شهید علی رضا امینی نقندر
بسمه تعالی
1. شهید علی رضا امینی نقندر :
تاریخ تولد : 08/08/1345
تاریخ شهادت : 27/05/1367
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : خراسان رضوی – طرقبه و شاندیز - نغندر
زندگینامه
شهید در آبان ماه 1345 در قریه نقندر متولد شد او کودکی بسیار هوشیار و زرنگ بود بطوری که تا سال سوم راهنمایی که در روستای نقندر مشقول یه تحصیل بود تمام نمره های درسش عالی و معدل کل آن از 18 پایین نبود در کنار تحصیل به کار مشغول بود بعد از دوره راهنمایی او در دبیرستان امیر کبیر مشغول به تحصیل شد با همه مشکلاتی که در مشهد با هم داشتیم سال اول را قبول شد و سال دوم بعلت رفتن من به جبهه و نبودن سرپرستی دلسوز ایشان مردود شدند و بعد از آن میخواستند ترک تحصیل کنند با اصرار زیاد من دویاره در دبیرستان ثبت نام مردند با مشکلات زیادی دیپلم را گرفتند از نظر مادی از نظر لحاظ نبودن پدر و مادر و هزاران دردسری که ایشان در این 5 سال دبیرستان داشتند بعد از گرفتن دیپلم ایشان در تربیت معلم و دانشگاه شرکت کردند متاسفانه قبول نشدند و دو ماهی از طرف جهاد به جزیره هنگام رفتند و بعد از ترخیص شدناز جهاد دفترچه آماده بخدمت جهت سربازی اجباری گرفتند. 18/08/1365 برای آموزش به زاهدان رفتند و در تاریخ 03/12/1365 ایشان بعد از آموزش به سومار بردند انگسزه ایشان فقط جهت سربازی اجباری از طریق لشگر 88 زاهدان به جبهه اعزام شده بود آخرین صحبت شهید من که برادر ایشان هستم در آخرین باری که از جبهه آمده بود از حمله مجاهدین به منطقه صحبت میکرد که ساعت 6 که از خواب بیدار شده ایم که همان جا گفتند بچه ها هر کس میتواند جان خود را از این معرکه سالم بدر ببرد و هر کس که نمیتواند یا باید اسیر شود و یا کشته بعد از اینها فرمانده اینها یک ماشین تویوتا داشته... شده اند با اسلحه و ماسک و بقیه لوازم خود را آنجا گذاشته بودند. حتی.. نتوانسته بودند برای خودشان بردارند ماشین تویوال در وسط جاده توسط هواپیماهای عراقی مفهوم میشود همراه با اسلحه و چیزهای دیگر بعد از آن شهید و دوستانش بسوی اسلام آباد براه افتادند با مشکلات فراوانی که در راه بود گرسنگی تشنگی بیخوابی بعد از 5 روز به اسلام آباتد رسیدند دست شکسته که از سقوط از تپه بوجود می آید بعد از آن بعلت نبودن پرسنلی و فرماندهی لشگر از سپاه باختران مرخصی استخلاجی میگیرند و به مشهد می آیند تا 17/05/ در مشهد بودند و تنها صحبتی از خودشان میکردند میگفت عراقی ها منو میکشتند بعد از رفتن ایشان از مشهدیم نام ه فرستاده بود و تاریخ آن 21/05/ بعد از آن خبر شهادت ایشان بود که همه ما را غمگین نموده محل شهادت ایشان سومار بود و نحوه شهادت ایشان ترکش خمپاره بود به گفته ستاد اما گفته اینها را من هرگز باور نمیکنم و از لشگر 77 خواسته ام که نحوه شهادت ایشان از سومار بگسرد ولی ت ایک ماه دیگر جواب آن به دست ما نمیرسد یکی از دوستان به من گفت که ایشان در حال خنثی کردن مین و پاکسازی منطقه بود ایشان داخل سنگر مشغول مار بوده سیم تله ای که در آنجا کار گذاشته بودند پای یکی از سرباز ها به آن بند میشود و ایشان شهید میشود البته من فکر میکنم آن سرباز بطور عمد اینکارو نکرده است همان دوستش تعریف میکرد که از موقعی که از مرخصی برگشته همیشه ناراحت برای اسلحه اش بوده چون از وقتی که از منطقه آمده بود اسلحه به ایشان ندادند وایشان نام نویسی کردند برای روشن شدن قضیه اسلحه که هنوز تکلیف آن روشن نشده بود شهید شدند.[۱]