شهید مهدی ابراهیمی متولد سال1341
شهید مهدي ابراهيمي
rId5
- مشخصات
شهرستان : سوادکوه شمالی
استان : مازندران
جنسیت : مرد
وضعیت تاهل : متاهل
یگان : لشگر 25 کربلا نوع عضویت : سپاه - كادر
مذهب : شیعه
دین : اسلام
نام پدر : باباعلی
مسئولیت : فرمانده گروهان
رشته : -
تحصیلات : راهنمایی
تخصص : آموزش نظامیی
کد شهید : 47
رسته : پیاده
نام مادر : زلیخا ابراهیمی
جبهه عملیات : عملیات بدر
محل شهادت : فاو
تاریخ شهادت : 1364/11/21
نحوه شهادت : اصابت ترکش
شهر : بشل
شهرستان : سوادکوه شمالی
استان : مازندران
محتویات
زندگی نامه
نامش «مهدي» بود و سومین ثمره زندگی «باباعلي و زليخا»، که در سال 1341 قدم به کاشانه این زوج متدین و زحمتکش گذاشت. مهدی بعد از پايان دوره دبستان در زادگاهش «بِشِل» سوادکوه، وارد مدرسه راهنمائي «17 شهريور» فعلی قائمشهر شد؛ اما به دليل شرايط نامساعد مالي آن روزها، در همین مقطع به ترک تحصیل روی آورد. ناگفته نماند که مهدی در طول تحصيل، به كارگري نيز اشتغال داشت.
این فرزند نیکسیرت که هماره خود را به زیور فضائل اخلاقی می آراست، در ادب و تواضع نسبت به والدین، زبانزد بود و مطیع اوامرشان. علاوه بر آن، به سبب خوشروئی و ملاطفت در رفتار و گفتار با دیگران نیز، از محبوبیتی ویژه نزد آنان بهره داشت.
او که پرورش یافته یک تربیت دینی بود، پیوسته در ادای فرائض واجب و مستحب و ترک محرمات، اهتمامی خاص داشت. با قرآن، این چشمه معرفت و حکمت نیز مانوس بود و در عمل به فرامین آن، کوشا.
مهدی با آغاز تحرکات عناصر ضد انقلاب در جنگلهای شمال، دوشادوش دیگر برادران رزمندهاش به مبارزه با آنان پرداخت. يكبار نیز در حين درگيري با گروهكها، از ناحيه پا مجروح شد.
با شروع جنگ تحميلي، به جمع رزمندگان در مناطق نبرد پيوست و به دفاع از ميهن پرداخت.
با پوشيدن جامه پاسداري، در کسوت معاونت گردان در مریوان، فرماندهي گروهان در جنوب و نیروی عملیاتی در بوکان، خدمات ارزندهاي از خود به يادگار گذاشت.
ناگفته نماند که مهدی در جبهه جنوب نیز، دچار جراحت شد.
و عاقبت، مهدی در 21/11/1364، طي عمليات والفجر 8، به خيل ياران شهيدش پيوست. سه روز بعد نیز، با وداع یادگارانش «گوهر، علياكبر و علياصغر»، در حسينيه زادگاهش به خاك آرميد.
وصیت نامه
بسم رب الشهدا و صديقين
بار خدايا! درود فرست بر محمد وآل محمد و ياري نما فرزند خلف رسولالله، امام امت، خميني بتشكن را.
سلام بر ارواح پاك و مطهر شهداي به خون خفته انقلاب اسلامي. بار خدايا! قلب اين بنده حقير را با نور خود منور و ايمان مرا چنان استوار كن كه حتي در برابر بلايا و مصائب خم به ابرو نياورم. عشق خود را چنان در سينهام بنشان كه در واپسين دم حیات نام تو بر زبانم عشق حسین در دلم و شور خميني در سرم باشد.
بارالها ! سخن تو با بنده و رسولت حضرت محمد (ص)، اشك شوق در چشمانام جاري كرده آن گاه که در قرآن فرمودي: «يا أيُّهَا الَّذينَ آمنوا هَل أدلكم عَلَي تِجارة تَنجيكُم مِن عَذابٌ اَليم. تومنونَ بالله و رسوله و تُجاهِدونَ في سبيلالله بِاموالكُم وَ اَنفُسِكُم.» « اي اهل ايمان! آیا ميخواهيد شما را به تجارتي سودمند دعوت كنم، تجارتي كه شما را از عذاب سخت روز قيامت نجات دهد، ايمان بياوريد به خدا و رسولش و جهاد كنيد در راه خدا با اموال و جانهايتان.»
اي مولا و آقاي من! امروز را اميد عفو و گذشت و با درخواست احسان و بخشش به سوي تو آمدهام. بار خدايا! اگر حياتم در پيشبرد اسلام مثمرثمر نبود خونم را عامل حركت و وحدت هر چه بيشتر برادران مسلمان بگردان.
برادران حزبالله! سعي نكنيد كه در بين برادران خود تفرقه و اختلاف ايجاد كنيد. چون اگر چنين كرديد، به خواست بيگانگان عمل نمودهايد. بدانيد كه خداوند در قرآن ميفرمايد: «اي مسلمان از دو چيز دوري كن، بتپرستي و دروغ.»
در جاي ديگر نيز آمده: «اگر از زمين و آسمان بر شما بلا ببارد و عذاب نازل بشود، با حالتي كه در ميان شما تفرقه و اختلاف باشد فرقي نميكند، هر دو عذاب دردناكي است.»
خداوند ميفرمايد: «اي مردم! طغيانگر نباشيد. اگر اينطور شديد، خدا قادر است كه بر شما عذاب و بلا از زمين و آسمان بفرستد و يا شما را به تفرقه و پراكندگي دچار كند.» پس برادران عزيز به ريسمان محكم الهي چنگ زنيد و پراكنده نشويد. رسول خدا (ص) ميفرمايد: «اسلام دو ركن دارد: اول توحيد يعني توجه به خداوند در همه حال، توجه قلبي و ظاهري. دوم وحدت به يگانگي بين مسلمين و جامعه اسلامي.»
برادران گرامي! مطمئن باشيد كه اگر غيبت، دروغگويي و سخن چيني از بين برود، اختلافات حل ميشود. خداوند كريم ميفرمايد: «اختلافات براي جهنميان است. در جهنم اختلافات حاكم است. اين يكي ميگويد تو مرا جهنمي كردي. ديگري ميگويد كه شما مرا جهنمي كردي.»
مادر عزيزم! مبادا مرگ من تحمل تو را از بين ببرد و صداي گريه و ناله تو به گوش نامحرم برسد. مادر جان! با استقامت و صبرتان به زنان درس عبرت بدهيد زیرا قربانی کردن در راه خدا گريه و شيون ندارد.
پدرم ! مرا ببخش كه نتوانستم جبران زحماتات را بكنم. مبادا به عنوان اينكه شهيد دادهايد، از دولت انتظار كمك داشته باشيد. همانطوري كه فروختن گوشت قرباني حرام است، انتظار بيش از حد از دولت هم صحيح نيست.
همسرم ! حجاب را همانطور كه قرآن ميفرمايد، رعايت كنيد.
خواهران و مادران روستايي! حجاب اسلامي را كه خداوند در سوره نور به زنان امر فرموده، رعايت كنيد تا حضرت فاطمه زهرا از شما راضي باشد. ملت عزيز! هميشه اين آيه قرآن را در نظر داشته باشيد: «با كافران به سختي و تندي رفتار كنيد ولي با مؤمنين به نرمش و مهرباني. در برابر كافر مثل شير بغرّيد و در مقابل دوست مثل عبد و بنده باشيد.»
اين را هم به شما امت مسلمان بگويم كه همه رزمندگان با ديده باز و قلبي سرشار از عشق به اسلام و انقلاب، به جبهه حق عليه باطل ميروند و بنده هم با آگاهي كامل به جبهه آمده ام و هميشه آروزي شهادت در سر داشته ام.
بار خدايا! يا ايمان را محكم گردان تا از امتحان تو برآيم و يا امتحان را بر من آسان گردان تا موفق شوم.
یادتان نرود اگر شهید شدم پرچم سفيد را به نشانه پيروزي قبولي بنده در امتحان بلند كنيد.
پدر و مادر عزيز! در مرگم سياه نپوشيد و با لباس سفيد در مراسم حاضر شويد.
برادران حزبالله! گروه مقاومت! در برابر انحرافات به شدت حساسيت نشان بدهيد و منتظر اين نباشيد كه ديگران حركتي ايجاد كنند و شما اگر توانستيد حمايت كنيد.
به خودتان زحمت بدهيد و در فشار و سختي خودتان را آبديده كنيد. در كارهاي اسلامي پيشتاز ديگران باشيد و توحيد را در ذرات وجودتان جاي دهيد.
برادران عزيز! شما را به خدا مسئوليت شما را نگيرد، درد محرومين را حس كنيد. ما كه معتقد به خدا هستيم، چرا با يك اشاره شيطان منحرف ميشويم. دائماً در مجاهده و مبارزه باشيد. با نفس خود مبارزه و با دشمن بيروني مجاهده كنيد و هرگز خستگي را به خودتان راه ندهيد. سعي كنيد اسلامتان را از روحانيت جدا نكرده و هميشه در برابر سازشكاران قد علم كنيم.
اگر شهيد شدم، به جاي پرچم سياه و پرچم سرخ، پرچم سفيد را به نشانه پيروزي بلند كنيد. برادران رهبر انقلاب را دائماً حمايت كنيد.
5/5/63
مهدي ابراهيمي[۱]
پانویس