شهید طاهر اسپندارفرد
تاریخ تولد :1344/12/10
تاریخ شهادت : 1367/03/29
محتویات
زندگینامه
بسمه تعالی زندگی نامه شهید طاهر اسپندار فرد شهید طاهر سپند فرد در یکی از روزهای بسیار سرد سال در اسفند ماه سال44 در جنوب شهر تهران در خانوادهای مذهبی به دنیا امد فرزند دوم خانواده دوران کودکی خود را در تهران به سر برد 6 سالگی به بیماری حصبه مبتلا شد در ان زمان با توجه به کمبود امکانات پزشکی تمام پزشکان از او قطع امیذ کرده بودند خانواده شهید دست به دعا بلند کرد و زندگی پسر کوچک خود را از خدا خواستند با نذر و نیاز فراوان دوباره به زندگی بازگشت گویا قسمت او شهادت در راه اسلام بود نه مرگ با بیماری.
دوم ابتدایی خود را در تهران بود و بعد از ان همراه با خانواده خود به کرج نقل مکان کردند از همان ابتدا علاقه فراوانی به کارکردن داشت در کارخانه موزاییک سازی پدر مشغول به کار شد و حقوق خود رانیز خرج خانواده می کرد مثلا برا یمادر خود چند روز یکبار به هدایای می خرید شاید باز هم با این کار می خواست یادگاری از خود بعد از شهادتش به جای بگذارد تا همیشه به یاد او باشیم در دوران جوانی مانند اغلب جوانان ان دوران عشق جوانی به سراغش امد و در 19 سالگی ازدواج کرد مدت کمی بعد از ازدواج به جبهه های جنگ رفت حتی در هنگام بدنیا امدن تنها پسر خود نیز در جبهه مشغول خدمت بود که شنید اما متاسفانه دیدن کودکش حتی به تعداد انگشتان دستانش نیز نرسید در جبهه راننده تانک و ارپی جی زن بود سر انجام در سال 1367 مفقو دالاثر وی به خانواده اش اعلام شد و انها را نگران کرد جستجوی خانواده در پی سپرد بی اثر بود و سرانجام جاوید الاثر وی را اعلام کردند. روحش شاد.
خاطرات
- خاطره اي از مادر شهيد:
مادر شهید می گوید: وقتی طاهر حصبه گرفته بود یک شب گریه کردم با گریه به خواب رفتم توی خواب دیدم یک دیگ بزرگ روی آتش است و شخصی آمد و گفت: چرا نشستی؟ بلند شو مهمان داری به آنها غذا بده، منم گفتم: من که غذا درست نکردم، اون شخص گفت: بلند شو غذا حاضر، در دیگ رو براداشتم، دیدم غذای خوشبو و عطری توی دیگ است آن را پخش کردم و آن شخص به من نگاه می کرد، وقتی بیدار شدم از تعبیر خوابم پرسیدم گفتند: به امید خدا، فرزندت خوب خواهد شد و شفا پیدا می کند، همین طور هم شد، طاهر شفا پیدا کرد از آن به بعد هر سال در محرم، شب عاشورا غذا پخش می کند به امید آمرزش روح پاکش.[۱]
پانویس
- ↑ سایت شهدای ارتش