را به شهادت رساندند. در ابتدای آبان تظاهرات دانش آموزان تهران شدت گرفت. روز اول آبان گروهی از دختران دبیرستان مرجان در خیابان 45 متری سید خندان از مدرسه ی خود بیرون آمدند و برای پیوستن به مدرسه ی شهنایی در نظام آباد حرکت کردند. آنان با وجود ممانعت پلیس به هم پیوستند و پس از تظاهرات کوتاهی در مسجد گرد امدند و می خواستند نماز جماعت برگزار کنند کهخ ماموران مانع شد و آنان را متفرق کردند. در شرق تهران دانش آموزان مدرسه ی دخترانه ی دریای نور دست به تظاهرات زند. روز 2 آبان تمام دانش آموزان دختر مدارس خوارزمی جاویدان و هشترودی پس از تعطیلی کلاس ها واجتماع در بیرون از مدرسه دست به تظاهرات زدند. روز 3 آبان هزاران نفر از دانش آموزان مدارس دخترانه ی ادیب نیشابوری و مدارس شهنایی و هنرستان کاراموز در خیابان سمنگان اقدام به راهپیمایی کردند و با مأموران درگیر شدند. در همان روز عده ای از دانش آموزان دبیرستان دخترانه ی مهرگان در حالی که پلاکارد و عکس هایی از امام در دست داشتند در خیابان ها دست به تظاهرات ها زدند. مردم به روی آنان گلاب می پاشیدندو نیروهای ارتش در حالی که گارد شهربانی آنان را همراهی می کردند با دانش آموزان و مردم درگیر شدند. یکی از اقدامات مهم دانش آموزان تهران در این تظاهرات ها ورود آنها به دانشگاه تهران در روز سوم آبان بود. دانشجویان دانشگاه تهران به آن ها ملحق شدند و بزرگ ترین اجتماع دانش آموزی و دانشجویی را تشکیل دادند. در محوطه ی دانشگاه دخترانه محجبه نمایشگاه کتاب های دینی برپا کردند. در پایان این اجتماع قطعنامه ای صادر کردند که در آن خواستار لغو حکومت نظامی آزادی زندانیان سیاسی، بازگشت تبعیدیان و... شدند.همگام با تهران در سایرشهرها نیز دانش آموزان در این روزها راهپیمایی های گسترده ای علیه رژیم به راه انداختند در همران دانش اموزان دختر در این زمینه فعالیت بیشتری داشتند؛ 29مهرماه، مأموران به دبیرستان دخترانه ای که دانش آموزان آن تظاهرات کرده بودند حمله کردند و تعداد زیادی از آنان را مجروح کردند. این واقعه باعث اوجگیری مبارزات در همدان شد. روز 2 آبان در پی خودکشی یکی از دانش اموزان دختر- به علت آنکه در هنگام دستگیری او در زندان به وی توهین کرده بودند- تظاهرات گسترده ای از سوی دانش آموزان که گرداننده ی اصلی آن دانش آموزان دختر بودند در همدان صورت گرفت و به درگیری گسترده با مأموران انجامید. شهرهای کوچک نیز شاهد این تظاهرات ها و درگیری ها بودند.دانش آموزان دبیرستان دخترانه ی شاهدخت فسا در دوم آبان اعتصاب کردند و قطعنامه ای منتشر و اعلام کردند تا زمانی که به خواسته های آن ها که در این قطعنامه درج شده است پاسخ داده نشود، دست از اعتصاب برنمی دارند. خواسته های انان بدین شرح بود: 1- آزادی کلیه ی زندانیان سیاسی و بازگشت تبعیدیان داخل و خارج کشور؛ 2- آزادی دانش آموزان و معلمان بازداشتی؛ 3- جلوگیری از ورود مأموران نظامی به مراکز آموزشی؛ 4- تغییر نام دبیرستان شاهدخت به علی شریعتی؛ 5- مجازات عاملین حادثه ی کرمان. _ راهپیمایی عظیم تاسوعا و عاشورا با شروع ماه محرم مبارزه ها دوباره اوج گرفت. با برنامه ریزی ها و هماهنگی هایی انجام شده بود در شب جمعه دهم آذر اول ماه محرم تظاهرات وسیعی در تهران و شهرستان ها برگزار شد که در مبارزه های مردم ایران سابقه نداشت و مأموران نظامی و دولت را غافلگیر کرد.این تظاهرات که شبانه و از فراز بام ها و با دو عبارت مقدس" الله اکبر" و "لا اله الا الله" انجام داده شد کشور را به لرزه درآورد و رژیم را به وحشت انداخت. با فرارسیدن صبح مردم اذان گویان به خیابان ها ریختند و با فریاد "الله اکبر" و "لا اله الا الله" مأموران را به وحشت انداختند. مأموران برای متفرق کردن تظاهرات کنندگان بی رحمانه آنان را به رگبار بستند و بسیاری را به شهادت رساندند که کشتار خیابان سرچشمه ی تهران نمونه ی بارز آن بود. امام در پیامی که به مناسبت این واقعه فرستادند فرمودند: بار دیگر دست جنایتکار شاه از آستین خیانتکار دولت یاغی نظامی بیرون آمود و ملت ایران را در آستانه ی ماه محرم ماه مقابله ی اسلام و حق و عدالت با جنود شیطانی و طاغوت به خاک و خون کشید... من از راه دور درود بی پایان خود را به ملت عظیم تقدیم می نمایم و در غم و شادی با آنان شریک و به آن وفادارم...من از عموم مسلمین در این نهضت اسلامی که برای نجات اسلام و کشور اسلامی برپا شده است یاری می خواهم... من از سربازان سراسر کشور خواستارم که از سربازخانه ها فرار کنند. این وظیفه ای است شرعی که در خدمت به ستمکار نباید بود... من از همه ی طبقات محترم که در این مبارزه تأسی به امام امت- سلام الله علیه- نمودند. تشکر می کنم. خدا باشماست و قرآن کریم پناهگاه ملت. این حرکت ها و تظاهرات ها در واقع زمینه سازی برای تظاهرات عظیم تاسوعا و عاشورا بود. رژیم که از عظمت و وجود برنامه ریزی برای تظاهرات تاسوعا و عاشورا آگاه بود .از سویی نمی توانست جلوی آن را بگیرد اعلام کرد که تظاهرات روز تاسوعا و عاشورا آزاد است مشروط به ندادن شعار و حفظ آرامش؛ در حالی که مردم خود را برای حماسه ی بزرگ آماده می کردند و همان طور که پیش بینی شده بود تظاهرات این دو روز با عظمت بسیار برپا شد. در تهران سیل عظیم جمعیت از همان ساعات اولیه ی صبح به سوی خیابان انقلاب، آزادی و در نهایت میدان آزادی سرازیر شد و مردم با اجتماع در آنجا تظاهرات کردند.تظاهرات روز عاشورا نیز به همین صورت برگزار شد. همگام با تهران در دیگر شهرستان ها نیز تظاهرات این دو روز با عظمت و شکوه فراوانی برگزار شد. در تظاهرات این دو روز زنان حضور گسترده ای داشتند و در واقع این دو روز یکی از صحنه های با شکوه حضور زنان در نهضت بود. یکی از گزارش های ساواک درباره ی حضور زنان در راهپیمایی آن روز چنین می باشد: شرکت دختران و زنان چادری در روز تاسوعا قابل توجه بود. تعدادی نیز با روسری شرکت کرده بودند و گاهی زنان او وسط جمعیت گریه می کردند و پسرم می گفتند و دیگران او را آرامش می دادند. روزنامه ی اطلاعات در این باره چنین نوشت: در روز تاسوعا اکثر زنان با چادر سیاه در حالی که موی سر خود را تا حد پیشانی پوشانده بودند در صفوف منظم با در دست داشتن عکس هایی از امام و شعارهای مختلف به راه افتادند. صفوف منظم زن ها را جوانان در حالی که دست های خود را به هم زنجیر کرده بودند همراهی و هدایت می کردند. زن ها در این راهپیمایی با ندای مصمم و عزم راسخ در کنار برادران همسران و پدران خود شعار می داند و خواست های خود را اعلام می کردند. در روز عاشورا نیز زنان حضور گسترده ای داشتند و تعداد آنان نسبت به روز تاسوعا افزایش یافته بود. بنابر گزارش ساواک تعداد آنان سه برابر شده بود. در شیراز هم زنان در تظاهرات روز تاسوعا شرکت فعالی داشتند، روزنامه ی اطلاعات ضمن درج عکسی از آن به ذکر گوشه هایی از آن پرداخت. یک نمونه ی شعارهای روزهای تاسوعا و عاشورا چنین بود: ای خواهر فریادت را شنیدم؛ به سویت پر کشیدم ای خواهر من. تعداد زنانی که در این روز در تهران شهید شدند قابل ملاحظه بود براساس لیستی که روزنامه ی اطلاعات منتشر کرد تعداد زنان شهید در این دو روز 8 نفر بود. _ راهپیمایی زنان در روز کشف حجاب 17 دی ماه سالگرد کشف حجاب تظاهرات های باشکوه روزهای تاسوعا و عاشورا دولت نظامی ازهای را با شکست مواجه کرد و مبارزه های مردم را شدت بیشتری داد. شاه آخرین حربه ی خود را به کار برد و به پاشور بختیار متوسل شد. در واقع شاه در صدد بود با انتصاب او که از یاران مصدق بود به مقام نخست وزیری مردم را آرام و نهضت را مهار کند؛ ولی این در واقع شنا کردن برخلاف جریان آب ایستادگی در برابر طوفان سهمگین انقلاب بود و از پیش مسلم بود که نتیجه ای برای رژیم ندارد. بختیار با 12 تن کابینه ی خود را تشکیل داد و در روز 13 دی از مجلس سنا و پیش از مجلس شورا رأی تمایل گرفت و روز 16 دی ماه بدون رعایت تشریفات معمول دربار دولت خود را به شاه معرفی کرد. بختیار زمانی روی کار آمد که در سراسر کشور مبارزه های مردم رژیم را عقب نشینی سریع واداشته بود. در این روزها زنان با قدرت بیشتری قدم به میدان مبارزه گذاشته بودند. در روز 17 دی ماه رژیم با برنامه ی کشف حجاب اولین گام اساسی خود را علیه زنان مسلمان برداشته بود؛ به همین سبب زنان میهن برای محکومیت رژیم حضور فعالی در حرکت های سالگرد این روز از خود نشان دادند. در این میان زنان خراسان که همیشه در مبارزه ی زنان در نهضت پیشقدم و الگو بودند فعالیت های بیشتری از خود نشان دادند. جو مشهد از همان آغاز دی ماه بسیار متشنج بود و مبارزان آخرین ضربات را به رژیم وارد می آوردند. مشهد در روزهای نهم تا یازدهم دی ماه شاهد خونین ترین راهپیمایی ها و تظاهرات ها بود. براساس آمار در این روزها 600 نفر کشته و یک هزار نفر مجروح شدند. در ادامه ی این جریانات در روز 16 دی اعلامیه ای از سوی آیة الله طباطبایی قمی انتشار یافت که در آن از زنان استان خراسان دعوت شده بود تا در روز 17 دی در اعتراض به واقعه ی کشف حجاب پس از اجتماع در منزل ایشان به راهپیمایی علیه رژیم بپردازند. در این اعلامیه آمده بود زنانی که قادر به آمدن به مشهد نیستند همین راهپیمایی را در شهرهای خود انجام دهند. روز بعد به پیروی از این اعلامیه تعداد زیادی از زنان مشهد- که روزنامه ی کیهان زقم200 هزار نفر را برای آن ذکر کرده است- در اطراف منزل آیة الله قمی اجتماع کردند و پس از آن به تظاهرات در شهر پرداختند. همگام با مشهد در سایر شهرهای استان خراسان از جمله تربت حیدریه و بجنورد نیز زنان به پیروی از اعلامیه ی آیة الله قمی- در حالی که عکس هایی از امام و سایر آیات عظام با خود همراه داشتند- به راهپیمایی پرداختند و سیاست های رژیم را محکوم کردند. در شهر بابل نیز در روز 17 دی حدود سه هزار زن چادری با در دست داشتن پلاکاردهایی که بر روی آن ها شعارهایی علیه رژیم درج شده بود به راهپیمایی پرداختند و سپس وارد دانشسرای عالی فنی بابل شدند و از نمایشگاه عکس حوادث اخیر که در آنجا برپا شده بود دیدن کردند. در سمنان نیز هزاران تن از زنان به راهپیمایی پرداختند. در همان روز در اهواز200 هزار نفر مرد و زن اقدام به برپایی یک راهپیمایی بزرگ کردند و سپس در مقابل حسینیه اجتماع نمودند. در این اجتماع یکی از زنان سخنرانی کرد و با محکوم کردن سیاست های رژیم در قبال زنان درباره ی آزادی زنان چنین گفت: جامعه ی زنان ایران می توانند از آزادی و حقوق حقه ی خود که دین مبین اسلام به آنان ارزانی داشته اشت نهایت بهره را بگیرند ولی این استفاده باید در حجاب زن باشد. پس از او آیة الله خزعلی در یک سخنرانی ضمن برشمردن فجایع اخیر و کشتار مردم به دست حکومت به آزادی زنان اشاره کرد و گفت که آزادی زنان چیز تازه ای نیست؛ زیرا حقوق حقه ی زن را در 14 قرن پیش شرع مقدس اسلام منظور داشته است. در این مقاطع حساس و سرنوشت ساز انقلاب حضور زنان و قرار گرفتن آنان در کنار مردان دیگر به امری به طور کامل بدیهی و حتی ضروری تبدیل شده بود. اینکه در گوشه از شهر تظاهراتی هرچند محدود اتفاق بیفتد و زنان در آن حضور نداشته باشند غیر ممکن می نمود. هر اعتراضی و هر نمادی از آن بدون حضور زنان و دختران به یقین صورت نمی گرفت و حضور زنان به جزو لاینفک مشارکت ساسی و انقلابی گری تبدیل شده بود. _ اربعین حسینی شاه در 26 دی ماه کشور را ترک کرد. مردم خروج او را از ایران که نقطه ی عطفی در تاریخ نهضت به شمار می امد جشن گرفتند. شادی کنان به پایکوبی و دست افشان پرداختند اتومبیل ها در تمام مسیر خود با چراغ های روشن حرکت می کردند و صدای بوق ممتد آن ها در طول راه شنیده می شد؛ زن و مرد، کوچک و بزرگ، در وسط خیابان و پیاده روها با فریاد های شادی، رفتن شاه را شادباش می گفتند و با شعارهای تازه ای ماندد " به همت خمینی، شاه فراری شده" یا " تا مرگ شاه خائن نهضت ادامه دارد" در خیابان ها حرکت می کردند. مردم خود را برای راهپیمایی عظیم روز اربعین آماده می کردند تا آخرین ضربه ها را بر پیکر رژیم وارد آورند. امام خمینی(قدس سره الشریف) که به اهمیت این راهپیمایی آگاه بودند شرکت در آن را بر تمام ایرانیان واجب شرعی و ملی اعلام کردند و در اعلامیه ای خطاب به مردم ایران فرمودند: امسال اربعین امام امت در خلال اربعین های پیروان و شیعیان آن بزرگ مرد اسلام واقع شده و گویی خون شهیدان ما امتداد خون پاک شهیدان کربلاست و اربعین اخیر برادران ما بازتاب اربعین آن دلاور می باشد... راهپیمایی پرشور در این اربعین وظیفه ی شرعی و ملی است... ملت بزرگ در سراتاسر ایران با راهپیمایی و تظاهرات خود... مخالفت خود را با شورای سلطنت غیرقانونی اعلام می نماید و پشتیبانی خود را برای چندمین بار از جمهوری اسلامی اعلام می کند...از خداوند تعالی خواستارم که با مرحمت واسعه ی خود ملت ما را از شر اشرار داخلی و خارجی نجات دهد. صبح روز اربعین مردم سراسر کشور به پیام امام لبیک گفته به طرز باشکوهی به راهپیمایی پرداختند. در تهران سیل عظیم جمعیت در میدان آزادی اجتماع کردند و در دیگر شهرها نیز تظاهرات این روز بسیار با شکوه برگزار شد. پیش از آن گروه زنان مبارز پیشرو در تهران به طور وسیعی در این تظاهرات شرکت کردند. روزنامه ی کیهان در یکی از تیترهای خود چنین نوشت: زنان آزادی خواه موج عظیم اقیانوس جوشان دیروز بودند. حرکت انقلابی که همراه با رقابت های انقلابی جنبش فرهنگی اسلام گرایی و معنویت گرایی را به راه انداخته بود موحب حضور هرچه بیشتر زنان محجبه گشت که در این فضا احساس آرامش می کردند. در تظاهرات آن روز افزایش قابل ملاحظه ی تعداد زنان چادری نسبت به سابق و کاهش تعداد زنان بی حجاب قابل مشاهده بود. یکی از تیتیرهای روزنامه ی کیهان چنین بود: زنان مسؤول نظم که در زیر این عنوان چنین آمده بود: "زنان مسؤول نظم" که در زیر این عنوان چنین آمده بود: دیروز هیچ کس چادر را که لباس ملی و در پیوند با فرهنگ اسلامی ماست نشانه ی عقب ماندگی تصور نکرد؛ چرا که صدها هزار زن به ما ثابت کردند دستان پرتوان آنها همیشه آماده ی یاری برادران خود بوده است. دیروز به هیچ طریقی نمی توانستیم دریابیم که زنان شرکت کننده در راهپیمایی زیادتر هستند یا مردان؟ اما این چه اهمیتی دارد؟ مهم پیوند محکم بین آنها بود. زنان دوش به دوش مردان در حالی که کارت انتظامات را به سینه داشتند به سازماندهی راهپیمایی پرداخته بودند. در مشهد نیز زنان در تظاهرات اربعین شرکت فعال داشتند تعداد آنان را روزنامه ی اطلاعات 300 هزار نفر ذکر کرده است. در دیگر شهری بزرگ و کوچک همین وسعت حضور دید می شد و میتوان گفت تظاهرات این روز یکی از صحنه های باشکوه حضور زنان در نهضت به شمار می آید. _ بیست و هشتم ماه صفر روز 28 صفر(7 بهمن)2 میلیون نفر از مردم تهران در تظاهرات با شکوهی ضمن محکوم کردن دولت بختیار خواستار بازگشت امام شدند. تظاهرات کنندگان که در اولین ساعات صبح از نقاط مختلفشهر به راه افتادند در ساعت 7 صبح در خیابان شهنار جنوبی گرد آمدند. در این راهپیمایی زنان نیز با نظم کامل در حالی که جدا از مردان بودند فعالانه شرکت داشتند. تعداد انان را 500 هزار نفر براورد کرده اند. روزنامه ی کیهان درباره ی حضور فعال زنان در این راهپیمایی چنین نوشت: زن ها مشت های شان را به آسمان بلند کرده بودند.شعار های آن ها غرش مردان را تعقیب می کرد. تعداد زنان به هیچ وجه کمتر از مردان نبود. انقلاب اسلامی به یکسان زنان ومردان را به میدان کشاند.[۱]
پانویس
- ↑ نرم افزار زن و دفاع مقدس| بسیج جامعه زنان