شهید مرتضی ایزدی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید مرتضی ایزدی تاریخ تولد :1340/01/15 تاریخ شهادت : 1365/02/23

زندگینامه :

بسم الله الرحمن الرحیم

پدر رونقی در کار ندارد و در یک خانه استیجاری ایام را می گذراند و شب را با شرمندگی نداری ها پیش روی عیال و فرزندان صبورش به صبح می رساند.مرتضی که در سال 1340 پای در خانه علی رضا ایزدی می گذارد آفتاب سعادت نیز با او پای در این خانه می گذارد او مادر و پدری با خدا دارد که در قریه ایزدخواست از توابع آباده او را به این جهان آوردند مرتضی از همان کودکی نشان می دهد که جلوه خاص خود را دارد و رنگ الهی را از همه رنگ ها بیشتر دوست می دارد هر چه بیشتر قد می کشد این شاخصه در او جلوه بیشتری می کند و از همان کودکی با مسجد و قرآن انس می گیرد و این راه را تا آخر می پیماید.مرتضی به موقع به مدرسه می رود ولی هرگز به درس و مدرسه دل نمی دهد با این که از استعداد سرشاری برخوردار است فقط تا آخر ابتدایی را می گذراند بالاخر تصمیم می گیرد کنار پدر به کار مشغول شود و از این راه مرارت و رنج پدر بکاهد این شهید بزرگ به حقیقت نمونه اخلاق است در همه زمینه ها برجستگی دارد و سرآمد است همه او را دوست می دارند و با لبخندهایش جان می گیرند و با لطیفه هایش به لطف می رسند حضورش در جمع دل پذیر است روزهای انقلاب که فرا می رسد دیگر قرار از دل مرتضی فراری می شود و او را در مسیری قرار می دهد که دیگر هرگز نمی آرامد او مدام در کار نهضت جان می گذارد و خستگی را بی معنی می پندارد اندیشه او رسیدن به نگاه امام است خوب می داند چراغ حسین(ع) در کجا روشن شده است و باید بر پای کدام بیرق بر سر و سینه زد مرتضی نگاهش را از ارکان نظام بر نمی دارد و می داند که باید بیدار بماند و به حراست از این درخت نوپا بپردازد کم کم روزهای سرد و یخی 1359 فرا می رسد روزهای جنگ روزهایی که اگر نگاه خورشیدی امام نبود این ملت برای همیشه در قطب یخ و فشردگی ستم و اسارت گرفتار می ماند و خانه اش؟؟؟ پلنگان تیره روز می شد.مرتضی از همان روزهای آغازین جنگ تن را به لباس سربازی می آراید و خود را از همه زرق و برق های دنیایی می پیراید.مرتضی هرگز تن را به جان مقدم نمی دارد مدام در سنگرهای خط مقدم پیش چشم دشمن برای دوستان آیینه می شود و این تن خاکی را سپر تیرها و ترکش ها می نماید تا سرانجام تیز دشمن به کمر او اصابت می کند و قطع نخاع می شود جای حای بدن این بزرگ کشتگاه تیرها و ترکش های ستم است.روز 1365/02/23 فرا می رسد دیگر تن نیمه جان مرتضی حمله را باخته است این بار تسلیم می شود او پیروزی جان را بر می گزیند و تن را به دردها می سپارد مرتضی را به بیمارستان شریعتی اصفهان منتقل کردند این بار پیک ها جان مرتضی را می گیرند و به سوی قرب پرواز می کنند.

روحش شاد و یادش گرامی باد[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش