شهید حسین فرهادی-متولد سال 1325

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید حسین فرهادی

تاریخ تولد : 1325/03/02 تاریخ شهادت : 1359/10/15

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : کرمانشاه - باغ‌فردوس


زندگینامه

شهید حسین فرهادی در دوم خرداد ماه سال 1325 در کرمانشاه متولد شد. وی زیر نظر مادری مومن و پاکدامن رشد نمود و سعی می کرد اسلام را با همه وجود بشناسد و عمل کند. پس از سپری نمودن تحصیلات اولیه و اخذ دیپلم خاطر علاقه ای که به حرفه نظامی داشت در تاریخ 1343/07/01 از طریق شرکت در کنکور ورودی دانشکده افسری وارد ارتش شد. پس از طی تحصیلات سه ساله خود در دانشکده افسری در تاریخ 1346/07/01 در رسته زرهی به درجه ستواندومی نائل آمد. پس از طی دوره مقدماتی رسته زرهی در مرکز آموزش زرهی شیراز به لشکر 81 زرهی اختصاص یافته و مشغول انجام وظیفه شد. وی جزو اکیپ تعمیر و نگهداری تانک و توپ بود که در تاریخ 1358/10/01 از گردان 222 تانک به گردان 290 تانک تیپ 2 منتقل و مشغول خدمت گردید.

شهید فرهادی از همان ابتدای جوانی قبل از تشکیل خانواده، سرپرستی خانواده 14 نفری پدری را بر عهده داشت. نمازش را اول وقت به جا می آورد و در خانواده، الگو و کانون تعلیم و تربیت و اخلاق، درستکاری و کمک به دیگران بود. قبل از بروز انقلاب اسلامی بارها با مقامات ارشد خود بر سر مسائل اخلاقی برخورد داشت و اظهار نارضایتی می کرد و چند بار قصد داشت استعفا بدهد.

یکی از اهداف وی یادگیری کامل قرآن و پیاده کردن دستورات قرآن در خانواده و بین دوستانش و یاد گرفتن زبان انگلیسی جهت پیشرفت در کار و آشنا شدن با تجهیزات نظامی وارداتی از کشورهای غربی و ساختن آنها بود و بدین جهت خدمت در ارتش قبل از انقلاب را با پیگیری این مسائل برای خود قابل تحمل می کرد. در خصوص شبیه سازی ادوات نظامی طرح های زیادی داشت و هنگامی که یکی از آنها را به مورد اجرا گذاشت و توسط اکیپ ارزیابی اعزامی از شیراز مورد بازدید قرار گرفت متوجه شد کارایی آن در بعضی جنبه ها از نمونه خارجی آن بیشتر است و برتری هایی دارد.

از اجرای قانون کاپیتولاسیون بسیار ناراحت بود و هنگامی که یک اکیپ آمریکایی جهت بازدید از تجهیزاتی که ایشان ساخته بود به محل سکونت وی در یکی از روستاهای اسلام آباد غرب رفتند شهید فرهادی سعی زیادی نمود که با آنان روبرو نشود و از اجازه دادن به آنها طفره می رفت و هنگامی که علیرغم میل باطنی اش با آنها روبرو شده بود به سردی با آنها برخورد کرده و خیلی سرد و کوتاه از آنان استقبال نمود لذا آمریکایی ها به دنبال فرصتی بودند که با تصادف ساختگی و برنامه ریزی شده وی را از بین ببرند که به لطف خدا با پیروزی انقلاب آمریکایی ها فرار کردند و او به مسئولیت قبلی خود برگشت.

با پیروزی انقلاب اسلامی به شدت احساس خوشحالی می کرد و ارتش را یک ارتش مردمی می دانست طوری در امور مربوطه به خدمت غرق شد به طوری که احساس می شد خانواده را فراموش کرده است و فقط شب ها به منزل می رفت و تمام تلاش خود را جهت بازسازی و تعمیر ادواتی که در مدت برپایی انقلاب خاک خورده و زیر باد و باران از کار افتاده بود، می نمود. لذا اکیپ های تعمیراتی تشکیل داده و به آنها سرکشی می نمود.

هنگامی که رئیس انجمن اسلامی بود با توجه به مسئولیتش می توانست به جبهه نرود اما قبول نمی کرد و می گفت: من سه سال را در دانشکده افسری تاکتیک های جنگی خوانده ام چطور بنشینم و ببینم یک نفر بسیجی بدون اطلاعات نظامی به خاطر عشقی که به انقلاب دارد بدنش را آماج گلوله کند در حالی که من با این تحصیلات به بهانه کار کردن پشت یک نیروی خودی قایم شوم و می گفت: ان شاء الله اگر خداوند عمری داد برمی گردم و کارم را هم انجام می دهم.

در اولین عملیات آفندی که در تاریخ 1359/10/15 در اوایل جنگ علیه بعثی ها انجام شد، نیروهای ایران 15 کیلومتر پیشروی نمودند و فریاد الله اکبر در کشور اسلامی طنین افکن شد. شهید فرهادی در این عملیات به عنوان فرمانده یگان شناسایی آن قدر به دشمن نزدیک شده بودند که احتمال جنگ تن به تن متصور بود هنگام اعزام، بعثی ها متوجه آنها شده لیکن به فضل خداوند قادر به دیدن شهید و افرادش نمی شوند لیکن هنگام برگشت در کمین بعثی ها افتاده و به علت اصابت تیر مستقیم که از تیر بار هلی کوپتر دشمن به سوی وی و گروهش شلیک شده بود چون شهید در جلوی گروه بوده گلوله ها به کتف چپ و ناحیه قلب وی اصابت و به فیض شهادت نائل می گردد.

شهید فرهادی از ابتدای شروع جنگ تحمیلی تا زمان شهادت به طور مداوم در جبهه حضور داشت و از وی یک فرزند دختر و یک فرزند پسر به جای مانده است.

روحش شاد و یادش گرامی باد


[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش