شهید ابراهیم قنبرزاده پورپایه بست تاریخ تولد :1340/02/09 تاریخ شهادت : 1361/08/12 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :گیلان - رشت - رشت (تازه اباد)
زندگینامه
«بسم رب شهداء والصدیقین» شهید ابراهیم قنبرزاده پور پایه بست فرزند قنبرعلی در سال 1340/02/09 در رشت بدنیا آمد.تا پنجم ابتدایی در محله زرجوب درس خواند بعد به شاگردی در یک تراشکاری مشغول گردید.ابراهیم دومین فرزند خانواده از نظر دینی و مذهبی الگوی مناسبی برای دیگر خواهر و برادرش بود.در بحبوحۀ انقلاب که مردم با مشکل سوخت مواجه بودند ایشان داوطلبانه برای کمک به مردم در زمینه سوخت رسانی انجام وظیفه می نمود.وی خود را موظف به شرکت در تمام تظاهرات و گردهمایی های ضد رژیم ستمشاهی دانسته و علیرغم وجود خطرات فراوان، حتی ذره ای در این راه عقب نمی نشست.چرا که می دانست و بر این باور بود که با ورود حضرت امام به خاک ایران، پروندۀ نظام ظلم و جور بسته خواهد شد و پرچم اسلام برفراز این مرز و بوم به اهتزاز در خواهد آمد.وقتی پس از مدت کوتاهی از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، دشمن برای دست درازی به این کشور، دندان تیز نمود،او همچون دیگر جوانان غیور و انقلابی، برای دفاع از ارزشهای دینی و ره آوردهای انقلاب اسلامی وارد میدان شده و صدای مزدوارن بعثی و همپیمانانشان را در نطفه خفه کرد. او سرانجام در این راه مقدس در منطقه عین خوش و در سال 1361/08/12 به شهادت رسید. روحش شاد و راهش مستدام باد.
وصیتنامه
بسم رب الشهدا انا لله و انا علیه راجعون بسم الله الرحمن الرحیم آری به نام خداوند گار شهیدان، شهیدانی از هابیل و حسین تا شهیدان کنونی وطنمان براستی که ما از سوی خدا آمده و به سوی او باز می گردیم. آنجا که خداوند می فرماید به آنان که در راه خدا کشته می شوند مرده نگوئید که آنان زنده اند و در نزد ما روزی می خورند. وقتی این جملات را می شنوم حسرت می خورم که ای خدا پس در کدامین مکان و در کدامین مقام روم تا به این عظمت برسم که خدایم اینطور گوید. اکنون که خداوند بر ما منّت نهاده و در جهادی عظیم بر علیه سردسته های کفار جهانی و به پشتیبانی از دین و آئین مقدس اسلام و کتاب آسمانیم قرآن سلاح در دست تا بر تمامی قابیلیان بتازم از هیچ چیز هراس ندارم و شهادت و جهاد در راه خداوند را با آغوش باز پذیرا هستم. و شما ای باز ماندگان من. ای مادر مهربان ای پدر گرانقدرم ای خواهران و برادرانم ای کسانی که به شما وابسته ام و از این جهان رها وصیت من براین است. خوب گوش کن ای مادرم ای مادری که شبها لالائی ات سرود پیروزی و نبرد در راه الله بود و ای پدر مهربانم که نصایح گرانقیمتت پند و اندرز برای حراست از دین و وطنم بود. من از مال دنیائی رهایم چون هنوز در خانه پدری هستم چندی نداشته و همه متعلق به خانواده است. از کسی طلب کار نیستم و به کسی هم بدهکار نیستم. خیری در جهان نکرده و بسیار گنه دارم و استدعای مغفرت از تمامی شماها می خواهم که مرا ببخشید. و به مادرم بگوئید که ای مادرم خوب می دانم که در پای من چه رنجها که نکشیدی و چه خوابهای که در پای من به هدر ندادی با این حال مبادا در مرگ و شهادت من قطره اشکی بریزی و شیون کنی و یا تسلیت بپذیری و خوب می دانم که تو هم از بانوی خودت و بانوی تمامی زنان مسلمان صبر عظیم را آموخته ای و زینب گونه در مقابل مصائب روزگار بایست. وصیّت من بر شما این است که مبادا دوباره تاریخ تکرار شود و حادثه کربلا و مردم کوفه یکبار دیگر زنده گردد مبادا حسین زمان را که به وطن دعوت نموده و چشمهایمان را آماده نموده تا برآن قدم نهد تنها بگذاریم که امروز اسلام عزیز در گرو همین پشتیبانی است. اگر جسدم در بیابان ماند و یا سوخت و خلاصه مفقود الاثر شد. که هیچ روحم در آسمانها به پرواز است و خداوند قهار و قادر است تا دوباره همه ذراتم را در یکجا جمع کند ولی اگر بدست شما رسید آن را در قبرستان تازه آباد دفن نموده و این شعر را بر سنگ مزارم حک کنید: حاصل عمر نثار ره یاری کردم شادم از زندگی خویش که کاری کردم بر مزارم آمدی نمودی یادم بخوان سوره الحمد تا کنی شادم در پایان از همه خداحافظی می کنم ابراهیم قنبرزاده - فرزند قنبر سرباز وظیفه جانباز اسلام ابراهیم قنبرزاده این وصیت نامه توسط دوست و همسنگرم حسین اکبری پور نوشته شده و بر من خوانده شده و تمامی مورد تأئید من است. تقدیمی از جبهه عین خوش؟ 202 ابراهیم قنبرزاده 1360/01/02[۱]