شهید محمد حسن خویی
شهید محمدحسن خویی تاریخ تولد :1319/04/01 تاریخ شهادت : 1364/01/21 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خراسان رضوی - مشهد - خواجه ربیع
زندگی نامه
بسمه تعالی زندگینامه شهید شهید محمدحسن خویی در سال 1319 در یکی از روستاهای شهرستان گناباد در خانوادهای کشاورز دیده به جهان گشود. استثماری که در سراسر کشور به روستاییان اعمال میشد، سبب گردید که وی از همان اوان کودکی به همراه دیگر برادرانش بار امرار معاش خانواده را بر دوش کشیده و به فعالیتهای کشاورزی بپردازد. در همین ایام وی به سمت تحصیل روی آورده و با رنج فراوان تحصیلات خود را تا کلاس ششم ابتدایی ادامه داد. اما فعالیتهای سخت و طاقتفرسای شبانهروزی، او را از ادامهی تحصیل باز داشت. طی گذر عمر از کودکی به نوجوانی او سختی زندگی در روستا با را با تمام وجود لمس کرده بود و شانزده سال زندگی پرکار و مشقتبار از او جوانی باتجربه و فعال ساخته بود. او در جستجوی موقعیت بهتر زندگی برای خود به سوی شهر مشهد روی آورد. ولی بعلت عشق به نظام و نظامیگری و دفاع از استقلال کشور به استخدام ارتش درآمد. او معتقد بود که در همه حال باید از کشور و تمامیت ارضی آن دفاع کرد. پس از طی دورهی مقدماتی در دانشکده به درجهی گروهبان دومی نائل آمد و زندگی نظامی خود را آغاز نمود. به سبب شایستگی، لیاقت، کاردانی، درستکاری و صداقتی که سرمش و راهنمای خود در زندگی قرار داده بود مکرراً مورد تشویق و تکریم قرار گرفت و به سرعت مدارج ترقی را طی کرد. به همین سبب بعد از دورهی آموزشی در مشهد برای تکمیل دورهی نظامی به اصفهان و بعد شیراز منتقل گردید. در همین زمان تصمیم به ازدواج گرفت. او در سال 1347 به این تصمیم خود جامعه عمل پوشانید. بعد از ازدواج هشت سال در شهرهای اصفهان و شیراز به سر برد و بعد از آن با کولهباری از تجربه و مهارت به مشهد مراجعت نمود. در سال 1357 با اوج گیری اعتراضات مردمی در حمایت از انقلاب اسلامی ، رژیم سعی کرد بوسیلهی ارتش جلوی این حرکت را گرفته و صدای حقطلبی مردم را خاموش کند. بدین منظور ارتش سراپا مسلح خود را در خیابانها در مقابل مردم بیدفاع قرار داد. اما وجود افرادی همچون شهید خویی که حاضر نشد حتی برای یک بار هم پا به خیابان بگذارد، باعث شد که هستههای مخالفت با رژیم در خود ارتش شکل بگیرد و هر روز گرایش ارتش به سمت مردم بیشتر شود. در مدتی کمتر از یک سال ارتشی که کورکورانه اطاعت میکرد به جانب حق گرویده و خود رکن نظامی گسترش انقلاب را تشکیل دهد. شهید در این ایام بارها گفته بود که من حاضر نیستم برای مقابله با مردم به خیابانها بروم. ارتش حافظ حدود و حامی جان و مال مردم است نه دشمن آنها و آنگاه که در برابر سرسختی فرماندهان خود قرار گرفت، میگفت : گلوله ای را که با پول مردم خریداری شده است به سمت خود آنها شلیک نخواهم کرد. ولی شهید در نخستین رژهی ارتش بعد از پیروزی انقلاب شرکت نموده و عکس او با لبخندی شیرین، سوار بر خودرویی که بر آن شعار ارتش فدای ملت نقش بسته است یادآور آن دوران و یادگار همت والا و عاطفهی عالی انسانی اوست. در تاریخ 29/06/1359 با آغاز یورش ددمنشانهی ارتش تا بن دندان مسلح رژیم عراق در ادامهی توطئههای استکبار جهانی برای سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، شهید همراه با فوجی دیگر از سربازان اسلام جزء اولین گروههایی بودند که برای دفاع مقدس به جبهه اعزام گردیدند. وی از روز آغازین جنگ به مدت 54 ماه در جبهههای نبرد به سربرد و در حملههای بسیاری شرکت نمود. او پس از 44 سال زندگی سخت و طاقتفرسا در زمانی که آرزو داشت ثمرهی 54 ماه زندگی سنگرنشینی خود را ببرد و در کنار خانواده در فضای عطرآگین پیروزی آرام و قرار یابد. دشمن مهلتش نداد و در روز 21/01/1364 در جزیرهی مجنون درسنگری که چند سال خانه و سرپناهش گشته بود، بوسیلهی بمبهای شیمیایی شدیداً مسموم گردید و قبل از رسیدن به بیمارستان به خیل دیگر شهدا پیوسته و به درجهی رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاکش در روز 26/01/1364 بر دوش امت مسلمان شهر مشهد تشییع و در گورستان خواجه ربیع در کنار تنی چند از دیگر جان باختگان راه حق به خاک سپرده شد.
نگارخانه تصاویر
منبع: سایت شهدای ارتش http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10276