شهیده بتول چراغچی مسجدی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

تاریخ تولد : 1306/12/20 نام : بتول‌ محل تولد : مشهد نام خانوادگی : چراغچی‌مسجدی‌ تاریخ شهادت : 1357/10/09 نام پدر : نجف‌علی‌ مکان شهادت : چهارراه‌لشگر تحصیلات : ابتدایی منطقه شهادت : مشهد - وقایع انقلاب اسلامی - 9 دی 57 شغل : خانه دار یگان خدمتی : - گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : سایر گلزار : بهشت‌رضا


زندگینامه

شهید بتول‌ چراغچی‌ در مشهد در خانواده‌ای‌ مذهبی‌ متولد شد.پدر وی‌ مسئول‌ چراغهای‌ مسجد گوهر شاد بود. شهید خانه‌دار و دارای‌6 فرزند بود. وی‌ در سن‌ 51 سالگی‌ ضمن‌ شرکت‌ در راهپیمائی‌ ضد رژیم‌ شاه‌بر اثر برخورد با تانک‌ و مجروح‌ شدن‌ از ناحیة‌ سر به‌ شهادت‌ رسید.

  • ویژگی های اخلاقی

بسیار متواضع‌ بود به‌ طوریکه‌ در برخورد با کودکان‌ برای‌ سلام‌گفتن‌ پیشقدم‌ می‌شد. به‌ والدین‌ بسیار احترام‌ می‌گذاشت‌ و هر کاری‌ که‌ از اومی‌خواستند بدون‌ چون‌ و چرا انجام‌ می‌داد. علیرغم‌ اینکه‌ از درد دست‌رنج‌ می‌برد هفته‌ای‌ یکبار به‌ خانة‌ پدرش‌ رفته‌ مادرش‌ را استحمام‌می‌کرد و کارهایش‌ را انجام‌ می‌داد. به‌ این‌ صفت‌ نیکوی‌ اخلاقی‌ بسیار پایبند بود حتی‌ اگر بخاطر آن‌متحمل‌ ضرر می‌شد. مدّتی‌ بخاطر مشکلات‌ مالی‌ مجبور شد به‌ روستا رفته‌ در آنجامرغداری‌ ایجاد کند. او از این‌ طریق‌ و باقناعت‌ و صرفه‌ جوئی‌ توانست‌مشکلات‌ مالی‌ خانواده‌ را حل‌ نماید. او برخلاف‌ برخی‌ از فامیل‌ که‌تجمل‌ گرا بودند زندگی‌ خیلی‌ ساده‌ای‌ داشت‌. به‌ نماز اول‌ وقت‌ مقید بود ـ به‌ مسئله‌ خمس‌ و زکات‌ بسیار اهمیت‌می‌داد چنانکه‌ وقتی‌ برای‌ دخترش‌ خواستگار می‌آمد از وی‌ در موردتقیّد به‌ خمس‌ سؤال‌ می‌کرد ـ از غیبت‌ پرهیز می‌کرد و چنانچه‌ مرتکب‌این‌ عمل‌ می‌شد، از فرد مورد غیبت‌ عذر خواهی‌ می‌کرد و حتی‌ دست‌ وپای‌ وی‌ را می‌بوسید تا او را راضی‌ کند. هیچگاه‌ نماز شبش‌ ترک‌ نشد حتّی‌ در شب‌ عروسی‌ دخترش‌ نمازشب‌ را بجای‌ آورد. با قرآن‌ و ادعیه‌ انس‌ ویژه‌ای‌ داشت‌ او هر روزهنگام‌ سحر قرآن‌ تلاوت‌ می‌کرد و زیارت‌ عاشورا و دعای‌ امام‌ زمان‌عجل‌ الله تعالی‌' فرجه‌ الشریف‌ را می‌خواند. از آنجا که‌ خود به‌ رعایت‌ حجاب‌ بسیار مقید بود در این‌ مورد به‌ دیگران‌نیز تذکر می‌داد. از امور حرام‌ جلوگیری‌ می‌کرد و در بیان‌ عقاید و امر بمعروف‌و نهی‌ از منکر قاطعیت‌ داشت‌ و حتّی‌ حاضر بود در این‌ راه‌ جان‌ خود را فدا کند. او با اقوامی‌ که‌ چندان‌ مقید نیز نبودند رفت‌ و آمد می‌کرد و وقتی‌مهمان‌ به‌ خانه‌اش‌ می‌رفت‌ در حد توان‌ از وی‌ پذیرائی‌ می‌نمود. همیشه‌برای‌ دیگران‌ طلب‌ خیر می‌کرد و سعی‌ در حفظ‌ و اصلاح‌ روابط‌ دوستی‌ داشت‌. بدون‌ وضو به‌ فرزندانش‌ شیر نمی‌داد و مراقب‌ بود که‌ بچه‌ها غذای‌ حرام‌ و یاشبهه‌ ناک‌ نخورند در امر حجاب‌ و ازدواج‌ دخترانش‌ بسیار دقیق‌ بود تا با فردی‌ مؤمن‌ازدواج‌ کنند. او همیشه‌ به‌ فرزندانش‌ سفارش‌ می‌کرد که‌ سحر خیز باشند و در جلسات‌مذهبی‌ که‌ شرکت‌ می‌کرد دخترانش‌ را نیز بهمراه‌ خود می‌برد. ارادت‌ خاصی‌ به‌ ائمه‌ اطهار (:) داشت‌. برای‌ فرج‌ امام‌ زمان‌(عج‌) دعا کرده‌ و می‌گریست‌ ـ در روضة‌ سیدالشهداء (7) شرکت‌ می‌کرد وخدمت‌ می‌نمود و دیگران‌ را نیز تشویق‌ به‌ شرکت‌ در مجالس‌ روضه‌ می‌کرد. عاشق‌ امام‌ بود و ایشان‌ را نائب‌ امام‌ زمان‌ می‌دانست‌ و پیروواقعی‌ امام‌ بود. او همیشه‌ می‌گفت‌: «جان‌ من‌ فدای‌ امام‌» چنان‌ آروزی‌ شهادت‌ را در دل‌ می‌پروراند که‌ به‌ گفتة‌ فرزندش‌ چند روزقبل‌ از شهادت‌ از خداوند طلب‌ این‌ فوز عظیم‌ را نموده‌ بود و بارها دعا کرده‌ بودکه‌ خدایا من‌ طاقت‌ شهادت‌ فرزندانم‌ را ندارم‌ پس‌ چنان‌ کن‌ که‌ قبل‌ از ایشان‌ به‌شهادت‌ برسم‌ و خداوند دعای‌ این‌ مادر قهرمان‌ را اجابت‌ فرمود و او را چندسال‌ قبل‌ از شهادت‌ فرزندش‌ در جبهة‌ نبرد حق‌ علیه‌ باطل‌ به‌ فیض‌ شهادت‌ نائل‌ کرد.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا