شهیدجلیل اسکندری

نام: جلیل

نام خانوادگى: اسكندرى

نام پدر: رضا

تاریخ‌تولد: 1342/11/23

ش.ش: 2364

محل‌صدورشناسنامه: ابادان

تاریخ شهادت: 1362/05/15

نوع حادثه: حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلى

شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه

استان: بنیادشهیداستان‌تهران

شهر: داره‌بنیادشهیدمنطقه‌7)جنوب(

شهید جلیل اسکندری تاریخ تولد :1342/11/23 تاریخ شهادت : 1362/05/15 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا بسم الله الرحمن الرحیم

نام شهید: جلیل اسکندری

نام پدر: حاج رضا

محل تولد: آبادان

تاریخ تولد: 1342/11/23

مدرک تحصیلی: سوم دبیرستان

رشته تحصیلی: تجربی

وضعیت تأهل: مجرد

شغل شهید: سرباز

محل کار: ناجا

تاریخ شهادت: 1362/05/15

نحوه شهادت: اصابت ترکش به قلب

محل شهادت: مهران

نشانی مزار: بهشت زهرا

ارگان اعزام کننده: ارتش

یگان خدمتی: 808 کرمان

آخرین مسئولیت در جبهه: خمپاره انداز

زندگینامه

شهید جلیل اسکندری در تاریخ 23 بهمن ماه سال 1342 در شهر آبادان در خانواده‌ای مؤمن و معتقد به اسلام دیده به جهان گشود. وی پس از سپری نمودن دوران کودکی در دامان مادری عفیف و فداکار و پدری زحمتکش در سن هفت سالگی به مدرسه رفت و دوره ابتدائی خود را شروع نمود. ایشان مراحل تحصیلی را با موفقیت پشت سر نهاد و در رشته علوم تجربی در دبیرستان درس می‌خواند. با شروع انقلاب و اوج گرفتن شعله‌های انقلاب او نیز همچون برادران و خواهران مبارزش در صفوف راهپیمایی کنندگان و انقلابیون پیوست و با هوشیاری تمام بر علیه رژیم دست به افشاگری می‌زد. پس از پیروزی انقلاب به یاری خدا و همیاری مردم غیور ایران دست از فعالیت نکشیده و در مسجد محل خود و در آبادان به فعالیت خود ادامه می‌داد. با شروع جنگ تحمیلی و تهاجم وحشیانه ارتش بعث عراق خانواده ایشان مجبور به ترک عراق گشته و ایشان و پدرشان که کارمند شرکت نفت بودند در شهر باقی می‌مانند که آنها نیز بعد از چند صباحی مجبور به ترک شهر شدند و در تهران عزیمت می‌نمایند. وی پس از مهاجرت و ساکن تهران شدن به استخدام شرکت خصوصی در آمده تا بدین وسیله خرج و مخارج خود و کمکی به خانواده باشد وی تمامی کارهای خود را طبق دستورهای الهی انجام می‌داد و هیچ گونه آزار و اذیتی به مردم نمی‌رساند. بسیار مهربان و با گذشت بود و احترام خاصی برای پدر و مادرش قائل بود و همیشه به پندها ونصایح آنها گوش دل می‌داد و در رفتارش به کار می‌بست حتی موقعی که در آبادان بودند در آنجا سیل آمد و ایشان برای کمک به عرب های كپه نشین شبانگاه به آنجا رفته و به آنها کمک می‌کرد که تا صبح والدینش از او خبر نداشتند و دنبالش می‌گشتند. ایشان پس از مستقر شدن خانواده به فکر دفاع از آب و خاک کشورش می افتد و لباس مقدس سربازی را به تن می‌کند و داوطلبانه روانه جبهه های جنوب می‌گردد که پس از رزمی بی پایان و حماسه آفرینی دلاورانه سرانجام در تاریخ 1362/05/15 در منطقه عملیاتی مهران بر اثر ترکش به قلب دعوت حق را لبیک گفت و به شهادت می‌رسند.

وصیتنامه

طى این مصاحبت با پدر ش، توصیه كرد كه بعد از شهادتم هر چه در توان دارید براى این انقلاب و مردم آن بكار ببرید دیگر اینكه این راه را آگاهانه انتخاب كردم پس شیون و زارى نكنید تا دشمنان اسلام خوشحال نشوند.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۹ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۱:۵۶