شهیدحسین جعفری
تاریخ تولد : 1323/01/15
نام : حسین محل تولد : اسفراین
نام خانوادگی : جعفری تاریخ شهادت : 1365/03/01
نام پدر : غلام مکان شهادت : مهران
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : شهدای
خاطرات
- یکی از همرزمان پدرم نقل می کرد که : پدرم تیربارچی بوده به جهت اینکه منطقه ای که ما در آن جا بودیم کوهستانی بود و ما بر نیروهای دشمن مشرف بودیم و فاصله ای کمی با آنان داشتیم لذا حسین دشمن را به تیر بار بست به طوریکه قنداق تیربار را به سینه چسباند و سر تیر بار را به طرف پائین گرفت تا بهتر دشمن را مورد هدف قرار دهد و بطور شجاعانه شلیک می کرد تا اینکه خودش مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید .
- زمانیکه من در حوزه علمیه مروی تهران مشغول تحصیل علوم دینی بودم پدرم که برای آخرین دفعه بمرخصی آمده بود به اتفاق یکی از دوستانش به حجره ما تشریف آوردند و شب را نزد ما ماندند .در همین زمان مراسمی با حضور آیه ا... مهدوی کنی که تولیت همان مدرسه را بعهده داشتند برگزار شد که پدرم نیز با همان لباس رزم و چفیه در مراسم شرکت کردند که این امر مورد توجه دوستان و طلاب آن مدرسه قرار گرفت .
- حسین به اتفاق یکی از دوستانش در منطقه مهران با دشمن درگیر شد . دوست ایشان جهت آوردن مهمات از او جدا می شود و زمانیکه بر می گردد می بیند که حسین به شهادت رسیده است .
- آخرین مرحله ای که حسین می خواست به جبهه برود گفت : من این دفعه به شهید می شوم . حتی از تمام اعضای خانواده خداحافظی کرد و به آنان توصیه کرد که زمانیکه برادران سپاهی خبر شهادت مرا آوردند گریه و زاری نکنید و صبر داشته باشید .
- پدرم زمانیکه در مرخصی هم بود برای جبهه کمک جمع آوری می کرد . در یکی از تابستانها ایشان از عشایر محل تعدادی گوسفند جمع آوری کردند .چون آنموقع نمی توانست آنها را به جبهه ببرد لذا گوسفندان را به من سپرد تا از آنها نگهداری کنم . پس از گذشت دو ماه پدرم به اتفاق برادران سپاهی آمدند و گوسفندان را برای رزمندگان به جبهه بردند .
- یک دفعه که در منزل نشسته بودیم من به طور ناگهانی متوجه یک زخم روی بدن پدرم شدم که به دیگر اعضای خانواده هم اطلاع دادم . پس از اصرار مادربزرگم بالاخره ایشان مجبور شد اعتراف کند که در جبهه زخمی شده است و چند ماهی هم در بیمارستان بستری بوده است .[۱]