شهیدامیر ملارضا
شهید امیر ملارضا تاریخ تولد :1344/01/01 تاریخ شهادت : 1362/08/29 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :نامشخص
زندگی نامه
شهید امیر ملارضا فرزند ششم خانواده در سال 1344 در تهران متولد شد. پدرش محرم و مادرش مریم به علت عشق و علاقه به مولای متقیان امیرالمومنان علی (علیه السلام) نام امیر را بر وی نهادند. او در سن 7 سالگی به مدرسه رفت و درسش را فقط تا سال چهارم ابتدایی ادامه داد. امیر از اعتقاد بالایی برخوردار بود و از سن کودکی نماز می خواند و در مسجد زینبیه واقع در خیابان مالک اشتر در نماز جماعت شرکت می کرد. او انسانی بسیار مهربان، محجوب و عاشق انقلاب بود و به پدر و مادرش احترام می گذاشت. سال های تحصیل را با موفقیت پشت سر می گذاشت که در سن 12 سالگی در پی یاری پدر در جهت تأمین قسمتی از معاش خانواده در یک کارگاه صافکاری اتومبیل مشغول کار شد. چند صباحی از این مرحله نگذشته بود که زمزمه های انقلاب آغاز شد و طولی نکشید که تمام کشور را فرا گرفت و در مدت کوتاهی تظاهرات و مخالفت های مردم مسلمان ایران بر علیه نظام پوسیده و ضد اسلامی پهلوی آشکار شد. او که خود را در محیطی مذهبی یافته بود خیلی زود توانست پیام انقلاب را به گوش دل بشنود و در مخالفت ها و راهپیمایی ها شرکت کند. با وجود سن کم، روحی ناآرام داشت و از همان ابتدای انقلاب به خاطر شدت فعالیت هایش خانواده وی هر لحظه انتظار آوردن خبر شهادت وی را داشتند. امیر با پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی بر شدت فعالیت خود افزود و با تشکیل ارتش بیست میلیونی به عضویت بسیج مسجد محل درآمد و به پاسداری از دستاوردهای انقلاب پرداخت. با آغاز حرکت خیانت بار گروهک های ضد انقلاب و ملحد و همچنین خط سازش (لیبرال ها)، از آنجایی که در همه مراحل و موضع گیری ها گوش به فرمان دستورات حضرت امام داشت به شدت با این گروهک ها به مخالفت برخواست و در تظاهرات هایی که بر علیه آنان تشکیل شده بود، شرکت می نمود.
با آغاز جنگ تحمیلی که از طرف قدرت های شیطانی و به نمایندگی حزب بعث عراق و در رأس آن صدام صهیونیست به جمهوری اسلامی ایران تحمیل گشت، او نیز چون دیگر فرزندان این آب و خاک به فکر دفاع از انقلاب افتاد و در همین راستا در اسفند ماه سال 1360 به جبهههای نبرد حق علیه باطل شتافت و در عملیات عظیم و پیروزمند بیت المقدس شرکت جست و همراه با سایر سپاهیان لشگر توحید با یورش به قلب سپاه کفر توانست عدهای از آنان را به هلاکت رسانده و خرمشهر را از چنگ متجاوزین بعثی آزاد کنند. در طی مأموریت خود یک بار از ناحیه پا مجروح و ناچار شد تا برای مداوا به منزل برگردد. ولی این مانع از حضور مجدد وی نشد و برای بار دوم در عملیات والفجر مقدماتی شرکت و با بکارگیری تجربیات عملیات قبل همراه با سپاهیان اسلام به صف بعثیون بزدل تاختند و با خلق حماسه ها و رشادت های بسیار از ناحیه دست مجروح و ناچار به بیمارستان منتقل شد. شهید امیر ملارضا پس از مداوای جراحت با اصرار و پافشاری دیگران از رفتن مجدد به جبهه منصرف و در سپاه مشغول فعالیت شد. پس از بازگشت تقریباً دو ماه در پاسخ به پیام امام امت مبنی بر حضور همه جانبه مردم در جبهه ها به خصوص نیروهای آموزش دیده بلافاصله خود را به پایگاه مربوطه معرفی و بعد از چند روز عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد. هنوز دو ماه از حضور مجدد وی در جبهه نگذشته بود که عملیات گسترده و دشمن شکن والفجر 4 شروع و او نیز در این عملیات با مسئولیت حمل مجروحین و انتقال آنان به پشت خط مشغول فعالیت شد و سرانجام در طی همین عملیات در تاریخ 1362/08/29 مفقود الأثر گردید.[۱]