شهید مهدی باهوش

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو

شهید مهدی باهوش

تاریخ تولد :1342/02/01

تاریخ شهادت : 1364/07/10

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : خراسان جنوبی - فردوس - بهشت اکبر


وصیت نامه

با درود سلام به امام زمان ( عج ) و با درود و سلام به نایب بر حقش خمینی بت‌شکن زمان و امید مستضعفان جهان وقلب تپنده‌ی ملت ایران و با درود بر شهیدان گرانقدر انقلاب اسلامی . من در مقدمه مطالبی را تحت عنوان شهادت از دیدگاه اسلام و سپس مسئولیتهای انسانی مومن در برابر خون شهیدان به عرضتان می‌رسانم . انسان می‌تواند با حرکت کردن از خانه و هجرت کردن در راه خدا به سعادت‌های زیادی نائل آید . ‌ ما شاهد این هستیم که حسین‌ابن‌علی ( ع ) بخاطر اینکه اسلام را زنده نماید با یزید مبارزه کرد و قیام نمود و خود و بهترین افراد زمان خود را فدای اسلام نمود . او با حرکت خود می‌فرماید باید عدالت ‌ در جامعه طنین‌انداز شود . چنین فردی که اقدر و منزلتش از همگان بیشتر ‌ است وقتی در ‌ راه مبارزه با شرک وکفر ‌ فدا می‌شود، ما هم که حتی خاک پای آنها نمی‌شویم، چون مسلمانیم بایستی راه آنها ادامه دهیم . هدف من از رفتن به جبهه حق بر علیه باطل اینست که اسلام زنده بماند و من از طرف بسیج سپاه پاسداران انقلاب اسلامی چندین مرتبه به جبهه اعزام شدم و شهادت نصیبم نشد وقتی هم که مدرسه را به اتمام رساندم و به اخذ مدرک دیپلم نائل شدم ،‌ بخود لازم دیدم که به خدمت مقدس سربازی اعزام شوم و دینم اسلام و رهبرم روح‌الله است و تا آخرین نفس در راه استقرار جمهوری اسلامی ایران خدمت خواهم کرد و به نبردی بی امان خود علیه مزدوران بعثی ادامه خواهم داد . ضمناً از همه‌ی شما برادران و خواهران که در این تشییع جنازه شرکت کرده‌اید تشکر می کنم و انشا الله، اجرتان با خدا . و من از پدر و مادر عزیزم می خواهم از من ‌ را حلال کنند و از اینکه من عمر خود را در راه حق سپری کردم و به لقاءالله رسیدم باید خدا را شکر کنید که شهادت نصیب فرزندتان شد و این بالاترین و از پرارزش ترین نعمت است . از اقوام و خویشان و خواهر عزیزم می‌خواهم که اگر بدی تا به حال از من حقیر دیدید به بزرگی خود ببخشید و من را حلال کنید . مسئله ای که می خواستم عرض کنم و آن اینکه یک موتور هندا به اسم اینجانب در‌آمده و هر وقت که موتور آمد به همراه یک قطعه زمین به اندازه 45×11 که در مورخه 05/01/60 ‌13 واقع در خیابان جمهوری اسلامی خریده‌ام به مادرم تعلق می‌گیرد . به امید پیروزی حق بر باطل والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته ‌14/01/1364


خاطرات

از خاطراتی که می‌توانم از دوران زندگانی ایشان بیان نمایم مربوط به دوران کودکی ایشان می‌باشد . ایشان زمانی که در دوران راهنمایی به مشغول به تحصیل بود، در تابستان با پدر خویش ‌ به سر کارهای بنایی می‌رفت و تمام ایام تابستان را کار می‌کرد و ‌ شخص کاری و پر تلاشی بود . او حتی در ماه‌‌ مبارک رمضان با زبان روزه نیز به این کار ‌ ادامه می‌داد . این ‌ روند تا دوران بزرگسالی نیز ادامه داشت . پشتکار و جدیت وی در هر کاری زبانزد بود . بعنوان مثال در دوران دبیرستان با اینکه بطور متناوب در جبهه حاضر می‌شد، ولی مصمم ‌ بود که ‌ تا سال چهارم دبیرستان بدون تجدید و در خردادماه هم قبول شود . او با تلاشی فراوان توانست به این مهم دست یابد . یکی دیگر از خاطرات که بعداً شنیدم این ‌ بود که وی هر چند ماهی در مأموریت بود، پس از بازگشت به سومار، ‌ تمامی فوق العاده‌ی دریافتی بابت مأموریتش ‌ را به حساب جبهه واریز نمود . از جمله موارد دیگری که می توان از آن نام برد نامه‌ای بود که ایشان درست چهار روز قبل از شهادتش نوشته بود و یکسره از شهادت و مسئولیت انسان از زمان حضرت آدم تا امروز سخن گفته بود[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش