شهید محمد باقر برجسته ملکی
محمد باقر برجسته ملکی فرزند : محمد حسین متولد : 1334/01/01 در شاهرود - روستای مجن تحصیلات : زیر دیپلم تاهل : متاهل یگان: سپاه شاهرود-تیپ21-گردان کربلا-گروهان ابوالفظل مدت حضور : 11 ماه و 4 روز مسئولیت : فرمانده دسته نوع عضویت : بسیج نوع شغل : کشاورز تاریخ شهادت : 1364/11/23 محل شهادت : اروند رود-جزیره بوارین عملیات : والفجر8 محل دفن : شاهرود مجن
محتویات
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم « یا ایها الّذین آمنوا قاتلوا الذین یلونکم من الکفار و لیجدوا فیکم غلظۀ و اعلموا ان الله مع المتقین » ای اهل ایمان با کافران از هر که با شما نزدیک تر است شروع به جهاد کنید و باید کفار در شما درشتی و نیرومندی و قوت و پایداری حس کنند ( تا از سپاه اسلام بیمناک شوند و شما مؤمنان هیچ گاه نترسید) و بدانید که خدا همیشه یار پرهیزکاران است . با درود و سلام به پیشگاه ولی عصر حجت ابن الحسن عسگری ( عج) و نایب برحقش، رهبر کبیر انقلاب ، امام امت و ابراهیم زمان ، درهم شکننده همۀ بتان بزرگ یعنی امام خمینی (ره)، آن بزرگ مرد که جامعۀ ما را از منجلاب کثافات به یاری خدا و امام زمان( عج) نجات داده و به وادی نور کشید . آن بزرگ مرد که راه سعادت و خوشبختی دنیا و آخرت را بر ملت ایران و جهان نشان داد و آن قائد عظیم که پشت این جنایتکاران را به لرزه درآورده و به نابودی کشاند و دست کثیف جنایتکار آنها را از سر این ملت مظلوم دو هزار و سی صد سال ستم دیده برداشت و آنها را به خاک ضلالت نشاند . این قدرت خدا بود و دست توانای خدا بود و این جانباز حقیر هم دعاگوی چنین رهبری است و فرمانبر چنین رهبری است و اطاعت از چنین رهبری می کنم که وجودش از خداست و نور خدا. ما به چنین رهبری افتخار می کنیم و با درود و سلام به روان پاک شهیدان صدر اسلام و درود و سلام به روان پاک شهیدان انقلاب اسلامی ایران که راه سعادت را بر ما نشان داده اند . اکنون که سعادت سربازی امام زمان (عج) در این موقعیت نصیب این بنده حقیر گردید ، اینجانب ، بنده کوچک تر از همه ، محمدباقر برجسته ملکی چند کلمه از باب یادبود روی کاغذ نوشته و امیدوارم که مورد لطف و عنایت خدا قرار گیرد.اول سخنم را با مادر خود آغاز می کنم. مادرم ، امیدوارم که در مدت زندگی از من بدی ندیده باشی و اگر هم بنا به وسوسۀ شیطان از من موقعی رنجشی دیده ای به دل نگیر و برای رضای خدا مرا ببخش و بعد مادر عزیزم ، اگر سعادت شهادت فی سبیل الله در راه خدا نصیب من و افتخار مادر شهید بودن نصیب شما گردید ، تمنا دارم که در سوگ من گریه نکنید و اگر خواستید بگریید برای علی اکبر و ابوالفضل العباس (ع) و حسین(ع) گریه کنید. مادرم، صبر و بردباری را در هیچ وقت از دست مده. خدا پنج پسر به تو عطا کرده و افتخار کن و دعا کن که یکی را در راه خدا بدهی و سعادت نصیبت شود. مادرم، راه اهل بیت حسین (ع) را می پیمایم و راه خود را آگاهانه یافتم و در این راه قدم برداشتم و نه اینکه کورکورانه باشد این راه راه اهل بیت حسین(ع) است و امروز با وضع فعلی کشور ایران مرگ در بستر صورت خوشی ندارد و مرگ هم حتمی است و چه خوب است که در راه دین خدا چند قطره خون ناچیز انسان ریخته شود و این شهادت هم نصیب هر کس نمی شود مگر آن کس که محبوب خدا باشد. مادرم، خدا نگه دارت باشد و اجرت با خدا. و از برادران عزیز خود می خواهم که در خط اسلام و ادامه دهنده راه شهدا باشند و از حاج شیخ ابراهیم ، که لباس پیغمبر بر تن دارد ، می خواهم که در راه تبلیغ دین اسلام و دست آورد های انقلاب کوتاهی نکند و از خواهرانم یک تمنا دارم که با حفظ حجاب اسلامی خود باعث آبروی اسلام [ شوند ] و از خواهرانم می خواهم که در راه اسلام و پیشرفت اسلام کوشش کنید. اگر مرا دوست دارید ، صبر و شکیبایی داشته باشید و بعد همسرم، ای یاور اسلام ، مسئولیت بزرگ به عهده تو است . امیدوارم که چهار فرزندم ، که در امن شماست ، آنها را خوب بسازید که از خدمتکاران به اسلام و ادامه دهنده راه شهدا باشند . از شما می خواهم که محمدحسین و مرتضی و مجید را طوری بسازی که اسلحۀ به زمین افتاده پدر خود را بگیرند و دخترم فاطمه را، که من به اسم این دختر افتخار میکنم ، کاملا او را اسلامی و با آئین اسلام تطبیق کنید و خودت هم در مشکلات زینب گونه باش و صبر اختیار کن که خدا با صابران است . این چند روز عمر کوتاه زود می گذرد و فریفته زرق و برق دنیا نشوید . همسرم، فقط توکل بر خدا کن و بر این عقیده پایدار باش، حتما خدا کمکت می کند و هیچ کمک دهنده ای به جز خدا نیست . برای شما دیگر بیشتر از این سفارش نمی کنم و شما را به خدا واگذار کردم و سعادت دنیا و آخرت را از خدا مسئلت دارم و در آخر از کلیۀ مردم شهیدپرور مجن حلالیت می طلبم و هر کس از ما رنجشی دیده، برای رضای خدا مرا ببخشد و من هم اگر پیش کسی حقی داشتم بخشیدم. خدا یار و نگه دار همه شما. اگر فیض شهادت نصیب بنده حقیر گردید ، در گلزار شهدای مجن حقیر را به خاک بسپارید. « والسلام علیکم و رحمۀ الله و برکاته » بندة حقیر ناچیز، محمدباقر برجسته ملکی تیپ 21 امام رضا، گردان کربلا، گروهان ابوالفضل 64/ 11/ 11[۱]