شهید محمدرضا جبلی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

بسمه تعالی شهید محمد رضا جبلی  : تاریخ تولد : 11/04/1341 تاریخ شهادت : 15/03/1368 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : تهران – بهشت زهرا


زندگینامه

شهيد محمد رضا جبلي در سال 1341 در خانواده اي متدين و مسلمان در تهران قدم به عرصه هستي گذاشت. وي از عنفوان كودكي از ذوق و استعداد و هوش سرشاري برخوردار بود و در دامن پاك خانواده اي مومن و متقي تربيت شد. در سن شش سالگي قدم به مدرسه گذاشت. دوره ابتدايي، راهنمايي و دبيرستان را با موفقيت و با نمرات عالي و ممتاز پشت سر گذاشت. او در اخلاق و رفتار نمونه و الگو بود، ايمان، تقوا، صبر، شكيبايي، اخلاص، پاكي دل، عشق و ايثار از صفات برجسته وي بود. در اجراي احكام و قوانين شرعي فعال بود. او هم گام با امت مسلمان در قيام شكوهمند انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني حضور فعال داشت و با رساندن پيام هاي حركت آفرين امام خميني به ديگران و هم چنين تكثير و پخش اعلاميه هاي امام در روند پیشبرد اهداف انقلاب فعاليت می کرد و در تمام راهپيمايي ها و تظاهرات شركت فعال داشت. او اعتقاد راسخی نسبت به امام داشت، از جمله توصیه های همیشگی او حفظ قرآن کریم و عمل به آن بود. پس از اخذ ديپلم در تاريخ 09/07/1359 از طریق شرکت در کنکور ورودی، وارد دانشكده افسري شد و شغل شريف افسري را در نظام جمهوري اسلامي انتخاب نمود. پس از طي دوره 3 ساله دانشكده افسري در رسته پیاده به درجه ستوان دومی نائل آمد. پس از طی دوره مقدماتی رسته پیاده در مرکز آموزش پیاده شیراز و طي نمودن دوره چتربازي در شيراز در تيپ نوهد لشكر 23 نيروهاي ویژه هوابرد مشغول خدمت شد. با شروع جنگ تحميلي او كه نمي توانست هجوم دشمن را به ميهن انقلاب اسلامي تحمل كند در حساس ترين نقاط كشور در منطقه كردستان مشغول خدمت شد و در حملات جنوب نيز شركت فعال داشت و در يكي از حملات كه در منطقه جنوب صورت گرفت به دريافت تقديرنامه و تشويق كتبي و همچنين مدت 18 ماه ارشديت از فرماندهي وقت نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران مفتخر گرديد. شهید بزرگوار در سن 27 سالگی و پس از هشت سال حضور در مناطق مختلف عملیاتی غرب و جنوب، هنگامی که گروه بازرسان بین المللی جهت بازدید حضور یافته بودند، به علت مهارتی که در زبان انگلیسی داشت مقرر شد به عنوان راهنما آنان را هدایت نماید، لذا قبل از حضور بازدید کنندگان به منظور اطمینان از امنیت منطقه، جهت شناسایی مناطق مورد بازدید در محل حضور یافت، لیکن به علت برخورد با مین به جای مانده از دشمن بعثی به فیض عظمای شهادت نائل آمد.

وصیت نامه

پس از عرض سلام به محضر حضرت ولی الله الاعظم امام زمان(عجل الله فرجه) و نایب بر حقش خمینی كبیر و سلام و درود فراوان بر روان پاك شهیدان از آدم ابوالبشر تا این لحظه و سلام و درود بر معلولین و مجروحین، این شهدای زنده و سلام بر اسرا این اسوه های مقاومت و سلام و درود بر رزمندگان اسلام و بالاخره سلام بر شهدا، امت، امام امت مقاوم و بیدار و همیشه در صحنه وصیت نامه خود را آغاز می كنم.

