شهیدحسن مقیمی
شهید حسن مقیمی تاریخ تولد :1343/05/26�تاریخ شهادت : 1365/06/08 محل شهادت : نامشخص�محل آرامگاه :اصفهان - شاهین شهرومیمه - شاهین شهر
وصیتنامه
بسمه تعالی نام: حسن نام خانوادگى: مقیمى نام پدر: على تاریختولد: 1343/05/26 ش.ش: 958 محلصدورشناسنامه: ابادان تاریخ شهادت: 1365/06/08 نوع حادثه: حوادثمربوطبهجنگتحمیلى شرح حادثه: رفتوبرگشتبهخطمقدم-تصادفخودروباخودرو استان: بنیادشهیداستاناصفهان شهر: ادارهبنیادشهیدبرخوارومیمه بسمه تعالى به نام خدا، به نام هستى بخش جهان، به نام درهم كوبنده ستمگران و یارى كننده محرومان و مظلومان و با درود بى پایان بر امام امت و امت شهید پرور. قلم در دستم مانده نمیدانم چه بنویسم حال كه میخواهم درد دل كنم دلم گرفته و اشكهایم سرازیر شده است البته نه اینكه من از مردن و كشته شدن در راه خدا بترسم نه به خدا سوگند مى خورم این آرزوى من بود كه در زندگى چند روزه خود در راه خدا جهاد كنم، مادرم اگر چه مى دانم داغ فرزند براى شما مشكل است اما فرزند امانتى در دست شماست كه در نهایت باید آن را به صاحب اصلى اش كه خداوند منان است برگردانید مادرم: اگر من نتوانستم فرزند خوبى براى شما باشم و وظیفه ام را نسبت به شما ادا كنم از شما مى خواهم كه شیر پاكت را حلالم كنى. همسرم: چه بگویم؟ از كدامین بگویم؟ در جبهه همه هستند از پیرمرد هفتاد ساله كه تفنگ به دست گرفته مى جنگد تا كودك ده ساله كه همپاى پدرش مى رزمد مى دانم رویاهاى شیرین همیشه در افكارت زنده است اما دراین برهه از زمان كه اسلام و جنگ به كمك ما نیاز دارد بر خود ببالید كه امانت خود را سالم به نزد خدا بازگردانیدید. همسرم زینب وار باش و هیچ گونه ناراحتى به خود راه نده و هر وقت كه بر مزارم مى آیى گریه و زارى نكن گویا من در قبر مى لرزم پس سعى كن لبخندى كه حاكى از عشق نسبت به شهید شدن من است داشته باشى. برادر و خواهرم: با یاد و نام خدا كارها را شروع كنید و پشتیبان امام و انقلاب باشید و از زحمات بى دریغى كه براى من كشیده اید تشكر مى كنم و از تك، تك شما حلالیت مى طلبم، برادرم و خواهرم مى دانم من نتوانستم آنچنان كه باید و شاید حق برادرى را به شما ادا كنم امیدوارم كه مرا مورد بخشش خود قرار دهید. از دایى ها و عموها و تمام دوستان و آشنایان از تك، تك آنها حلالیت بخواهید در آخر سخنم: من كه در زندگى قبل از شهادتم از مهر پدرى محروم بودم اى كاش پدرم زنده بود و مى دید كه حسین وار قدم در صحنه نبرد مى گذارم، اما افسوس، پس تا آنجا كه برایتان امكان دارد مرا كنار قبر پدر مهربانم به خاك بسپارید متشكرم باز هم تكرار مى كنم سر قبرم گریه و زارى نكنید و به هیچ عنوان پیراهن سیاه بر تن نكنید چون این كار باعث لرزیدن من در قبر مى گردد. « وصیت نامه فرزند كوچكتان حسن » 1364/08/13 [۱]