شهید عین الله بنی هاشمی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید عین اله بنی هاشمی تاریخ تولد :1340/04/04 تاریخ شهادت : 1362/01/24 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :چهارمحال وبختیاری - بروجن - امام‌قیس



زندگی نامه

شهيد سيد عين الله بني هاشمي از هفت سالگي شروع به درس خواندن كرد و به مدت شش سال درس خواند و كارنامه ششم ابتدائي را گرفته و در سن سيزده سالگي به كارگري مشغول شد و بيشتر اوقات كار خود را به امر كشاورزي مي نموده و تا فصل زمستان كه مي شد به شهرستان اصفهان مي رفت و به كارگري مي پرداخت و در خانواده خود كه بود اخلاق خوبي داشت و بچه هاي كوچك خانواده رابسيار دوست مي داشت و درآمد خود را تمام صرف زندگي و خانواده خود مصرف مي كرد و هيچ خرج اضافه اي نداشت و بقدري به مردم ده علاقمند بود كه تمام او را دوست مي داشتند وحتي يك بار هم كسي از او ناراحت نشده و شهيد در زمان رژيم گذشته بسيار فعاليت خوبي داشت و در راهپيمايي شركت مي كرد و علاقمند به نظام جمهوري اسلامي بود و از امام امت پشتيباني مي كرد و خواستار ولايت فقيه و پياده شدن حكومت جمهوري اسلامي در سراسر جهان بود و پس از انقلاب هميشه داوطلب جبهه ها مي بود تا اينكه در ماه رمضان به خدمت سربازي رفت و چند بار كه به مرخصي مي آمد حوصله نمي كرد كه در ده بماند و هميشه به فكر جبهه بود و شهيد هميشه در سخنرانيهايي كه تشكيل مي شد گوش مي كرد ونماز و روزه هاي خود را انجام ميداد و خيلي خوش اخلاق بودو نسبت به پدر ومادر وقوم وخويشان احترام بسيار مي گذاشت و چند بار به او پيشنهاد كردم كه براي او نامزد كنيم اما قبول نمي كرد و مي گفت اول بايد خدمت سربازي خود را انجام دهم وبعد از آن بيايم كار كنم ومبلغي كه پول جمع كردم ازدواج نمايم. او به قدري در مورد فاميل خود خون گرم بود كه حساب نداشت هميشه هم به فكر امام امت خميني بود و به ياري او مي رفت. هميشه كه در خانه بود از كتابهاي مذهبي استفاده مي كرد و پاي راديو مي نشست و سخنراني ها را گوش مي داد و علاقه خاصي به سخنراني هاي امام داشت و هيچ موقع كه امام صحبت مي كردند و اين شهيد نشسته بودند كسي حق نداشت صحبت كند تا اينكه سخنراني امام تمام شود و هميشه به جان رزمندگان اسلام دعا كه در جبهه هاي حق عليه كفر دعا مي كرد از خدا مي خواست كه هر چه زودتر پيروزي را به لشكريان اسلام نصرت عطا كند

وصیت نامه

اكنون دين محمد بعد از 1400 سال دوباره زنده شد و محمد زمان ياري مي خواهد همه بايد دست در دست يكديگر بدهيم و دين خدا را به رهبري امام بزرگوار اين اميد مستضعفان به جهان عرضه كنيم و حتماَ مي دانيد كه اسلام خون مي خواهد و من خود در اين راه قدم نهادم چون ديدم كه عدل الهي قيامت در اين دنيا پيش آمده است و اين يك امتحان است كه اميدوارم به حق امام زمان در اين امتحان قبول شوم و نمره ي خود را كه پيروزي يا شهيد شدن است بياورم و به تمام دوستان و جوانان نصيحت برادرانه مي كنم كه در پشت جبهه سنگرها (مسجدها) را خالي نكنند و گوش به فرمان امام عزيز باشيد و هرگز كوتاهي نكنيد.و با سلام به پدر و مادر عزيز و مهربانم كه اميد وارم براي من زياد ناراحت نشويد پدر و مادر مهربانم مي دانم كه مرا از چشم راستت بهتر مي خواستي ولي اكنون افتخار كن كه اين چشم راست را در راه خدا داده اي همچون حسين و مادر عزيز و مهربانم مي دانم كه خيلي براي من زحمت كشيده اي وشب ها تا صبح بيدار بودي و براي مادر سخت است كه فرزند خود را از دست بدهد.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش