شهید شهرام امیری سامانی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید شهرام امیری سامانی تاریخ تولد :1346/03/08 تاریخ شهادت : 1366/05/30

زندگینامه

شهيد شهرام امير ساماني، در سال 1347 متولد شد، تحصیلات خود را در مقطع ابتدایی تا اخذ دیپلم ریاضی به پایان رسانید، در طول سال هاي تحصیل همیشه شاگرد ممتاز بود، پس از اخذ دیپلم در رشته علوم سیاسی دانشکده امام جعفر صادق (ع) پذیرفته شد و از استعداد خارق العاده ای برخوردار بود. محبت، فداکاری، کمک به دیگران و ... در بین تمام آشنایان زبانزد است، اهل مطالعه بود و به مسائل دینی بسیار وارد و به آن عمل می کرد، قبل از رسیدن به مرز بلوغ شرعی فرایض دینی را به جای می آورد و پس از آن نماز شب می خواند و در اغلب مجالس و سخنرانی های مذهبی شرکت می کرد، به گفته هایش پایبند بود و در راه هدفش چون کوه استوار. با این که اعتقاد داشت باید در مقابل منافقین و مخالفین انقلاب با قاطعیت عمل کند ولی می گفت رأفت اسلامی هرگز نباید فراموش شود، او می گفت: با محبت خارها گل می شود. از كلاس سوم راهنمايي فعالیت هاي انقلابي خود را آغاز و عملاً و جداً شروع به کار نمود، از سال 62 تا 65 متناوباً در جبهه ها حضور داشت و در پشت جبهه نیز لحظه اي از کارش غافل نبود، مسئولیت گزینش واحد بسیج پایگاه فجر به عهده او بود، در دوران زندگيش فعاليت هاي چشمگيري داشت كه منجر به اخذ تقديرنامه شد از جمله اين فعاليت ها: تشکیل کلاس های نهضت سوادآموزی، فعاليت شبانه روزي در هفته جنگ، در برگزاری انتخابات چهارمین دوره ریاست جمهوری و دريافت تقدیرنامه از پایگاه شهید بهشتی ، فعاليت در امر گزينش در سپاه پاسداران منطقه یک ثارالله و در سال 64 مربيان دبیرستان دکتر شهید بهشتی او را به عنوان شاگرد نمونه از نظر درسي و اخلاقي معرفی و به او تقدیرنامه کتبی دادند، او برای خدا کار می کرد و این همه تقدیر و تشویق دلگرمي او را درکارهایش بیشتر می کرد والا ارزش دیگری برای وی نداشت و به همین دلیل بود که به غیر از تقدیرنامه های درسی، سایر تقدیرنامه هایش را حتی به افراد خانواده نشان نداده بود. او با توجه به این گفته امام امت که مسجد سنگر هست و نباید سنگرها را خالی گذاشت، در چند مسجد فعالیت چشمگیر و حضور مداوم داشت و از جمله مسجد فاطمیه موفق به اخذ جایزه شد. خصوصیات اخلاقی او که حتی برای پدرش جالب بوده است و هرگز فراموش نمی کند این است که هیچ گاه خلف وعده نمی کرد، کارهایش بسیار مرتب و منظم بود، سعی می کرد هر کاری که به او محول می شود به نحو احسن به پایان برساند. شب ها که دیر وقت به خانه می آمد آرام و بی سر و صدا وارد خانه می شد و همچنین وقتی که در دل شب برای خواندن نماز شب از خواب بر می خواست، هيچ كس متوجه نمي شد، در موقع فراغت از کارهای معمولی با بچه های کوچکتر از خود سرگرم می شد و براي خشنودی بچه ها خود را فراموش کرده و می گفت: بچه ها در این سنین دارای انرژی فراوانی هستند که باید به کار گرفته شود اگر از بچه ها و نوجوانان در این سنین غافل شویم این انرژی ممکن است در جاهای نامناسب هدر رود، این بچه ها امید امام و انقلاب هستند، از هم اکنون باید آنها با انقلاب آشنا شوند. وقتی که در مجلسی سخن از انقلاب، مسائل دینی و اوضاع سیاسی بود آگاهانه و موقرانه سخن می گفت. بالاخره در اوایل دی ماه سال 65 به جبهه رفت و طبق قولی که داده بود پس از پانزده روز برگشت، چند روز در تهران بود که دوباره راهی جبهه های نور علیه ظلمت گردید ولی این سفر را هرگز برگشتی نبود و در تاريخ، 29/10/1365 در عملیات کربلای 5، در منطقه شلمچه در حالی که بنا به گفته همرزمانش رشادت های غیر قابل وصفی از خود نشان داد، در اثر ترکش خمپاره صدامیان کافر به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

پيام پدر شهید

پيام پدر شهید به امت شهید پرور ایران اين است: به عده ای معدود که در ظاهر مسلمان، ولی دستورات و پیام های امام امت را یا درک نمی کنند و یا درک می کنند ولی اجرا نمی کنند، می گویم که این دنیا می گذرد به خاطر خون شهدا، اسلام واقعی را حفظ کنند و از انقلاب و امام امت پشتیبانی نمایند.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش