شهید ابو مهدی المهندس
| جمال جعفر محمد آل ابراهیم | |
|---|---|
| | |
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | بصره، 1953 میلادی |
| شهادت | عراق، 2020/01/3 |
| یگانهای خدمت | حشد الشعبی |
| طول خدمت | 31سال |
| سمتها | فرمانده میدانی بسیج عراق |
| جنگها | داعش وسوریه ،داعش وعراق |
| تحصیلات | دکترای روابط بین الملل |
شهید ابومهدی المهندس و سردار شهید قاسم سلیمانی، دو همرزم قدیمی، از سالیان دور
در میدان های مبارزه جبهه مقاومت، دوشادوش یکدیگر، می جنگیدند؛ به خصوص در پاکسازی سرزمین های اشغال شده عراق و سوریه از تروریست های تکفیری داعش. اما ابومهدی همواره خود را "سرباز حاج قاسم معرفی می کرد، که به این سربازی افتخار می کند".[۱]
زندگینامه
«جمال جعفر محمد آل ابراهیم» یا «جمال ابراهیمی»، که بیشتر با لقبش «ابومهدی المهندس» شناخته میشود، فرمانده اجرایی یا به عبارت دیگر فرمانده میدانی بسیج مردمی عراق یا حشدالشعبی بوداو در سال 1953 میلادی (برابر با سال ۱۳۳۲ شمسی) در بصره از پدری عراقی و مادری ایرانی متولد شد.ابومهدی المهندس در سال1973 وارد دانشگاه پلی تکنیک بغداد شد و به تحصیل در رشته راه و ساختمان پرداخت، رشته تحصیلی که لقبش را هم از همان میگرفت. در سال ۱۹۷۷ نیز تحصیلات دانشگاهی خود را در مقطع لیسانس، از آن دانشگاه به پایان برد.او بعدها در تهران در رشته روابط بین الملل، فوق لیسانس و دکتری گرفت. بعدها در کویت همسری ایرانی اختیار کرد و صاحب چهار دختر شد،اکنون یکی از آنها دکترای روابط بین الملل دارد، دیگری فوق لیسانس معماری، بعدی فوق لیسانس مهندسی شیمی و آخری هم دانشجو است ابومهدی در سال 1970 میلادی به «الدعوه الاسلامیه» عراق پیوست. در دهه ۱۹۷۰ با افزایش نفوذ این حزب در میان جوانان و شخصیتهای مذهبی و سرکوب آن از سوی حکومت حزب بعث، الدعوه به یک جریان انقلابی تبدیل شد که به مقاومت مسلحانه در برابر حکومت میپرداخت حاکمان بعثی عراق در سال 1975 پنج تن از اعضای حزب الدعوه را اعدام کردند؛ در سال 1980 نیز، شبانه شهید «سید محمدباقر صدر» را تیرباران کردند. شهید ابومهدی خود میگوید: «تا این تاریخ 95 درصد از دوستانم که در محله و مساجد به حزب الدعوه تردد داشتند، اعدام شدند».
شهید ابومهدی در سال 1980 موفق شد به کویت برود و در کویت همراه با دیگر نزدیکان خود، ابتدا حزب الدعوه و بعدها یک گروه جهادی را پایه گذاری کند. در کویت بود که برای اولین بار نام او در اقداماتی علیه آمریکا مطرح شد ابومهدی المهندس در «در کویت ازدواج کرد و همانجا به اعدام محکوم شد». در واقع علت محکومیت شهید ابومهدی به اعدام، فعالیت های جهادی همراه با شهید «مصطفی بدرالدین»بود. «بعد از انفجارهایی که در سفارت آمریکا و سفارت فرانسه در کویت رخ داد، عراقیهایی که مقیم کویت بودند، بازداشت شدند. اسم ابومهدی نیز در فهرست متهمین مشارکت در این انفجارها وارد شده بود، با وجود اینکه در این قضیه بیگناه بود» شهید ابومهدی در سال 1363 به تهران سفر کرد و در رشته روابط بینالملل ادامه تحصیل داد. پس از آنکه شهید بدرالدین در سال 1990 از زندان کویت آزاد شد، به همراه او در دوایر حساس امنیتی و نظامی مقاومت، که بعدها اسم «بدر» بر آن نهادند، فعالیت های جهادی و مبارزاتی خود را ادامه دادند. شهید «اسماعیل دقایقی» به عنوان اولین فرمانده تیپ مستقل بدر که بعدها لشکر بدر شدانتخاب شد و بعدها در سال 2001، میلادی ابومهدی المهندس به فرماندهی سپاه بدر رسید.
پس از سقوط صدام و برچیده شدن بساط حکومت حزب بعث، ابومهدی المهندس توانست همچون دیگر سیاستمداران و شبهنظامیان شیعه ای که در زمان حکومت صدام از عراق خارج شده بودند، به کشورش بازگردد. او پس از بازگشت به عراق از سپاه بدر و مجلس اعلا جدا شد و گروه کتائب حزب ا... را به راه انداخت؛ گفته میشود که او در مقطعی مشاور ابراهیم جعفری، نخستوزیر وقت عراق هم شد.
جمال جعفر محمد (ابو مهدی المهندس) در انتخابات پارلمانی سال ۲۰۰۵ میلادی به عنوان نماینده استان بابل پیروز شد، اما با توجه به اینکه نامش در پروندههای امنیتی دهه ١٩٨٠ مطرح بود، آمریکایی ها اجازه فعالیت به وی ندادند و او به ایران برگشت و تا خروج نیروهای آمریکایی از عراق در سال 2011، جز در سفرهایی کوتاه و محرمانه، به عراق بازنگشت.
ابومهدی المهندس در سال 2007، با داشتن تجارب فراوان جنگی اقدام به تشکیل گروه «کتائب حزبالله عراق» کرد. کتائب حزب الله عراق به عنوان قدرتمندترین گروه مسلح سازمان یافته در عراق شناخته می شود و ستون اصلی حشد الشعبی است. آمریکا از سال ۲۰۰۹ میلادی این گروه و شخص ابومهدی المهندس را در لیست سیاه خود قرار داده بود.
با ظهور داعش در منطقه، جنایات هولناک آنها و با آن سرعت باورنکردنی که سوریه و عراق را درنوردیدند، فصل تازه ای در تاریخ مجاهدتهای مقاومتی ابومهدی المهندس گشوده شد. بعد از فتواي مشهور آيت ا...سيستاني که حکم جهاد کفايي داد و در آن از جوانان عراقي و به خصوص گروه هاي مقاومت خواست از جان و مال و ناموس و نظام سياسي موجود در عراق دفاع کنند سازمان حشدالشعبی تشکیل شد. حشدالشعبي يک نيروي مردمي و ملي جهادی است که در آن نيروهاي شيعه، سني، کرد، ترکمن، ایزدی و مسيحي حضور دارند اين نيروهاي مردمي بيشترين نقش را در بيرون راندن داعش از شهرهاي عراق از جمله «آمرلی»، «جرف الصخر» «اربيل» و «موصل» داشتند
ابومهدی30 سال است در جبهه مقاومت مشغول جهاد بودو این «جهاد را راحتی و تفریح خود می دانست».؛ ابومهدی «قبل از جنگ تکریت و فلوجه را ندیده بوده وبا آن مناطق در جریان جنگ اشناشده است». اتاق فرماندهی جنگ او، نه در قلب پایتخت و روی مبلمان های راحت و شیک، بلکه در خط مقدم و در نفربرهای رزمی بود.
به غیر از آرمان آزادسازی بیت المقدس و سرزمین های اسلامی از اشغالگران صهیونیست، یکی از اهداف مهم ابومهدی المهندس اخراج نظامیان آمریکایی از خاک عراق بود؛ و میگفت «تا زمانی که جان در بدن دارد، از این هدف نخواهد گذشت». می گفت «آمریکا دشمن اصلی ماست». سرانجام ابومهدی پس از سالها جهاد ومجاهدت در راه اعتلای اسلام در سحرگاه روز جمعه سیزدهم دی 1398، در کنار یار دیرین و دلاور خود، سردار حاج قاسم سلیمانی توسط پهپادهای آمریکایی مورد هدف قرار گرفت و شهید شد. «مدرسه شهادت» عنوان مستندی از پژوهشگاه شهید صدر است که در آن شهید ابومهدی المهندس به بیان حضورش در محضر علما خصوصاً شهید آیتالله محمد باقر صدر میپردازد.در این مستند پیام صوتی تاریخی آیتالله صدر مبنی بر دعوت مردم عراق به جهاد و وجوب این امر به گوش میرسد [۲]
روز شمار زندگی
- 1953 میلادی تولد در عراق
- 1970 میلادی پیوستن به «الدعوه الاسلامیه»
- 1970 میلادی با افزایش نفوذ این حزب تررور 95 درصد دوستان شهید
- 1970 میلادی آموزش دروس حوزه در حوزه آیتالله العظمی حکیم در بصره
- 1973 میلادی ورود به دانشگاه پلی تکنیک بغداد
- 1980 میلادی حضور در کویت
- 1984 میلادی اخذ مدرک لیسانس،
- 1990 میلادی تشکیل تیپ مستقل بدربه فرماندهی شهید اسماعیل دقایقی
- 1990 میلادی تشکیل حزب الدعوه یک گروه جهادی
- 1991 میلادی اخذ مدرک فوق لیسانس و دکتری در تهران
- 2001، میلادی فرماندهی سپاه بدر
- ۲۰۰۵ میلادی پیروزی درانتخابات پارلمانی
- 2007 میلادی تشکیل گروه کتائب حزبالله عراق
- ۲۰۰۹ میلادی قرار گرفتن در لیست سیاه خود آمریکا
- 2013 میلادی آغاز مبارزه باداعش در سوریه وعراق
- 2014 میلادی ایجاد حشد الشعبی به کمک سردار سلیمانی
- 2020 میلادی شهادت طی حمله تروریستی نیروهای آمریکایی در بغداد
- 2020 میلادی تشییع در حرم امامین عسگرین، کربلا،نجف و بغداد
- 2020 میلادی تشییع در اهواز
- 2020 میلادی تشییع در مشهد الرضا وطواف در حرم امام هشتم
- 2020 میلادی تشییع در تهران واقامه نماز توسط مقام معظم رهبری
- 2020 میلادی تشییع در قم و طواف در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها
- 2020 میلادی تشییع در زادگاهش بصره
- 2020 میلادی تد فین در وادی السلام جوار بارگاه ملکوتی امام علی
خاطرات
•عزت وکرامت انسان دختر شهید ابومهدی المهندس گفت: تفکر و منش پدرم این نبود که بگوید "من عراقی هستم" و مثلاً "فلانی ایرانیست" و یا اینکه "من شیعه و فلانی سنی است"، عقیده اصلی ایشان عزت و کرامت انسان بود، عزت و کرامت انسان نیز رمز ایستادگی امام حسین(ع) بود، بهطوری که امام حسین(ع) نیز برای عزت و کرامت انسان ایستاد.[۳]
•آمریکا پدرم را شهید کرد پدرم با آمریکا قهر بود، خیلی خوشحالم که آمریکا ایشان را به شهادت رساند، معتقدم ترامپ پدرم را شهید نکرد، او بهدست آمریکا شهید شد و حکومت آمریکا او را به شهادت رساند، او را سربازان منطقهای آن مانند داعش و رژیم صهیونیستی شهید نکردند. •لحظه،لحظه عمر در این سالها هر بار خطوط صورت، نحوه صحبت کردن، خال صورتش و دست و پاهایش را میدیدم، مطمئن بودم که پدرم شهید میشود، چون پدرم از لحظهلحظه عمرش استفاده میکرد."بعضی فکر میکنند که پدرم فقط سرباز نظامی بود"، اما پدرم کار سیاسی، نظامی، فرهنگی و انسانی انجام میداد، تمام افرادی که در رکاب امام حسین(ع) ایستادند، در شب آخر اعلام کردند که بعد از ایشان دیگر زنده نخواهند ماند، پدرم و تکتک شهدا این طور بودند.
•بدون حاج قاسم پدرم برای خانوادههای الحشد الشعبی و مجروحین آنها در آخرین لحظه ایستادگی کرد، شهید ابومهدی انسانی چندبُعدی و عمیق بود، حاج قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس با هم بودند، پدرم یک لحظه حاج قاسم را تنها نمیگذاشت. پدرم برای همراهی حاج قاسم به هیچ کسی اعتماد نداشت، حاج قاسم برادرش بود، ایشان عموی ما بود، تنها پدرمان شهید نشده است، بلکه عمویمان هم شهید شده است، من همیشه به پدرم و حاج قاسم نگاه میکردم و تصورم این بود که اول کدامیک از اینها شهید میشوند، همیشه تصورم این بود که اول پدرم شهید میشود، زیرا او بدون حاج قاسم نمیتوانست زندگی کند.[۴]
•شباهت دو شهید پدرم همیشه میگفتند که "من با افراد زیادی در این سالها تعامل و ارتباط داشتم، اما حاج قاسم، فردی پاک بود و اخلاص داشت"، حاج قاسم بهجز تمام صفتهای خوبی که داشتند، مهمترین ویژگی رفتاری ایشان اخلاص بود، در این سالهای اخیر، حاج قاسم و پدرم خیلی شبیه هم شده بودند. تا چند سال گذشته کسی پدرم را نمیشناخت، اما وقتی برخی در خیابان پدرم را میدیدند، او را با حاج قاسم اشتباه میگرفتند، سفیدی موهای آنها در راه جهاد هر دو مثل هم و رابطه برادریشان را نیز محکم کرده بود، هر دو مانند حضرت ابراهیم چون بتشکن بودند سوختند و وارد آتش شدند، خیابان فرودگاه بغداد بسیار تمیز و پاکیزه است، اما بعد از این اتفاق تمام دیوارها پر از ترکش شده است.
•نصیحت انتظاری از مردم ایران نداریم، تفاوت در زبان و نژاد نیست، بلکه تفاوت در تقواست، یک بار از حاج قاسم خواستم که مرا نصیحت کند، ایشان تأکید بسیاری بر تقوا داشتند، اینکه فلانی اهل کجاست و چه دینی دارد برایش مهم نبود.[۵]
•مرکز وحدت در زمان سیل آققلا پدرم در عراق بودند و در الحشد الشعبی نیز جنگ با داعش تجربههای زیادی بهدست آوردند، یک فرصتی به دست آمد تا خودشان را بهتر بسازند، مهندسی نظامی، بیمارستان صحراییسازی، مراکز درمانی و روانی تأسیس و همه اینها را سازماندهی میکردند؛ ایشان بهکمک ایران توانستند ایده، ساختار و مکانیزم بنا کنند، به همین دلیل در سیل آققلا گفتند شاید برای رساندن امکانات از پایتخت سخت باشد، به همین دلیل گفتند از بصره تا خوزستان فاصلهای نیست، وقتی کنار هم قرار میگرفت میگفتند شاید سخت باشد که از پایتخت ابزارآلات را منتقل کنند، بنابراین سیل آققلا مرکز وحدت بود، پدرم اعتقاد داشتند که در سیل آققلا میخواهند به ایران بگویند که "شما با وجود اینکه سیلزده هستید، اما تنها نیستید."[۶]
نگارخانه تصاویر
پانویس
- ↑ خبرگزاری جمهوری اسلامی
- ↑ خبر گزاری صدا وسیما
- ↑ برنامه رادیویی پارک شهر رادیو تهران
- ↑ خبرگزاری تسنیم
- ↑ ویکی پدیا دانشنامه ازاد
- ↑ خبرگزاری تسنیم