شهید خلیل غفوری نژاد

شهید خلیل غفوری نژاد تاریخ تولد :1337/05/07 تاریخ شهادت : 1361/02/06 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خوزستان - دزفول - شهیداباد

وصیتنامه

نام: خلیل

نام خانوادگى: غفورى‌نژاد

نام پدر: حبیب

تاریخ‌تولد: 1337/05/07

ش.ش: 182

محل‌صدورشناسنامه: دزفول

تاریخ شهادت: 1361/02/06

نوع حادثه: حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحمیلى

شرح حادثه: حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسط دشمن‌درجبهه

استان: بنیادشهیداستان‌خوزستان

شهر: اداره‌بنیادشهید دزفول


بسم الله الرحمن الرحیم

این نامه در زمانى بدست شما مى‌رسد كه من در دنیاى فانى نیستم، خداوند من به دیدار شهداى صدر اسلام و ائمه رفته‌ام. مى‌خواهم چند نصایحى دارم كه نسبت به خانواده خود بدهم مادر در زمانى كه من در بدن شما پرورده شده بودم نمى‌دانستى كه من دختر یا پسر هستم ولى وقتى كه پا به عرصه گیتى نهادم و پسر خلق شدم شما نام خلیل بر من گذاشتى و این نام خدا را در قلب من جاى داد و علاقه‌ام را نسبت به خدا بیشتر گردانید. مادر در زمانى كه من متولد شدم تو دعا كردى دوست دارم كه پسرم فرد با مسئولیتى باشد. مادر وقتى كه شما اسم من را خلیل گذاشتى مى‌دانستى كه معنى خلیل چیست. خلیل به معنى دوست است و من خداى خود را دوست خویش قرار مى‌دادم و سعى مى‌كردم كه بیشتر خدا از من راضى باشد. مادر و پدرم كه بزرگترین وظیفه را شما نسبت به من داشتید و من تمام این فداكاریهاى خودم را مدیون شما هستم و شما به من یاد دادید كه زندگى در پرتو خداوند یعنى چه مادر و پدرم خیلى كم پدر و مادرانى پیدا مى‌شوند كه مسئولیت فرزند خویش را به او یاد مى‌دادند. ولى شما نشان دادید كه مسئولیت را یاد فرزندان دادن یعنى چه؟ مادر و پدرم من یك تقاضایى دارم كه خوبى براى شما ندارد فقط با كمى بردبارى و صبر مى‌توانى آن را حل كنى. مادر و پدرم در زمانى كه من تصمیم مى‌گیرم كه كارى بكنم. و آن را بطور احسن انجام بدهم وقتى انجام مى‌دهم و دست بسوى خدا مى‌برم خداوندا پدر و مادرم من دوست دارم كه اگر فیض شهادت نصیب من شد. شما ناراحت نباشید. چون من نه با زور به جبهه آمده‌ام و نه كسى مرا فرستاده است. من با میل شدید خودم به جبهه آمدم. و چون مى‌دانم خداوند همیشه انسان را آزمایش مى‌كند. و خداوند من را به جبهه رفتن امتحان مى‌كند. و خداوند شما را هم با شهید شدن من امتحان مى‌كند. و من به عنوان پسر وسط شما از شما تقاضا دارم كه هیچ ناراحت نباشید. چون خیال كنید امانتى كه خداوند پهلوى شما داشته پس دادید. و مادر من دوست دارم مثل مادر(وهب) باشى كه وقتى پسرش در روز عاشورا به میدان جنگ رفت و شهید شد. سرش را براى مادرش آورند و او سر را بوسید و دوباره پرت كرد سوى میدان و گفت چیزى كه در راه خدا داده‌ایم پس نمى‌گیریم. مادر من دوست ندارم كه به خاطر من گریه كنى. اگر خواستى گریه كنى گریه براى شهیدانى كن كه پدر و مادر داشت گریه ندارد. مادر و پدرم تقاضاى دیگرى دارم. این است كه همیشه دعا كنید كه امام زنده باشد و سایه آن از سر مردم ایران و مستضعفین دنیا كم نشود. و همیشه از روحانیت دفاع كنید چون روحانیت بود كه ملت ایران را از زیر بند استعمار بیرون آورد. و آن را مثل یك پرنده آزاد كرد. و تقاضاى دیگر از خواهران و برادران دارم این است. خواهر و برادر تنى من همیشه به یاد خداوند باشید و شما رسالت خون من را به گردن دارى و تو باید از خون شهیدان دیگر پاسدارى كنى.

امیدوار و پیروز و موید باشید.

والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۵ تیر ۱۳۹۹، در ‏۱۵:۳۶