شهید سید ابوالفضل زارعی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

‌ سیدابوالفضل زارعی فرزند: سیدحسن متولد: 1343/06/29 شهادت: ۱۳/۰۶/۱۳۶۲ قطعه :بستان عملیات منجر به شهادت: طریق القدس سرباز زمینی بسیج


وصیت نامه

شهید ابوالفضل زارعی الذین امنوا هاجروا فی سبیل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عند الله و اولئک هم الفائزون . با درود فراوان به پیشگاه امام زمان و با سلام خدمت رهبر کبیر انقلاب امام خمینی . من سید ابوالفضل زارعی هستم فرزند حسن زارعی از اصفهان بنا به وظیفه شرعی خود حال که در جبهه های نبرد حق بر باطل می جنگم چند خطی وصیت نامه می نویسم . اول سخنم با تمامی شما برادران و خواهران عزیز است . ای برادر و خواهر اسلام دینی است بر حق و این دین برای پایدار ماندن نیاز به خون دارد . برادر و خواهر هیچ وقت دیر نیست در همه حال می توان که خون خود را در راه اسلام جاری کرد . برادر و خواهر خدا را شکر کنید که نعمتی والا بر شما گرامی داشته است و کشوری اسلامی که توحید ، یکپارچگی مسلمین جهان شعار آن است برای ما ارمغان و هدیه آورده است پس غنیمت شمرید این نعمت را و در راه پایداریش کوشا با شید . برادر و خواهر جبهه پس از ما به شما و پس از شما به آیندگان نیاز دارد تا به امید خدا اسلام و پرچم آن بر تمامی جهان گسترده و تمامی مستکبرین نابود و ریشه کن شوند . برادر و خواهر شما باید تداوم بخش راه شهیدان باشید هم در پشت جبهه و هم در جبهه و پیروزی ما وقتی است که هر دو پیروز شویم . برادر و خواهر همه به امام عزیز به این مرد بت شکن به این پیر جماران دعا کنید به رزمندگان که در جبهه می رزمند دعا کنید . دعاهای کمیل و توسل و ... را فراموش نکنید وقتی من خوشحال می شوم که ببینم یاران حسین در دعاها ساخته می شوند و راهم را ادامه می دهند زیرا بی ادامه ماندن راه ما منجر به پایمال شدن خون شهیدان است . سنگر مساجد سنگر مدرسه ، دانشگاه ، سنگر حوزه های علمیه را حفظ کنید و بدانید که پایگاههای انسان سازی مساجد و حوزه ها و مراکز آموزشی است . و اما چند سخنی با پدر و مادر عزیزم : پدر ای پدر رنجیده پدری که عمری را با رنج و کار و زحمت مرا بزرگ کردی به خدا آفرین بر تو باد افتخار کن که فرزندت را به اسلام هدیه کردی و با دوستان بگو و بخند و هیچ ناراحت نباش زیرا من اول می گفتم من عاشقم من عاشق بودم و به سوی معشوقم رفتم پدر بگو به همه که راه مرا و راه شهیدان عزیز دیگر را ادامه دهند . پدر : مادرم را دلداری بده نگذار ناراحت با شد زیرا او تمامی عمر خود را در رنج بوده و من نمی خواهم ادامه عمرش را رنج بکشد بگو شاد باشد که جای تو و او در بهشت است به مادر بگو هر بدی ، غلطی را از من دیده مرا حلال کند زیرا من در دنیا به جز شما خانواده عزیزم کسی را نداشتم و همه عمرم را مدیون شما ها هستم و اما تو ای مادر عزیزم من امانتی بودم دست تو که مرا پرورش دادی و آفرین بر تو که توانستی مرادر راه اسلام فدا کن ی زیرا تو خود می دانستی که من عزیزتر از پدرم نبودم مادر در مرگ من سیاه پوش نباش در مرگ من هر گاه خبر شهید شدنم را به تو دادند لباس نو به تن کن و خانه را چراغانی کن ، پرچمی سبز بر سر در خانه بزن و به میهمانان و مردم شربت بده . پدر و مادر و خواهران و برادرانم و دوستان و آشنایانم مرا حلال کنید . مادر شبهای جمعه بیا بر سر مزارم می خواهم با تو درد دل کنم و تو را ببینم شبهای دوشنبه در مسجد محل دعای توسل را به یادم بخوانید پدر امانتهای خدا را که همان فرزندانت هستند پرورش دادی و به اسلام هدیه کنی و اگر چن ین کنی که کرده ای بشارت باد تو را که بهشت جایگاهت خواهد بود . بیا مادر تو بنشین بر مزارم نکن زاری که من یار حسینم دلم می سوزد از آن جائی که مادر نبودی تا ببوسم دست و پایت منم سرباز جانباز حسینی که با شد راه من راه حسینی نکن مادر برای من تو زاری که من در راه اسلامم فدائی برادر جان اگر دیدی تو رهبر سلام من رسان بر آن دلاور " والسلام". وصیت نامه

لطفا به بخش گالري مراجعه شود.

http://shohada-isf.ir/fa/shahid?shahidID=2311