شهید محمد عباسی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
محمد عباسی
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد بیرجند
شهادت ۱۳۶۵/۱۲/۱۸
محل دفن گلزار شماره ۲
سمت‌ها رزمنده
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
خانواده نام پدرمحمدباقر

خاطرات آخرین وداع با دوستان موضوع آخرين وداع با دوستان راوی احمد عباسی متن کامل خاطره

وقتی که محمّد در منطقه بود ایشان در قسمت توپخانه بودند و من در ترابری سنگین انجام وظیفه می کردم یک روز به ملاقات ایشان رفتم و دیدم که مریض احوال است به او گفتم : شما حالتان خوب نیست . اگر می شود امشب را به محلّ خدمت نروید . ولی او گفت : وجود من در آنجا لازم است و با نبودن بنده ممکن است در واحد ما خلأ ایجاد شود و من نمی خواهم که مسئول واحد از من دلگیر باشد و روز بعد که به محلّ خدمتش رفت به درجة رفیع شهادت نائل آمد . پیش بینی شهادت موضوع پيش بيني شهادت راوی فاطمه عباسی متن کامل خاطره

وقتی برادرم محمّد می خواست به جبهه برود برای خداحافظی به منزل ما آمد و گفت : همشیره دیدار به قیامت که این جمله خیلی برایم سخت بود که بعداً شنیدم محمّد قبل از رفتن در مورد شهادتش خوابی دیده بود که برای همسایة ما تعریف کرده بود ولی در مورد آن به من چیزی نگفت : من با وجود ناراحتی شدیدی که از این سخن او داشتم به او گفتم : همانطوری که همه به جبهه می روند و می جنگند و پیروز بر می گردند تو هم انشاء الله سالم برمی گردی و خداحافظی کرد و رفت . پیش بینی شهادت موضوع پيش بيني شهادت راوی فاطمه عباسی متن کامل خاطره

آخرین مرحله ای که برادرم محمد می خواست به جبهه اعزام شود برای خداحافظی به خانة ما آمد شوهرم به شوخی به او گفت : انشاء الله وقتی که برگشتی برای تشکیل زندگی تو قدم برمی دارم . محمّد گفت : امام حسین (ع) مرا دعوت کرده است و فرشتگان منتظر من هستند و ما دوباره همدیگر را نخواهیم دید و خداحافظی کرد و رفت و به درجة رفیع شهادت نائل آمد . عشق به جهاد موضوع عشق به جهاد راوی فاطمه عباسی متن کامل خاطره

یک روز عمویم آقای عبّاس کاویان که علاقة زیادی به برادرم محمّد داشت و معلّم او نیز بود وی را نصیحت می کرد به او گفت : محمّد تو دانش آموز زرنگ و خوبی هستی و باید درس بخوانی تا از این راه به اسلام خدمت کنی . محمّد به او گفت : من حالا به سنّ بلوغ رسیده ام و می توانم خوب و بد را تشخیص دهم و فعلاً اینگونه تشخیص داده ام که باید به یاری اسلام بشتابم . من از امام حسین و یارانش که در کربلا شهید شدند که بهتر نیستم . اخلاص عمل موضوع اخلاص عمل راوی محمد باقر عباسی متن کامل خاطره

برادرم به فرزندم محمّد گفته بود: محمّد صبر کن این دفعه پدرت به جبهه برود. ایشان در جواب به او گفته بود: پدرم می خواهد به جبهه برود، برای خودش می رود من هم برای خودم می روم. حرمت والدین موضوع حرمت والدين راوی فاطمه عباسی متن کامل خاطره

دفعه آخری که برادرم محمدی خواست به جبهه اعزام شود شب قبل از آن خود اقدام به دوختن شلوار بسیجی خود کرد و برای اینکه دل پدرم را بدست آورد به او گفت : پدرم شما چشم من هستید و امام قلب من است بدون چشم می توانم زندگی کنم ولی بدون قلب نمی توانم زندگی نمایم . قرض دادن موضوع قرض دادن راوی فاطمه عباسی متن کامل خاطره

موقعی که من در کلاس دوّم یا سوّم دبستان بودم یک روز با دختر خاله ام مشغول صحبت بودیم که برادرم محمّد گفت : هرکس زیاد صحبت می کند کمتر فکر می کند و این گفته را از کتاب حدیثی از حضرت علی (ع) مطالعه کرده بود که به ما گفت . مهارت فنی موضوع مهارت فني راوی زهره عباسی متن کامل خاطره

برادرم محمد به نجاری علاقه زیادی داشت و سلیقه و ذوق خاصی نیز در این رابطه داشت ایشان چند عدد قاب عکس درست کرد که یکی از آنها از همه بزرگتر بود گفت : وقتی شهید شدم عکسم را داخل آن قاب بزرگ بگذارید.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده‌ها