شهید ابراهیم کریمی
| ابراهیم کریمی | |
|---|---|
| ملیت | |
| تولد | گلپایگان-1339 |
| شهادت | زاهدان-1361/05/10 |
| محل دفن | گلپایگان |
| یگانهای خدمت | هوانیرو(کرمان) |
زندگی نامه
تولد او در شهرستان گلپایگان و تحصیلاتش تا چهارم دبیرستان میباشد. در سال 1352 در هوانیروز استخدام شد و پس از گذراندن آموزش نظامی و دروس یادگیری زبان انگلیسی و فن پرواز با بالگرد به درجه ستوانیار سومی رسید و در پایگاه هوانیروز کرمان به انجام وظیفه مشغول شد. خلبان کریمی از تیزپروازان بالگرد شناسایی بود که در طول خدمت نظامی بخصوص ایام پس از انقلاب و دو سال ابتدای جنگ منشأ خدمات برجستهای شد. مأموریتها و پروازهای مخاطرهآمیز او جهت شناسایی مواضع و استحکامات دشمن در زیر آتش توپخانه و هواپیماها، حمل و نقل مقامات و خبرنگاران به جبهههای جنگ جنوب و غرب، فیلمبرداری و عکسبرداری از مواضع و جبهههای دشمن و اطلاع به تیمهای آتش هوانیروز در انهدام آنها، گوشهای از فعالیتهای این خلبان با ایمان و شجاع هوانیروز میباشد.
آخرین مأموریت و پرواز این خلبان دلیر هوانیروز در مبارزه با اشرار و سوداگران مواد مخدر در شرق کشور میباشد. در تاریخ 10/5/61 او با همپروازش خلبان عبدالرضا بختیاری، درجهدار محمد قنبری مطلوب و دو سرنشین از لشگر 88 بنامهای سرگرد محمد شهرکی و سروان محمدرضا سامعی در یک پرواز رزمی عملیاتی در 12 کیلومتری چاه خرما منطقه زابل که به منظور رهگیری و شناسایی اشرار بوده بالگردشان دچار سانحه و سقوط میگردد. در آن سانحه هر پنج سرنشین به شهادت میرسند. خلبان ابراهیم کریمی با درجه سرهنگی در آمار شهدای هوانیروز و جنگ منظور شده و مزارش در زادگاهش گلپایگان میباشد.
شب بود، چراغ لاله در مجمر آه با روغن عشق دوست مي سوخت به راه با آن كه به خاك سرد مي خفت تن شب را زفروغ خويش مي كرد تباه شهيد ستوانيار ابراهيم كريمي در سال 1339 ديده به جهان گشود و رايحه شكفتن غنچه وجودش، روستاي (هرستانه سفلي) از توابع گلپايگان را معطر نمود. عطر محبتي به خوشبويي گل هاي صحرايي و صفايي به دل انگيزي طبيعت روستا، در درونش ريشه يافت. تا كلاس پنجم دبستان، كوچه هاي روستاي «هرستانه سفلي» شاهد جست و خيز كودكانه و معصوم اين شهيد عزيز بود. پس از آن تا پنجم متوسطه را در شهر «گلپايگان» و «اليگودرز» درس خواند و در سال 1353 وارد ارتش گرديد. صفا و يك رنگي روستايي و صداقت و محبت خانوادگي، دست به دست هم دادند و از شهيد ابراهيم مردي مؤمن و خداشناس ساختند؛ به طوري كه ايمان او زبانزد آشنايان شده بود. اوقات فراغت را بيشتر در جهت كمك به مستمندان و فقرا مي گذراند. سركشي به بيماران بيمارستان، به خصوص به آنهايي كه كسي به ملاقاتشان نمي آمد يكي از كارهاي خداپسندانه او بود. شهيد كريمي كه به انقلاب و پيروزي آن علاقه بسيار داشت، در زمان اوج گيري انقلاب، جهت آگاهي پرسنل ارتش اطلاعيه و اعلاميه هاي امام را از قم به پادگان مي آورد. بر اثر انجام اين كار يك بار دستگير شد. او كه از بينش والايي برخوردار بود، همواره براي آگاهي بخشيدن به دوستان و همكاران تلاش مي كرد. نيرويي خدايي قلب او را با امام امت پيوند داده بود؛ به طوري كه وقتي خبر عارضه قلبي امام از رسانه هاي گروهي پخش شد، شهيد به روستاي خود رفت و گوسفندي را براي شفاي امام قرباني كرد. صفاي باطن او به حدي بود كه وقتي خانواده اش به او پيشنهاد كردند كه با يك خانواده متمكن وصلت نمايد، گفت: بايد از يك خانواده ي فقير همسری اختيار كنم. با پدر و مادر و برادران خيلي مهربان بود و گاهي عرق پيشاني پدر را كه از كار كشاورزي بر چهره اش مي نشست، با دست هايش پاك مي كرد. اطمينان او به شهادت آن قدر زياد بود كه در مأموريت آخر خود، ماشيني كرايه كرد و وسايل منزلش را با همسر و تنها فرزندش نرگس، به گلپايگان برد. شهيد ستوانيار كريمي در تاريخ 1361/05/10 توسط ضد انقلاب در زاهدان مورد اصابت قرار گرفت و پس از سقوط هليكوپتر، در حالي كه به سختي مجروح شده بود، با پاي شكست و دست بريده از محل حادثه دور شد و بالاخره جان به جان آفرين تسليم نمود و پيكر پاكش در گلزار شهداي گلپايگان به خاك سپرده شد. روحش شاد و یادش گرامی باد [۱]
پانویس
- ↑ سایت نویدشاهد
ردهها
gallery