شهید مسعود امامی ابرقویی

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

مسعود امامی ابرقویی نام :مسعود نام خانوادگى :امامى‌ابرقويى نام پدر :مجدالدين تاريخ‌تولد :16/09/1341 محل‌صدورشناسنامه :اصفهان تاريخ شهادت :08/09/60 نوع حادثه :حوادث‌ مربوط به‌ جنگ‌ تحميلى شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم با دشمن-توسط دشمن ‌در جبهه استان :بنياد شهيد استان ‌اصفهان شهر :اداره ‌بنياد شهيد اصفهان


وصيت‌نامه


1072630 مسعود امامى‌ابرقويى نام پدر:مجدالدين «بسم الله الراحمن الرحيم » مادر عزيزم پس از عرض سلام اميد است كه پيوسته ره روراه شهيدان اين حسينيان زمان باشيد و در نماز دعايمان كنيد كه شهيدان زنده افتخار آفرين امام زمانمان باشيم ما در راهى گام بر مى‌داريم كه اگر در خور آن باشيم پايانش شهادت است و اگر چنين نشد اميد آن است كه در راه رهايى قدس شهيد زنده باقى بمانيم و بدانيد كه بخون شهدا قسم تا ظالمين در جهانند از پاى نخواهيم نشست و درود خدا بر مشا كه چنين مرا پرورش داديد مادر عزيزم نمى‌دانيدكه در اين شبهاى محرم در جبهه‌ها چه مى‌گذرد و فرزندانتان چگونه با خلوص نيت و از ته دل گريه مى‌كنند و در اين مواقع است كه انسان خدا را در پهلوى خود احساس مى‌كند و از خدا مى‌خواهد كه او را با شهداى كربلا محشور كند اميدوارم كه در صورت شهادت من احساس ناراحتى نكنيد و هميشه زينبت وار در پشت جبهه از مبارزه با انقلاب غافل نشويد و از برادران و خواهران تقاضا دارم كه رهرو راه شهيدانمان باشند و فرزندانشان را مؤمن به انقلاب مؤمن به امام عزيزمان و متعهد و مكتبى پرورش دهند. خدمت پدر عزيزم سلام : سلام گرم مرا از كربلاى ايران بپذير پدر جان جاى شما بسيار خاليست كه ببينيد اين ياران حسين و سربازان امام زمان چگونه صفوف متحد را برقرار داشته‌اند و با استكبار جهانى مقابله مى‌كنند جا دارد كه بگويم خوشا به سعادت اين پدر و مادرهايى كه اين گونه فرزندانى را پرورش داده و به اسلام هديه مى‌كنند اميدوارم كه شما هم چنين باشيد پدر جان من به جبهه‌هاى جنگ رفتم تا با كفار بجنگم و دينم و وظيفه كه اسلام برايم معلوم كرده‌است ادا كنم كسى كه مقلد امام است و پيرو حسين‌ابن‌على (ع) زندگى بدون شهدا را بر خود تنگ مى‌داند و بايد رسالت آنان را بر دوش گيرد و اگر بى‌اعتنايى به اين مسائل بكند يا از مسلمانى خارج است و يا بى‌اعتنايى به تربيت خاك شهيدان كرده است و از اينكه منهم نداى آنها را (شهدا) لبيك گفته‌ام فقط به خاطر خدا بوده و تشيع پدر جان مادر جان اگر شما را رنج داده‌ام از شما مى‌خواهم كه اين فرزند كوچكتان را مورد عفو بزرگوارانه خود قرار دهيد زيرا ما هم محتاج دعا و خشنودى شما هستيم در خاتمه شماها را به خداوند بزرگ مى‌سپارم خداحافظ شما فرزند كوچكتان زنده جاويد باد جمهورى اسلامى به رهبرى امام امت خمينى بت‌شكن. ضمنا پدر جان هر موقع ناراحت هستيد در خانه و يا مسجد يا هر جايى كه دوست داريد سوره (والعصر) را بخوانيد و در ضمن آن دقت كنيد تا خشنود شويد.

بسمه‌تعالى به نام خداوند پرورش دهنده مهر روح‌الله در قلب حزب الله . با سلام بر مادر عزيزم و بعد از سلام اميد است كه پيوسته ره رو راه شهيدان و اين حسينيان زمان باشيد و در نماز دعايمان كنيد كه شهيدان زنده افخار آفرين امام زمانمان باشيم مادر راهى گام بر ميداريم كه اگر در خور آن باشيم پايانش شهادت است و ميدانيد كه امام ؟؟؟ در اين باره گفته‌اند بينديشيد از همه افراد افضل‌تر است و اگر چنين آن است كه در راه رهايى قدس و بدانيد كه به خون تا ظالمين در جهانند از پا نخواهيم نشست و درود خدا بر شما پرورش داديد . مادرم : اميدوارم حالتان خوب و روزگار به خوبى و خوشى بگذرانيد اگر از حال من بخواهيد يا بهتر بگويم از حال ما بخواهيد زيرا تمام جوانانى كه بخاطر اسلام و خداى به‌اميد شما به حساب كنيد خلاصه حال همگى خوب به دعاگويى مشغول بسيار از شما عذر مى‌خواهم كه را با شما در ميان نگذاشتم زيرا در آن موقعيت نمى‌دانيد كه در اين شبها چگونه برادران با خلوص نيت از ته قلب گريه مى‌كند در اين مواقع است كه انسان خدا را در پهلوى خود احساس مى‌كند از شبهاى اينجا هر چه بگويم كم گفته‌ام فقط بدانيد كه اين شرايط نيز من به ياد شما هستم خوب ديگر سرتان را درد نمى‌آورم فكر كنيد كه ناراحتى دارم ولى به خدا هيچ ناراحتى نداريم بخود ديدار دوباره شما و اين روحيه مال وضع جبهه و نماز دعاهايى است كه به اتفاق برادران مى‌خوانيم ضمنا در گردان به من سمت نارنجك انداز را دارم كمى خوشحال شدم در پايان از شما خداحافظى مى‌كنم و اميدوارم كه ؟؟؟ مانند زينب در پشت جبهه از مقابله با ضد انقلاب مانند همانهايى كه خود مى‌دانيد غافل نشويد به اميد ديدار دوباره با پيروزى انشاء الله «والسلام » مسعود امامى‌ابرقويى. 1072630 مسعود امامى نام پدر:مجدالدين باسمه تعالى پس از انقلاب اسلامى و حتى در چند ماه قبل از پيروزى آن مفهوم كلى و اصلى آن بر مردم آشكار شد شهيد از كلمه اى به نام شاهد گفته شده است يعنى كسى كه پس از مرگ نيز زنده است و در صحنه و فقط از ديد بقيه مردم پنهان . واژه شهيد از موقعى كه حضرت محمد (ص) رسالت خود را شروع كرد پديد آمد وفقط در اسلام به كسانيكه در راه خدا كشته و يا به قتل مى رسند شهيد گفته مى شود قدر و منزلت شهدا تا جايى است كه خداوند در قرآن بدينگونه سخن گفته است كه نگوييد كسانيكه در راه خدا كشته مى شوند مرده اند .بلكه آنها زنده اند و از خداوند بزرگ روزى مى ستانند . شهدا به غير از مردم عادى و ديگر مسلمانان هستند زيرا كه هر مسلمانى لياقت شهيد شدن ندارد چون شهدا مشخصات و خصوصياتى دارند كه در همه مسلمانان به يك جا فراهم نيست ،شهدا كسانى هستند كه از ايثار خون خود در راه اهداف اسلام كه همانا اهداف خداوند است هيچ باكى نداشته و همچنين كسانى هستند كه نتنها با توانايى با دشمن روبرو وآنرا از بين مى برند بلكه مهمتر از آن اينكه آنقدر تزكيه نفس دارند كه مى بينيم و مى شنويم كه در طول تاريخ آنان در مقابل سختيها و وسوسه هاى شيطانى چقدر ايستادگى كرده وبه نظر من بزرگترين مبارزه جنگ با نفس و بزرگترين پيروزى است كه شهدا از اين امتياز نيز برخودار هستند از شهدا هر چه گوييم كم گفته ايم ولى بطور كلى شهدا سازنده اجتماع و تمام كننده رسالت خود ، يعنى همان رسالتى كه اسلا م بردوش هرمسلمان گذاشته است . بقول همان نويسندگان شهيد دو خصوصيت دارد خون و پيام .ما بايد هر دو را دريافت كرده و بفهميم كه شايد روزى نيز ما رسالت خويش را ايفاء كرده وباعث سرافرازى اسلام و پايدارى منزلت قرآن باشيم . والســـــــلام . وصیت نامه

لطفا به بخش گالري مراجعه شود.

http://shohada-isf.ir/fa/shahid?shahidID=2292