01.  در مورد اعتقاداتم همین بس 

خوشنودم كه خدا، پروردگار من است و اسلام، دین من و حضرت محمد كه درود خدا بر او باد، پیغمبر من است و حضرت علی(علیه السلام) امام من و حسن و حسین و علی و محمد و جعفر و محمد و علی و حسن و فرزند شایسته او حضرت مهدی(عجل الله فرجه) كه درود خدا بر ایشان باد پیشوایان و آقایان و رهبران من هستند، با ایشان دوستی می كنم و از دشمنان ایشان بیزاری می جویم. 02 . سخنی چند با جوانان عزیز البته من خود را كوچكتر از آن می دانم كه شما را نصیحت كنم ولی از باب تذكر مطالبی را ذكر می كنم. عزیزانم! این انقلاب حاصل خون تمامی شهداست از آدم ابوالبشر گرفته تا این لحظه لذا اگر خدای ناكرده سستی و تن پروری شما باعث ركود و یا تضعیف این حركت شود، خیانت به خون تمامی شهدا خواهد بود پس محكم و راسخ چون كوهی استوار پیرو خط امام كه همانا اسلام است، باشید تا بتوانید دین خود را نسبت به این انقلاب ادا كنید. عزیزانم امروز روز امتحان است، سال های سال حسین حسین گفتید و بر سر و سینه خود زدید و ارادت خود را نسبت به حسین(علیه السلام) و خط او نشان دادید، اما هر درسی امتحانی دارد و امروز روز امتحان درس پیروی از حسین است، امروز ندای هل من ناصر ینصرنی حسین از جماران بلند است و یاران حسینی مردانه در جبهه های نبرد از شمالی ترین جبهه در آذربایجان غربی گرفته تا آخرین نقطه مرزی در دهانه فاو ایستاده و پیكار می كنند و منتظر پیوستن شما پیروان حسین هستند تا ضربات آخر را بر این دشمنان دین و خدا وارد كرده و فتح نهایی را نصیب اسلام گردانند. و اما شما ای ضد انقلابیون كردستان! ای مرزداران اجنبی! ای دشمنان دین خدا! ای میهن فروشان! دیدید كه جوانان اسلام چگونه خطه كردستان را از شر شما دیوصفتان پاكسازی كردند و اینك كارتان به جایی رسیده كه در دامان صدام پناه گرفته اید، ان شاء الله به زودی زود جشن نابودی صدام و رژیم منفورش را گرفته و شما باقیمانده های ارازل و اوباش را به گورستان تاریخ خواهیم سپرد. 03 . سخنی چند با مسئولان كشور برادران من! به خدا مسئولیت شما بسیار سنگین است، مبادا بر اثر ضعف های نفسانی باعث اخلال در این نظام شوید، محكم و راسخ بایستید و از اشكال تراشی ها و كم كاری ها در ادارات جلوگیری كنید، مبادا خدای نكرده دچار قهر الهی شوید. 04. سخنی چند با پدر مهربانم پدرجان! از این كه در تربیت من تلاش نمودید و معلم و راهنمایم در زندگی گردیدید، بسیار متشكرم و امیدوارم خداوند منان به شما اجری عظیم عنایت فرماید. پدرجان! به شما تبریك می گویم كه خداوند منان از شما هم قربانی قبول كرد. خوشحال باشید از این كه این حقیر چنین توفیقی را كسب كردم. پدرجان! علاوه بر این كه خود صبور و مقاوم هستید دیگر بستگان را چون مادرم، همسرم، خواهرانم و... به صبر و شكیبایی دعوت كنید. پدرجان! من شما را به عنوان ولی و وصی خود قرار دادم، امیدوارم كه در تربیت امیر، فرزندم بكوشید و از شما می خواهم با همسر جوان من چون پدری مهربان و دلسوز برخورد كنید. پدرجان! مبادا بعد از شهادت من حقی از همسرم ضایع گردد. پدرجان! به بزرگواری خود از سر خطاهای من بگذرید و مرا ببخشید كه ان شاء الله خداوند شما را ببخشد و در راه بدست آوردن رضای خود توفیقتان دهد. 05. سخنی چند با مادرم. مادرجان! می دانم كه در راه پرورش جسم و روح من چه زحمت ها كشیدید و در این راه دچار مشكلات و ناراحتی ها گردیدید. ولی اكنون باید به خود ببالید كه بالاخره موفق گشتید تا فرزندتان را در راه خداوند منان قربانی دهید. از شما می خواهم كه صبور باشید و چون كوه مقاوم و استوار باستید و با همسر جوان من چون مادری مهربان و دلسوز باشید تا ان شاء الله در زمره شفاعت شوندگان زهرای اطهر قرار گیرید. مادرم! تو را به پهلوی شكسته زهرای اطهر قسمت می دهم كه شیرت را بر من حلال كن و از سر خطاهای من بگذر كه ان شاء الله خداوند منان شما را مورد عفو و عنایت خود قرار دهد. 06. سخنی چند با خواهرانم و اما شما ای خواهرانم! امیدوارم كه بسیار مقاوم و صبور باشید و در راه رضای خدای تعالی همان طور كه تا كنون گام برداشته اید، گام بردارید زهراجان! در تربیت