شهید علیرضا توکلی کامه علیا
علیرضا محل تولد : تربت حیدریه نام خانوادگی : توکلیکامهعلیا تاریخ شهادت : 1366/02/01 نام پدر : رمضانعلی مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : مبلغ(تبلیغات) گلزار : بهشترضا
خاطرات
یادم هست چند روز قبل از اینکه خبر شهادت فرزندم را به ما بدهند دلشوره عجیبی داشتم و برای اینکه آرام شوم به مزار شهدا رفتم و در آنجا در کنار قبر یک شهید نشسته بودم که در عالم خواب و رویا پسرم علیرضا توکلی را که لباسهای زیبا بر تن داشت با چهرهای نورانی دیدم ایشان به نزدیک من آمدند و بعد از اینکه سلام کرد و احوال مرا پرسید گفت مادر شما تا چند وقت دیگر به من افتخار میکنید. از خواب بیدار شدم وبه خانه برگشتم هنوز دو سه روزی از آن موضوع نگذشته بود که خبر شهادت او را برای من آوردند و من به خاطر اینکه خداوند این قربانی از ما قبول کرده است خوشحال بودم و به او افتخار می کردم که در این راه مقدس رفته است. یادم هست قبل از انقلاب پسرم علی رضا توکلی در مبارزات سیاسی وپخش اعلامیه ها علیه شاه خیلی فعال بود یک روز که از قم به مشهد وازآنجا به روستا آمده بود اعلامیه های امام رادر یک مسجد قرائت کرده بود که یکی ازضد انقلاب ها این موضوع را به نیروهای شاه خبر می دهد و آنها صبح زود با عده ای برای دستگیری پسرم به روستا آمده بودند ووقتی به خانه ما آمدند هنوز آفتاب طلوع نکرده بود ومن فکر می کردم پسرم در خانه است وقتی آنها به داخل اتاق او ریختند وکسی را پیدا نکردند من خیلی تعجب کردم وبا خود می گفتم او به کجا رفته است . نیروهای شاه بعد از اینکه عموی علی رضا یک سبد سیب و چند کیلو گردو به آنها داد از روستا رفتند وقتی روز بعد علی رضا به روستا آمد و از اوپرسیدم کجا بودی؟ گفت:همان موقع که در حال خواندن آن اعلامیه ها بودم متوجه آن فرد خائن شدم و می دانستم که او برای لو دادن من به پاسگاه می رود پس بنابراین من شب راکه به خانه آمدم نمازم را که خواندم از خانه خارج شدم وبه مشهد رفتم و حالا که مطمئن شدم آنها دیگر در روستا نیستند به خانه برگشته ام .[۱]