شهید محمد حسن زاده فرزند رمضان
rId4
کد شهید : 6511032
نام : محمد
نام خانوادگی : حسنزاده
نام پدر : رمضان
تاریخ تولد :
محل تولد : درگز
تاریخ شهادت : 1365/10/26
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار :
خاطرات
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی رمضان حسن زاده
متن کامل خاطره
به خاطر دارم در یکی از شب های ماه مبارک رمضان خواب دیدم که از طرف بنیاد شهید به منزل ما مراجعه کردند و گفتند : شما می توانید با واریز کردن 50 هزار تومان برای هر نفر به کربلا اعزام بشوید . با خود گفتم من که پول ندارم ولی می توانم به جای خودم یکی از دوستانم را بفرستم در همین حال بود که پول هر دو نفر فراهم شد و راهی کربلا شدیم . وقتی سر مزار آقا امام حسین علیه السلام رسیدیم هر دو سرمان را روی قبر گذاشتیم . در همان لحظه بود که دیدم فردی با لباس نظامی از دور می آید . خوب که نگاه کردم دیدم محمد با لباس و تفنگی بر دوش آمد و گفت : پدر جان هر آرزویی که داری بر آورده می شود . گفتم : پسرم این دوست من مریض است و شفایش را از آقا می خواهد و نم هم می خواهم طوری شود که از نظر مادیات بتوانم همسر و فرزند شما را تامین کنم . اکنون هیچ پولی ندارم و دلم برای آنها می سوزد، در همین حال محمد سر مرا بلند کرد و گفت : دوست شما شفا یافته، ولی شما برای زن و فرزند من ناراحت نباشید . خدا بزرگ است و آنها را از همه لحاظ تامین می کند و در همین حالات بودم که از شدت گریه از خواب بیدار شدم و هنوز هم گریه می کردم و به مقام فرزندم محمد غبطه می خوردم .
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی ماه پری شایسته
متن کامل خاطره
هنگامیکه محمد به شهادت رسیده بود تا مدتی خبر شهادت او را به ما نداند . یک شب خواب دیدم روی زمین خوابیده ام و تنوری از آتش مرا به کناری پرت کرد و در همان لحظه هراسان از خواب بیدار شدم . بعد از ظهر همان روز به روستای دیگری برای مراسم روضه دعوت بودیم . در آن مراسم صحبت می کردند که از روستای قلچق یک فرمانده به شهادت رسیده . از حرف های آنها و خوابی که دیده بودم تقریبا به یقین رسیدم . فرزندم محمد به شهادت رسیده و بعد از سه روز بود که جنازه اش را آوردند .[۱]