فرزندان خود طیبه و فاطمه، این عزیزانم كوشا باش و راضی به رضای خدا. مریم جان! درس هایت را خوب بخوان. به امید این كه خداوند یاری فرماید تا موفق گردی. در ضمن پیشبرد درس هایت تزكیه و خودسازی را هم به موازات آن پیش ببری و همین طور تو ای خدیجه! ان شاء الله كه درس هایت را خوب بخوانی و موفق گردی. عزیزانم! مبادا در امر فرایض دین به خود سستی راه دهید. عزیزانم! مبادا دچار بی صبری شوید و مسئولیت خود را كه همان رسالت زینب است انجام دهید. ان شاء الله كه مرا ببخشید 07. سخنی چند با برادرم  برادرجان علی رضا! تو تنها برادر من هستی، مسئولیت خطیری بر عهده توست، چشمانت را باز كن ببین امروز روزی نیست كه به خود سستی راه دهی، بلكه امروز مسئولیت خون شهدا ایجاب می كند كه با تمام قوا تلاش نمایی و سعی كن پایه درس هایت را قوی كنی و به تزكیه و خود سازی خودت بیشتر توجه كن تا ان شاء الله در آینده نزدیك بار سنگینی را در راه پیشبرد این انقلاب بر دوش گیری. به اخلاق و رفتارت بسیار دقت كن تا مهر و محبت و صفا و صمیمیت در خانواده حاكم باشد. برادرم! اگر در مواقعی من خاطرتان را آزردم مرا ببخشید كه از خداوند منان می خواهم كه شما را در راه كسب رضای او توفیق دهد. 08. سخنی چند با پدر زنم نمی دانم با چه زبانی از زحمات شما حاج آقا فرجی تشكر كنم و قدردانی كنم و همین قدر می گویم كه ان شاء الله خداوند منان اجری عظیم به شما عطا فرماید. هر چند كوتاهی عمر نگذاشت تا بتوانم به شما خدمت نمایم ولی خوشحالم از این كه شما با چشم باز در این راه قدم نهادید و این را هم كه می دانید دنیا دار امتحان است. شما خوشحال باشید از این كه این بنده حقیر از این امتحان الهی با توفیق خداوند، موفق به در آمدم، امیدوارم كه در راه رضای خداوند منان موفق گردید. 09. سخنی چند با مادر زنم  و اما شما ای مادر زن مهربانم! امیدوارم كه صبور باشید و خوشحالم از این كه شما با چشم باز و با گشاده رویی تمام و آگاهی از وضعیت شغلی من، دختر خود را به عقد من در آوردید و اكنون باید خوشحال باشید از این كه دامادتان در راه تحقق اهداف عالی اسلام توانسته دین خود را ادا كند ان شاء الله علاوه بر این كه خود صبور و مقاوم هستید دخترتان را به صبر دعوت كنید البته بحمد الله او خود عالم است. 10. سخنی چند با همسرم و اما تو ای همسرم! همرازم! و ای مونس دلم! ای نور چشمم! ای عزیزم! می دانم كه زندگی دنیا بر تو دیگر سخت شده و شما كسی هستید كه بیشترین ناراحتی ها را باید تحمل كنی. البته من به تو اطمینان دارم؛ زیرا كه دارای روحی بزرگ و والا هستی و در راه ترویج اهداف من كه همانا تحقق اسلام و حاكم شدن آن در تمامی گیتی است و راه رضای خداوند منان است تحمل این دشواری ها برای تو از عسل هم شیرین تر است. پس در ادای رسالت زینبی خود كوشا باش. در تربیت فرزندمان امیر كوشش كن. ان شاء الله كه با سلامتی كامل بزرگ می شود و در مشكلات زندگی كمكت می كند و به او بگو پسرم! اگر می بینی كه بابا نداری افتخار كن كه او در راه اعتلای اسلام به شهادت رسیده است. طاهره جان! از نظر من مخیل هستی كه ازدواج كنی یا نه، امیدوارم كه مرا ببخشی و از خداوند منان برایم طلب آمرزش كنی. 11. سخنی با فرزندم امیر باباجان! هر چند كه یتیمی پر از مشكلات و ناراحتی هاست، ولی باباجان! افتخار كن كه تو در راه تحقق آرمان های اسلام و در راه رضای خداوند منان یتیم گشتی. عزیزم! از وقتی كه خود را شناختی سعی كن اصول اعتقادات خود را محكم كنی و این نصیحت را از پدرت داشته باش كه به خدا قسم گناه نكردن آسان تر از توبه كردن است. با مادرت پیش از دیگران نسبت به مادرشان، مهربانی كن كه او از اوایل كودكی تو زحمات مادری تو را و هم زحمات پدری تو را متحمل شده است. از علم مادرت خوب استفاده كن و نصایح او را با گوش دل قبول فرما؛ زیرا این به نفع شماست. اگر بدانی و همین طور از علم پدرم كه هم پدربزرگ توست و هم جای پدرت به خوبی استفاده نما و سخنان او را با گوش دل پذیرا باش. به امید این كه در زندگی خود موفق و مؤید گردی و در آینده فردی شایسته و مفید برای اسلام و مسلمین باشی و رضای خداوند منان را بدست آوری.

خاطرات

خاطره ای از زبان همسر شهید  همسرش می گوید: هر زمان در زندگی مشکلی چه از نظر مالی و یا ... آن پیش می آید بر مزار شهید رفته و مشکلم را بیان می کنم، زمان زیادی نمی گذرد که می بینم وسیله ای فراهم شده و مشکل مزبور حل می شود، لذا کمتر پیش می آید که مشکلات پیش آمده را با دیگران مطرح کنم و بیشتر با همسر شهیدم در میان می گذارم.

  • یادداشت

محمد رضا جبلی فرزند محمد اسماعیل دارای شماره شناسنامه 1419 در تاریخ 09/07/1359 به نیت خدمت در ارتش جمهوری اسلامی ایران و به مقام رفیع شهادت وارد دانشكده افسری شدم؛ زیرا می بایست عده ای هم وارد این لباس می شدند تا بتوانند در آینده در راه رسانیدن این ارتش به ارتشی كه مورد عنایت امام زمان(عجل الله فرجه) است؛ یعنی ارتشی مكتبی گام بردارد تا بتواند این ارتش جمهوری اسلامی ایران با همكاری صمیمانه با سپاه پاسداران انقلاب اسلامی كه نهادی برخاسته از انقلاب است در مقابل دشمنان خارجی مقاوم و محكم بایستد و پوزه استكباران جهانی آمریكا و شوروی و دیگر ابرقدرت ها و نوكران آنان را به خاك بمالد و موانعی را كه بر سر راه صدور انقلاب قرار می دهند از میان بردارند. در این راه باید خون داد و شهادت را با دل و جان پذیرا شوند كه شهادت نعمتی است كه نصیب هر كس نمی شود. شما ای برادر و تو ای خواهر! موظفید كه از خون این شهیدان پاسداری نمایید. من از شما می خواهم كه مواظب باشید كه هیچ وقت یا به عبارت دیگر لحظه ای از خط امام منحرف نشوید كه انحراف از خط امام برابر است با نابودی و غلبه آمریكا و اجانب و اسارت به دست اجنبی هاست. من مطمئنم كه این ملتی كه تا كنون در مقابل این همه خط ها، چپ و راست، منافقین، لیبرال ها، ملی گراها و... ایستادگی كرده و شهید داده و از خط امام منحرف نشده است ان شاء الله تا قیام ولی عصر (عجل الله فرجه) از این خط منحرف نخواهد شد و در نتیجه این انقلاب تا قیام امام زمان(عجل الله فرجه) ادامه خواهد داشت. از خداوند متعال طول عمر امام و سلامتی او و تداوم انقلاب اسلامی ایران و ظهور امام زمان(عجل الله فرجه) را خواستارم. امیدوارم خداوند این جان ناقابل من را در راه خود بپذیرد و مرا جز شهیدان محسوب نماید. خدایا! روزی من كن بهترین قتل ها را در راه خودت، یاری می كند تو را و رسول تو را و معامله می كنم با تو باقیمانده عمرم را در این دنیا برای پیروزی دینت. خدایا! عاقبت مرا شهادت ختم كن. در پایان، درود بر شما پدر و مادر عزیزم كه موافقت كردید تا من در این راه گام بردارم.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش