شهیدابراهیم آذرشین فام
| ابراهیم آذرشین فام | |
|---|---|
![]() | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | 1338/03/07 |
| شهادت | 1359/07/19 |
شهید ابراهیم آذرشین فام تاریخ تولد :1338/03/07 تاریخ شهادت : 1359/07/19 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :آذربایجان شرقی - مراغه – گلشن
زندگی نامه
شهید ابراهیم اذر شین فام درسال 1338 درشهر ستان مراغه درخانواده متوسط پا به عرصه جهان گذاشت او سومین فرزند خانواده بود و پسری کنجکاو و باهوش وحساس بوداوهمیشه دوستان خودرادر طبقه پایین جامعه انتخاب میکرد و علت را مهربانی باهوش ونترس بودن آنان تلقی می کرد و اعتقاد داشت بچه های ثرتمند تنبل ولوس و ترسو هستند ومعمولا با با جان شان پشت درکلاسها با آقا معلم صحبت میکند وتا به جای نمره صفرشان بیست تحویلشان دهد تا آخ ر سر شاگرد اول کلاس هم بشوند با وجود تمام حق کشی ها ابراهیم از شاگردان ممتاز کلاس بود علاقه زیادی به فرامین دینی داشت به همین جهت ا زهمان اوان کودک ی درمسجد آقا محمد تقی به آموختن درس قران پرداخت واز هیئت جوانان به مسئولیت حاج آقا سلطانی جوایز مختلفی نظیر کتاب شکوفه های ایمان دریافت نمود. از صفات مشخصه ابراهیم خون گرمی و خوش اخلاقی وی بود اوهمواره می گفت دوست شدن با افراد خوش خلق هنر استنیست مهم ان است که انسان همبا افراد بد خلق وهم با افارد خوش خلق دوست باشد تا دبین ترتیب راه و رم خوب بودن رازا افراد خوش خلق آموخته وبه افراد بد خلق نیز تاثیر بگذارد خستگی ناپذیر بودن و پشت کار او زبانزد بود وهمواره این شعر راتکرار میکرد مسلمانی کهداند رمز دین را - نساید پیش غیر الله جبین را اگر گردون به کام اونگردد - نساید پیش غیر الله جبین را اگر گردون به کام اونگردد - به کام خود بگرداند زمین را در بحبوه انقلاب ابراهیم نوارهای کاست امام خمینی را به خانه می اورد وبه خانواده توصیه میکرد این نوارها را گوش کنید ومرتب درتظاهرات های خیابانی شرکت نموده وبا چشمانی اشک آلود ناشی ازگازهای اشک آوربه خانه بازمیگشت.
هنوز اقلاب اسلامی پیروز نشده بود و تظاهرات خیابانی رواج گسترده ای داشت یکی از همسایه ها که پلیس بوده و شدیدا با انقلابیون مخالف بود در یکی از روزها که پسر کوچکش به منزلل ماآمده بود ابراهیم سود امامخمنی راکه تازه رواج یافته بود به پسر کوچک ایشان آموخت وازاو خواست تا این سرود رابرای پدرش بخواند که نهایتا پسر شیرین زبان با اشتیاق ازپدر میخواهد به سرود اوگوش دهد تاجایزه بگیرد متاسفانه جای جایزه کتک مفصلی از پدر دریافت م یکند اودر سال 1358 پس ار فارغ التحصیل هنرستان ازدوره کادرانی رشته الکترونیک آموزشکده ارومیه پذیرفته و مشغول به تحصیل شد سرانجام مدرک تکنسین عالی خودرا دریافت نمود وبا لافاصله بع علت آغاز جنگ تحمیلی داوطلبانه خودرا جهت رفتن به خدمت سربازی معرفی نموئد وبا اینکه خانواده ا زرفتن وی ناراحت بودند واظعهار م یداشتند هنوز برادرکوچکت درسربازی است و اسم تونیز اهعلام نشده است واوگفت اکنون که مملکت دچار خطر شده است ما باید نیاز مملکت را برآورده کنیم تا نشان دهیم که واقعا حامی دین وانقلابمان که ثمره خون هزاران شهید است هستیم ودرمقابل گریه مادرش که میخواست مانع ارز رفتن وی شود گفت مادر اگ ر دزدی بخواهد وارد خانه ماشود شما به عنوان یک زن میتوانی بی تفارت باشی تا ما هم به عنوان یک مرد درمقابل تجاوز بیگانگان به مملکت اسلامی مان بی تفاوت باشیم اگر من صبر کنم تابرادرم از سربازی بیاید جنگ تمام میشود ومن نم یتوانم درجنگ سهیم باشم پس از پایان دوره آموزشی محل خدمتش در پادگان ارومیه تعیین گردید تا سرانجام در یک حمله ناجوانمردانه گروه کومله دمکرات ( به سرکردگی عزالدین حسینی ) واز پیش تعیین شده به پادگان ارومیه در19 مهرماه هزار و سیصدو پنچاه ونه به همراه پنچاه تن از یارنش درمقابله با دشمن (شکستن توطئه زیر کانه صدام به منظور سقوط پادگان وحمله عراقی ها از طرف غرب ) به شهادت رسید بنا به گفته فرمانده پادگان (در دیدار ازخانواده شهید ) حمله دشمنان ناگهانی بود چون خانه های سازمانی اطراف پادگان را دشمن تسخیر گکرده بود اکثرا تصمیم به تسلیم شدن گرفته بودند ول ی گروهبان سوم وظیفه ابراهیم به همراه دوستانش شدیدا مخالفت کرده وا ز سنگرها بیرون آمده وبه دشمن حمله میکنند ودرگیری شدیدی آغاز می شود بعداز دوساعت پادگان ازوجود دشمنان پاکساز ی می شود ولیابراهیم وپنچاه تن ا ز سربازان ودرجه داران به شهادت رسیده وبه لقاء الله م یپیوندند (19 مهرماه 1359 به شهادت رسید و 21 مهرماه 1359 به خاک سپرده شد ) [۱]
