شهیدبرات الله ترسایی
براتاله محل تولد : کاشمر نام خانوادگی : ترسایی تاریخ شهادت : 1361/07/25 نام پدر : عزیز مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : بهشتزهرا
خاطرات
• بعد از مدتی که از شهادت همسرم می گذشت روزی برای تزئین سقف خانه باید روی نردبان می رفتم با این که حامله بودم و این کار برایم دشوار بود ولی به سختی انجام دادم بعد از اتمام کار به خاطر خستگی به دیوار تکیه دادم و نشستم در همان حال خوابم برد همسرم برات الله را در خواب دیدم او به من گفت: فاطمه جان شما حامله اید و بالا رفتن از نردبان خیلی خطر ناک است دیگر این کار را انجام نده اگر از آن بالا بیفتی و برای شما و بچه اتفاقی بیفتد نمی توانی جبران کنی به او گفتم :شما از کجا می دانی که من حامله ام ؟در نامه ای که برایت نوشته بودم و خبر حامله شدنم را گفته بودم، برگشت خورد. او جواب من را نداد و گفت:خیلی مواظب خودت باش من گفتم که خدا شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد و از خواب پریدم. • ایام تاسوعا وعاشورا هر سال را برای زیارت مزار شهدا و شوهرم برات الله به روستایمان می رفتم یکی از این سالها به خاطر عجله ای که داشتم تا به ماشین برسم یادم رفت که زیر قوری آب را خاموش کنم وقتی به روستا رسیدم یادم آمد که زیر قوری را خاموش نکردم چون فاصله بین روستا و شهرزیاد بود و وسیله ای هم نبود نمی توانستم برگردم به همین خاطر به خدا و ائمه متوسل شدم و گفتم :خدایا تو خود آگاهی که من به خاطر شهدا و این ایام مبارک آمده ام و خانه ام را به شما می سپارم . روز بعد که به شهر برگشتم و به خانه رسیدم دیدم گاز روشن است و هیچ اتفاقی نیفتاده است پس سجده کرده و خدا را شکر کردم.[۱]