شهید ابوالفضل غلامی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
ابوالفضل غلامی
شهید ابوالفضل.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
تولد 1339/02/22
شهادت 1362/04/12
محل دفن تهران-بهشت زهرا


زندگینامه

بسم الله الرحمن الرحیم

ابوالفضل غلامی فرزند ماشاالله غلامی در تاریخ 1339/02/22 در قریه زنجانبر کاشان که در فاصله 30 کیلومتری شهرستان کاشان واقع است ودر یک دهکده کوهستانی است در یک خانواده متوسط چشم به جهان گشود و چون مادر خیلی به ابوالفضل العباس (ع) علاقه بسیار داشت نام او را ابوالفضل نهاد در واقع این اولین اسم ابوالفضل بود که در این دهکده نامگذاری میشد تا آن وقت کسی را به این اسم صدا نمی کردند و مادرش نذر کرد مدت 7 سال ایام ماه محرم سفید بپوشد و تشگ کوچکی برمیداشت و در ماه محرم برای مردم آب می آورد و سقائی میکرد و همه مردم آن دهکده او را دوست داشتند زیرا بچه بسیار خنده رو و خوش اخلاق بود و در سن کودکی همیشه ذکر زبان او امام حسین و خاندان او بود تا اینکه در سال 1351 پدر او بدرود حیات گفت و ابوالفضل آن موقع به سن 12 سالگی رسیده بود برای امرارمعاش راهی تهران شد و در یک تعمیرگاه صافکاری ماشین در جاده نعمت آباد جاده ساوه مشغول کار شد بعد از چندین روز به علت پائین بودن دست مزد به لوسترسازی شاهین واقع در ناصرخسرو رفت و مدت 4 سال در آن کارگاه مشغول کرا شد و تمام سعی و کوشش آن این بود تا بلکه مخارج خانواده خود را تامین کند و نگذارد مادرش پیش مردم خجالت بکشد و در هیچ موقع و هیچوقت بدنبال خوش گذرانی نبود و هیچ سیگار نکشید و ایام تعطیل را به زیارت حضرت عبدالعظیم میرفت و همیشه میگفت مادرجان غصه نخور انشاءالله در این جمهوری اسلامی به مستمندان و مستضعفان رسیدگی میکنند و شهید ابوالفضل مدت 7 ماه در شرکت مخابرات انبار کهریزک مشغول کار بود که تمام آن کارمندان که در انبار مخابرات بودند همه از خوبی و اخلاق خوش آن همیشه سخن میگویند تا اینکه در سال 1361 بخدمت مقدس سربازی ایران مشرف شد و دوره آموزشی سربازی را در پادگان آموزشی عجب شیر آموزش دید و بعد از سه ماه آنها را تقسیم کردند که شهید ابوالفضل به منطقه مریوان کردستان افتاد در پایگاه کویله مدتی در آن سنگر خدمت کرد و همیشه در نامه های خود میگفت مادرجان برای این ملت مظلوم که چند سال زیر استعمار دولتهای شرق و غرب بودند دعا کن و برای امام امت دعا کن تا اینکه در شب 21 ماه مبارک رمضان سال 1362 در سنگر اسلام در ساعت 11 شب به شهادت رسید که جنازه آن شهید را در روز عید فطر در تهران به ما دادند و آن را در قطعه 28 بهشت زهرا بخاک سپردیم این بود مختصر از زندگی شهید ابوالفضل غلامی روح آن شهید و تمام شهیدان گلگون کفن ایران شاد باشد به امید پیروزی رزمندگان سلحشور اسلام.

وصیتنامه

بسم الله الرحمن الرحیم با درود به رهبر كبیر انقلاب اسلامى ایران، فرمانده كل قوا، پیر جماران، رهبر مستضعفان جهان، نور چشم ملت ایران و با درود به تمام رزمندگان سلحشور اسلام و با سلام به تمام خانواده شهدا و جانبازان و با سلام به تو مادر مهربان كه مرا تربیت كردى تا در سنگر اسلام بجنگم.

مادر جان از تو میخواهم كه در این ایام ماه مبارك رمضان، ماه بركت و فضیلت دست به دعا بردار و براى پیروزى سربازان، سلامتى رهبر و خدمتگزاران به این ملت دعا كن، كه امیدوارم قبول درگاه خدا واقع شود كه هرچه زودتر با تمام خانواده شهدا و رهبر كبیر انقلاب در كنار مرقد مطهر امام حسین زیارت نمائیم. مادر جان من در زندگى آنقدر خوشحال نبودم چون شور و حال دیگر در جبهه حق علیه باطل است. همه ما؟؟؟ صوت مناجات قرآن و دعا است كه مى‌گویند: « ان الله بصیر بما تعملون ».

مادر جان اگر من شهید شدم براى من گریه نكن چرا؟ براى اینكه این انقلاب و این رهبر بزرگ دشمن فراوان دارد شاید آنها شاد شوند. اگر به جماران رفتى سلام این سرباز كوچك اسلام را به رهبر انقلاب برسان.

در خاتمه سلامتى تمام خدمتگزاران به این ملت مظلوم را از خدا خواستارم.

تمام بچه‌ها و دوستان را سلام برسانید. این نامه را در ساك خود میگذارم كه اگر شهید شدم آن را به مادرم بدهند.

خدایا، خدایا تا انقلاب مهدى خمینى را نگهدار از عمر ما بكاه بر عمر رهبر افزا زیارت كربلا نصیب ما بگردان[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده