شهید رمضان علی عامل گوشه نشین

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

کد شهید: 6216345 تاریخ تولد : نام : رمضان‌ علی محل تولد : مشهد نام خانوادگی : عامل‌گوشه‌نشین‌ تاریخ شهادت : 1362/12/05 نام پدر : نصرالله‌ مکان شهادت : جفیر

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : لشکر 5 نصر گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : فرمانده‌تیپ‌ گلزار : حرم‌مط‌هرامام‌ر خاطرات فکاهی شوخ طبعی موضوع فکاهي شوخ طبعي راوی محمدحسین ثانی متن کامل خاطره

من با جواد جامی که بعدا شهید شد، خیلی دوست بودم.روزی حاجی عامل به من گفت که با اینها اشاره به جواد جامی خیلی دوست نشو با تعجب پرسیدم چرا؟گفت اینها میانه رو هستند دراین عملیات هستند درعملیات بعدی نیستند ودل بستن به اینها باعث حسرت می شود پس بهتر است با اینها دوست نشوی که اگر در عملیات شهید شدند افسوس اینها را نخوری من از این حرف عامل خنده ام گرفته بود منتهی این حرف رابه جواد جامی نگفتم اتفاقا عامل در منطقه خیبر به شهادت رسید بعداز شهادتش این جمله رابه آقای جامی گفتم اتفاقا همین طور هم شد وجامی شهید شد. لحظه و نحوه شهادت موضوع لحظه و نحوه شهادت راوی سید علیرضا مهرداد متن کامل خاطره

وقتی عراق در عملیات خیبر مشغول پاتک بود ، یکی از برادران اطلاعات عملیات به نام آقای هاشمی آمده بود و نیروها را سازمان می داد . و می گفت : به سمت جلو حرکت کنید و هر چه می توانید با خودتان مهمات ببرید . وارد منطقه که شدیم ، ما را در خط تثبیت شده مستقر کرد و نیروهای مستقر در خط را جلو تر برد و تا برای کمین آماده شوند . عراقیها به سمت خط در حال حرکت بودند ، نیروهای ما می خواستند از اصل غافل گیری استفاده کنند . به همین دلیل به طرف عراقیها آتش نکردند ، اما وقتی به نزدیک کمین رسیدند ، نیروها از کمین خارج شده و آتش شدید روی دشمن ریختند به نحوی که عراقیها پا به فرار گذاشتند. نیروهای خودی از سنگرها بیرون آمده وبه تعقیب عراقی ها پرداختند.در همین لحظه من برگشتم و نگاهی به پشت سرم انداختم که با یک قیافة زیبا و مصمم روبرو شدم که می گفتند فرمانده تیپ امام صادق (ع) حاج آقای عامل می باشد . شهید عامل داشت به سمت جلو حرکت می کرد . دوباره برگشتم به طرفی که عراقیها در حال فرار بودند . هنوز یک دقیقه نگذشته بود که اعلام کردند : عامل را زدند فوراً خودم را به بالای سرش رساندم و دیدم بی سیم چی عامل بالای سرش نشسته و دارد گریه می کند . پتویی آوردند و ایشان را لای پتو گذاشتند و پشت خط منتقل کردند . تدبیر نظامی و مدیریت موضوع تدبير نظامي و مديريت راوی غلام علی راد نوعی متن کامل خاطره

در یکی از عملیاتهایی که من با عامل بودم قرار بود یک ارتفاعی را بگیریم او به من گفت که این چراغ قوه را بگیر و فلان جا برو. تقریباً دو سه ارتفاع پایین تر و رأس ساعت 11 شب شروع می کنی به چراغ دادن. گفتم: کدام قسمت گفت: همان قسمتی که قرار است ما بگیریم. به سمت عراقی ها، یک جا نایست. دور بزن و دائماً چراغ بده. خلاصه رفتم و رأس همان ساعت اینکار را انجام دادیم و بعد از 5 الی 6 دقیقه تیراندازی شروع شد و بعد از یک ربع مشخص شد که بچه ها ارتفاع را گرفتند. من به آن سمت رفتم و سپس باهم برگشتیم. عشق شهادت موضوع عشق شهادت راوی سید حسن قاسمی متن کامل خاطره

یادم هست وقتی خبر شهادت حاج رمضان را به برادرش حاج حسن که در منطقه بود، دادند تا برای تشییع پیکر برادرش برود ایشان با یک تبسم زیبا در حالی که سرش را تکان می داد گفت: (انا لله و انا الیه راجعون) رمضان به آرزوی دیرینه اش که هر لحظه منتظر آن بود و در دعاها از خدا می خواست رسید. پیش بینی شهادت موضوع پيش بيني شهادت راوی تقی تقویان متن کامل خاطره

چند روز قبل از اینکه به شهادت برسد، ایشان گفت: من تا شروع همین عملیات هستم و بیش از این نمی خواهم شما را زحمت بدهم. در همین رابطه مثل اینکه خوابی دیده بود که به زیارت امام حسین (ع) رفته است. عشق شهادت موضوع عشق شهادت راوی محمد امیر کریمی زاده متن کامل خاطره

وقتی حاج رمضان عامل از سفر حج به جبهه برگشته بود خدمت ایشان رسیدم و گفتم: خوشا به حالت که به خانه خدا رفتی و قبر پیامبر و ائمه بقیع را زیارت کردی، دیگر چه آرزویی داری؟ گفت: یک آرزوی دیگر دارم که از حج بالاتر است. گفتم: آن چه آرزویی است که از حج بالاتر است؟ گفت: آن آرزوی شهادت است. چرا که دوست ندارم در بستر مرگ بمیرم. بدون موضوع موضوع بدون موضوع راوی تقی تقویان متن کامل خاطره

شب عملیات بود که یکی از بچه های بسیجی مشکل روحی برایش ایجاد شده بود . مدت زیادی در منطقه بود و اصرار می کرد به خط مقدم برود و در عملیات شرکت بکند . ولی خوب با توجه با سن و سال کمی که داشت از رفتن ایشان به خط ممانعت به عمل می آمد . ایشان گریه می کرد که اگر می شد من امشب بروم وارد خط بشوم. شهید عامل کلی نشست با این بسیجی بزرگوار به گریه کردن و دلداری دادن که مشکلات این است. مسائل این است شما نمی توانید. ولی در عین حال فرمانده تیپ در آن زمان عنوان کرد که من با مسئولیت خودم ایشان را می برم و دیگر نمی توانم بیشتر از این تحمل بکنم و این برادر بسیجی را با خودش به خط مقدم جبهه برد و در عملیات هم شرکت کرد و مجروح شد. اثر شهادت بر دیگران موضوع اثر شهادت بر ديگران راوی غلام علی راد نوعی متن کامل خاطره

در زمان عملیات خیبر کنار شط علی ایستاده بودم. یک دفعه دیدم شهید میرزایی یک جسدی را که لای پتو پیچیده شده بود با قایق می آورد. خیلی نگران بود. پرسیدم جنازه چه کسی است؟ جوابی نداد. وقتی به عقب برگشتم و به مقر مراجعه نمودم، فهمیدم که آن جسد پیکر مطهر سردار شهید حاج رمضانعلی عامل بوده است. محبوبیت شهید نزد دیگران موضوع محبوبيت شهيد نزد ديگران راوی احمد ذوقی متن کامل خاطره

وقتی در تربیت معلم تهران مشغول تحصیل بودم، قبل از عملیات فتح المبین با تیپ محمد رسول ا... به جبهه اعزام شدم و در جبهه به دلیل اینکه تیپ 17 قم عمل کننده بود به آن تیپ مأمور شدم. آقای فروتن را در آنجا دیدم و به اتفاق ایشان به مقر 92 زرهی اهواز رفتیم. در پادگان 92 دیدم یک گوشه ای تعدادی از بچه بسیجی ها یک نفر را مانند نگین دربر گرفته اند و پروانه وار به دور شمع وجودش حلقه زده اند. سر و صدا هم بلند بود که حاجی آمد. حاجی آمد. از فروتن سئوال کردم که این فرد کیست که این قدر بچه ها به او ابراز علاقه و محبت می کنند. گفت: رمضان علی عامل است از خط برگشته، بچه ها دورش حلقه زده اند. من جلو رفتم و با ایشان احوال پرسی کردم. در حالی که لباس خاکی تنش بود آنجا نشست و بچه ها او را می بوسیدند و از خط سئوال می کردند. خاطرات بعد از مجروحیت موضوع خاطرات بعد از مجروحيت راوی صغری سلطانی متن کامل خاطره

وقتی حاج رمضان مجروح شده بود در بیمارستان قائم مشهد بستری بود. یکی از بستگان خواب دیده بود که دو تن از زنان سیده که از اقوام هستند، آمدند و قلب ایشان را بوسیدند. ماتعبیر کردیم که حتماً حاج رمضانعلی به شهادت رسیده است. اما وقتی به بیمارستان مراجعه کردیم دکتر معالج و پرستاران فرمودند که: عمل جراحی سلامتی را به ایشان به طرز معجزه آسایی برگردانده است.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا