شهید علی اصغر آریاچهر تاریخ تولد :1332/07/01 تاریخ شهادت : 1361/05/08 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
زندگینامه
- زندگی نامه 1
شهید علی اصغر آریاچهر ، دومين فرزند خانواده، اول مهر ماه سال 1332 شب هنگام، در خیابان آریانا (منزل پدری) تهران، در خانوادهای مذهبی به دنيا آمد. پدرش ارتشی بود، در سن سه سالگي، به علت اعزام پدرش به سلماس ارومیه، به آنجا رفته و از اول تا پنجم ابتدایی را در آنجا گذراند. پس از آن 3 سال به پیرانشهر اعزام شد و او تحصیلات راهنمایی را در آنجا گذراند و بعد به تهران آمده و به دبیرستان رفته و موفق به اخذ دیپلم شد و در حالی كه از خدمت سربازی معاف شده بود به نیروی هوایی پیوست. حدود 16 ماه به علت مهارت در زبان انگلیسی به آمریكا رفت و دورهای تخصصی برای تعمیرات هواپیمایی را گذراند. و پس از بازگشت به تهران در نیروی هوایی به كارش ادامه داد. با شروع جنگ تحمیلی 2 بار از نیروی هوایی، داوطلبانه به جبهه رفت و برای بار سوم، از بسیج مسجد امام حسین (ع) اعزام شد. در سن 26 سالگی ازدواج كرد كه ثمره آن پسری زیبا، كه نام محمد (ص) را به عشق رسول اكرم (ص) بر او نهاد. در دومین باری كه به جبهه رفته بود در عملیاتی در اثر اصابت خمپاره از ناحیه شكم مجروح شد و براي استراحت به خانه آمد، هنوز بهبودي كامل نیافته بود كه به جبهه بازگشت، آن موقع پسرش 3 ماه داشت و سرانجام بار سوم كه به جبهه رفت در تاریخ، 5/8/1361 در عملیات رمضان در فكه به علت اصابت تركش خمپاره به گردن و شكم، به درجه رفیع شهادت نائل گشت.
- نكات برجسته در زندگی شهید:
الف) فعالیت های مهم عبادی و معنوی: مومن و با خدا، اهل نماز و روزه؛ ب) فعالیت های مهم سیاسی و اجتماعی: شركت پیوسته در تظاهرات علیه رژیم پهلوی، حضور در بسیج مسجد امام حسین (ع)؛ ج) فعالیت های مهم علمی، فرهنگی و هنری: تعمیركار هواپیما بود و این كار را تدریس میكرد. د) ویژگی های بارز اخلاقی: مهربان و با گذشت، فداكار، خانواده دوست، دلسوز، كمك و ياري رسان دیگران، احترام به بزرگترها، صادق و راستگو.
- زندگی نامه2:
شهید آریاچهر در سال 1332 در خانوادهای از طبقه 2 جامعه چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدائی خود را تا كلاس پنجم در شهرهای سلماس و پیرانشهر طی نمود و پس از مهاجرت خانوادهاش به تهران تحصیلات خود را تا اخذ دیپلم در این شهر دنبال كرد. در سال 1352 به استخدام نیروی هوائی در آمد و بر اثر هوش و استعداد سرشارش برای طی دوره سیستم های ناوبری هواپیما به خارج از كشور عزیمت كرد و پس از طی موفقیت آمیز دوره 10 ماهه به وطن بازگشت، در سال 57 در كنكور سراسری شركت نموده و در رشته زبان های خارجی قبول، و بعد از ظهرها به تحصیل در دانشگاه پرداخت، در همین سال، كه اوج شكوفائی انقلاب اسلامی بود با همفكران خود در نیروی هوائی به فعالیت های انقلابی و ضد رژیم پرداخت و در 19 بهمن سال 57 با اشتیاق فراوان همراه دیگر برادران نیروی هوائی از طاغوت گسسته، و به مردم پیوست و با رهبر كبیر انقلاب بیعت نمود. پیروزی انقلاب در او نیز انقلاب عجیبی ایجاد كرد. قبل از شروع جنگ تحمیلی در نهادهای انقلابی نیروی هوائی مانند گروه ضربت و انجمن اسلامی فعالیت چشم گیری داشت كه با شروع جنگ تحمیلی به چند برابر رسید، پس از مدتی به سرپرستی گروه ضربت پادگان انقلاب گمارده شد و به محض اطلاع از نیاز جبههها در سال 1359 داوطلبانه عازم جبهههای نبرد حق علیه باطل شد. پس از بازگشت از جبهه سنت الهی ازدواج را جاری ساخت و پس از آن در جهت خودكفائی آموزشی و تشكیل دوره آموزشی رادار ناوبری هواپیما همت گماشت. با جدیت تمام دوره را تشكیل داده، افرادي را هم برای معلمي آن آموزش داد و سپس برای بار دوم در اواخر سال 1360 به نبرد با كفار بعثی شتافت. او عاشق شهادت بود و در مصاحبهای كه مجله شاهد با ایشان انجام داده بود در جواب سئوالی درباره شهادت با حسرت گفته بود خمپاره خودش می داند چه كسی را انتخاب كند. در این ماموریت شهید آریاچهر از ناحیه سینه مورد اصابت تركش خمپاره قرار گرفته و برای معالجه به تهران آمد. در این زمان بود كه خداوند اولین و آخرین فرزند را به نام نامی محمد (ص) به او عطاء كرد. با همه علاقه خود به زن و فرزند، برای تكمیل ماموریت پس از كسب بهبودي نسبی به جبهه بازگشت. پس ار پایان ماموریت، با زن و فرزند خود به مشهد مقدس جهت زیارت حضرت رضا (ع) عازم شد، بعد از بازگشت از زیارت و سپری شدن ماه مبارك رمضان، در حالی كه هنوز خستگی ماموریت قبلی از تنش در نیامده بود، با فرمان امام مبنی بر عزیمت جوانان به جبههها، بی درنگ برای بار سوم داوطلبانه به نبرد با كفار كمر همت بست. این بار با شتاب زایدالوصفی در مدت كمتر از یك هفته از طریق بسیج مستضعفین سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و به همراهی یكی از همرزمان همیشگیاش، عازم جبههها گردید. آری این شتاب آغاز حركت او به سوی الله بود با همین شتاب كمتر از یك هفته پس از عزیمت در جبهه كوشك به درجه عالیه شهادت نائل گردید. شهید آریاچهر همچون دیگر گل های پرپر شده امت اسلامی خصوصیاتی اخلاقی برجستهای داشت، او همیشه و در همه حال به یاد خدا بود، نعمت های دنیوی را وسیلهای برای آزمایش اشخاص می دانست در این رابطه در نامهای به خانوادهاش می نویسد: شما سعی كنید همیشه رضای خدا را در نظر بگیرید و زندگیتان فقط در بند مال و دنیا نباشد چرا كه دنیا در مقابل آخرت هیچ ارزشی ندارد. در برخورد با مشكلات كاملاٌ خونسرد بود. چهرهاش همیشه خندان بود، نماز جماعت را خیلی دوست می داشت و علاوه بر شركت مستمر خود، دیگران را هم در همه حال به رفتن مساجد و پركردن مساجد ترغیب می كرد و برای تحقق فرمایش امام عزیزش مبنی بر اهمیت دادن به مساجد و پركردن آنها، مجلس عروسی خود را در مسجد برگزار كرد. در انجام مستجبات و ترك مكروهات اهتمام به سزائی داشت، به سادگی دعای كمیل و نماز جمعهاش ترك نمی شد. نماز شب را حتی در شب های نگهبانی بر پا می داشت. به شهادت همزمانش در جبههها همیشه كارهای سنگین و پر مخاطره را داوطلبانه به عهده می گرفت. به امر به معروف و نهی از منكر عنایت خاصی داشت. مالش را بی دریغ در راه خدا انفاق می كرد. اكثر دوشنبهها و پنجشنبهها را روزه بود. عامل تحرك دیگران برای رفتن به جبههها بود، او با عمل خود به دیگران قوت قلب می بخشید، در بین دوستان و اعضاء خانواده مورد محبت فراوان بود و در دل همه جای داشت اما همیشه خدا را از دیگران بیشتر دوست می داشت و به همین علت هیچ یك از این محبتها و علائق نتوانست سد راه او شود و بالاخره مورد خطاب خدای خویش قرار گرفت كه (یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربك راضیة مرضیه) و لبیك گویان با عمل خویش ندای ملكوتی را پاسخ داد و به رفیق اعلاء پیوست
وصیت نامه
پدرم، علی غلامی و پدر همسرم آقای حجتی فر را مشتركاً وصی خود قرار می دهم و از آنها انتظار دارم كه در راه رضای خدا وصیت نامه مرا اجرا نمایند: 1- ابتدا می خواهم مال من را از مقدار اندک بهره ای که گرفته ام پاک کنند، عین بهره ها را به صاحبان آن برسانند واگر صاحبش پیدا نشد در راه صاحبش صدقه دهند و اگر یقین است كه حرام دیگری غیر از بهره در مالم وجود دارد آن را نیز پاك كنند؛ 2ـ خمس مالم را تا تاریخ فوتم محاسبه و پرداخت شود؛ 3- ازهمسرمهربانم که اکنون درعقد من است می خواهم پس از فوت من ازدواج كند و فرزندانی به دنیا آورد كه خدمتگزاراسلام باشند؛ 4 ـ مبـلغ 110هزار ریال به پدرم مقروضم كه از مالم پرداخت شود؛ 5ـ از محل یك سوم مالم بابت نمازها و روزه های قضا شده م، نماز و روزه خریداری شود و اگرپولی اضافه آمد آن را صدقه دهید؛ 6ـ مهریه همسرم طبق قانون شرع اسلامپرداخت گردد. 7ـ انتظار من از خانواده ام و همسرم و دیگران این است كه در مرگ من سوگواری نكنند و خدمتگزار اسلام باشند و برای حفظ انقلاب اسلامی كوشا باشند. در پایان اگرخداخواست كه من به مقام شهادت نائل آیم، از او می خواهم كه هر چه زودتر شایستگی این مقام را پیدا كنم. ترس از آن دارم كه از دنیا بروم بدون دست یافتن به مقام والای شهادت و بدون بخشوده شدن گناهانم،از شمامی خواهم بعد از خواندن وصیتنامه م برایم دعاکنید شایدتوبه م پذیرفته و آمرزیده شوم ان شاء الله تعالی. و السلام به امید جهانگیر شدن اسلام.[۱]