زندگی نامه
شهید اسدالله شاهسون متولد 1340در روستای قرهقیطان از توابع سرخس از پدر و مادری روستایی و زحمتکش چشم به جهان گشود. دوران کودکی را در دامان پر مهر و محبت خانواده در حالی سپری می کرد که از همان کودکی برای کار در مزرعه و زمینهای کشاورزی آموزش داده میشد. با رسیدن به سن 7 سالگی با وجود تمام مشقات و مشکلاتی که برای تحصیل روستازادهگان شریف بعلت بیبند و باری رژیم سرنگونشدهی پهلوی و عدم توجه به امر آموزش روستائیان شریف وجود داشت، راهی دبستان شد. تحصیلات مقطع ابتدائی را در همان روستا با حداقل امکانات موجود با موفقیت به پایان برد. مقطع راهنمایی رانیز بامشقات وسختی های فراوان با تردد بسیار به روستای مجاور به پایان رساند و بخاطر مشکلات عدیده ترک تحصیل کرد.شهید بسیار دلسوز، رئوف و دوستداشتنی بود. او برای انجام کارهای خیر و خدمت به همولایتیهایش از هیچ کوششی دریغ نمیکرد. خدمت به معیشت خانواده را بر درس و تحصیل مقدم دانست و کشاورزی را پیشهی خود برای امرار معاش و کمک به خانواده قرار داد. . پس از پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي با وجودی که زندگی در محیط آرام و امن روستا برای او فراهم و مهیا بود و او بدون تشویش میتوانست به زندگی آرام خود ادامه دهد، در سن 17 سالگی به مشهد مهاجرت نمود و به کارگری مشغول شد و در سن 18 سالگی دفاع از کشور اسلامی و نظام نوپای جمهوری اسلامی را بر آسایش خود ارجح دانست و به خدمت اعزام شد. او دوران آمادگی را در زاهدان گذراند و بعد از آنحدود 15ماه از خدمتش را در جبهههای حق بر علیه باطل در منطقهی عملیاتی سومار گذراند. او در آن منطقهی عملیاتی آرپیجیزن ماهری بود و به خاطر رشادتها و مهارتی که داشت از سرباز معمولی به سربازحرفهای و سپس از سرجوخهای به گروهبان سومی ارتقا یافت. او تشویقیهای فراوانی دیگری هم داشت و دوبار در منطقه از ناحیهی دست و بار دیگر صورتش مجروح گردید ولی با استراحت کمی پس از بهبودی نسبی به جبهه باز میگشت. او از نظر اخلاقی، فردی لایق و باخدا و از نظر دینی هیچ موقع عبادت را سهل و کوچک نمیشمرد. او حتی در روزهای سخت جبهه روزه میگرفت. عاقبت شهید والامقام دریکی از روزهایی که با زبان روزه برای خدا میجنگید، پس از رشادت ها وجانفشانیهای دلاورانه شربت شهادت را گوارا نوشید و به درجهی رفیع شهادت نائل گردید. روحش قرین رحمت حق و خلد برین جایگاهش باد . [۱]
