شهید صبر علی جعفری قوشخانه

شهید صبر علی جعفری قوشخانه

تاریخ تولد : 1347/05/07

تاریخ شهادت : 1367/04/14

محل شهادت : طلائیه

محل آرامگاه :شهرستان های استان تهران - قدس - بهشت معصومه


زندگی نامه

شهيد صبرعلي جعفري در سال 1347 در خانواده اي مذهبي و زحمتکش در روستای قوشخانه از توابع استان خراسان شمالی ديده به جهان هستی گشود .

وی دوران طفوليت خود را در دامان پر مهر و محبت خانواده سپري كرد. او با رسیدن به سن واجب التعلیم، راهی محیط علم و دانش شد و تحصیلات خود را تا سال سوم راهنمایی با موفقیت پشت سر گذاشت .

صبرعلی در سن 11 سالگي، مادر خویش را از دست داد و با وجود مشکلاتی که بر سر راه داشت، از ادامه تحصیل بازماند و به کارگری در شركت تيغه سازي و قالب سازي پرداخت. او با اطرافیانش بسیار خوش رفتار بود و حسن اخلاق وي، همكارانش را تحت تأثير قرار داده بود. حدود سه سال در كارخانه به کار و فعالیت پرداخت و پس از آن، در تاريخ 18 مهر ماه 1366، بعد از اخذ دفترچه آماده به خدمت، راهی خدمت مقدس سربازي در ارتش جمهوري اسلامي ايران شد .

شهید جعفری ، نیمی از خدمت خود را در راه دفاع از میهن اسلام ی سپری کرد. او در آخرين مرخصیش و هنگام خداحافظي، شوري ديگر در سر داشت و به اطرافیان مي گفت که ان شاء الله اين بار به پابوس مولايم حسين بن علي (علیه السلام) خواهم رفت .

سرانجام این سرباز فداکار ارتش اسلام، در تاريخ 1367/05/01 در حالي كه به لب ذكر صلوات و در دل شور ديدار داشت، به دست منافقين و بعثيان كور دل به سوی معبودش رهسپار گشت و به کاروان شهدای هشت سال دفاع مقدس پیوست .

وصیت نامه

اين وصيت نامه اين جانب سرباز وظيفه صبر علي جعفري است .

به نام آنكه جهان هستي را از عدم به وجود آورده و جهان باقي را دار آخرت فرموده است .

در اين دل شب، شبي كه در نبرد دشمن خدا، صداميان كافر در جدار كوه ها و سنگرها براي رضاي خدا و رسول در حفظ لواي اسلام با تمام همسنگران در اين جنگ تحميلي به عنوان دفاع از ميهن اسلام و قرآن مي‌رزميم، لازم دانستم اين وصيت را نوشته باشم. اگر سعادت ياريم کرد و به فيض شهادت نائل آمدم، جنازه ام در صورت شناسايي به پدرم و برادرم و خواهرم تحويل و آنها به خاك بسپارند .

پدر مهربانم! به وسيله اين وصيت از تو حلاليت مي خواهم كه بعد از خدا و رسول، اولين ولي نعمت ما هستي كه در آن زندگي فلاكت بار بدون مادر نمي دانم چه ها كشيدي و مرا به اين جا رساندي. در مصيبتم ناراحت نباش و از خدا صبر و اجر بخواه .

برادرجان! گر چه تو را تنها گذاشتم، از عوض من از پدرم تکریم به عمل آور و روي قبر مادرم در عوض من فاتحه بخوان. بگو مادر! صبرعلي شهيد شد و با افتخار به حضورت خواهد آمد و تو را پيش بانو حضرت زهرا (سلام الله علیها) سر بلند خواهد كرد .

خواهرم ! جان تو جان برادرم رضا و پدرم. اگر مرا دوست داري، در غم جوانيم صبور باش .

پيام آخرم به شما و تمام جوانان غيور وطن، به خصوص نزديكان من: در حفظ اسلام و قرآن و وطن و آب و خاك كوشا باشيد و از اين امام بزرگوار، ابراهيم زمان، رهبر و نائب بر حق امام زمان (عجل الله فرجه)، خميني روحی فداه، تقدير و فرامين مقدسش را اطاعت کنید و تا آخرين نفس با دشمنان اسلام بجنگيد .

ان تنصرالله ينصركم

والسلام علی من اتبع الهدي


خاطرات

خاطره از زبان خواهر شهید :

مرتبه آخری كه برادرم به مرخصی آمده بود بسيار خوشحال بود و به من می گفت: اين دفعه هم لباس هايم را بشور، ان شاء الله آخرين باری است كه تو را به زحمت مي اندازم.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۱۷ تیر ۱۳۹۹، در ‏۱۶:۳۰