شهید نصرالله انجیری طرقبه
تاریخ تولد : 1347/09/02
نام : نصراله
محل تولد : مشهد
نام خانوادگی : انجیریطرقبه
تاریخ شهادت : 1365/05/26
نام پدر : عبداله
مکان شهادت : حاجی عمران
تحصیلات : نامشخص
منطقه شهادت :
شغل : دانش آموز
یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده گلزار :
زندگینامه
در زمستان سال 1347 بود که خانواده انجیری صاحب فرزندی از تبار عشق و طلب شدند و سالها پذیرای کودکی پر شر و شور او بودند تا به هفتمین منزل از عمر خویش رسید، به مدرسه رفت و مشغول رشد و تعالی شد و با پایان تحصیلات ابتدایی به حوزه علمیه رفت تا دریابد کیست؟ و برای چیست؟ و هزاران سوال و پرسش ساخته شده در ذهن او در همین زمان بود که پاسخ سوالات خود را در نهال نوشکفته انقلاب که تازه جوانه زده بود و نوجوانان بی شمار را به آغوش خود میکشاند تا به همراه آنان ایران را بسازد و شهید نصرالله انجیری با عشق به امام و انقلاب در 10 سالگی به عنوان کوچکترین عضو بسیج شناخته شد و در فعالیتهایی از قبیل نگهبانی شب، مسئولیت اسلحه خانه، حفاظت نماز جمعه، گشت امر به معروف و نهی از منکر ، مبارزه با ضد ارزش های انقلاب پرداخت و پس از تلاشهای فراوان برای پیوستن به رزمندگان اسلام سرانجام در سن 17 سالگی به ندای هل من ناصر ینصرنی امام زمانش پاسخ گفت و لباس رزم را بر تن کرده و به یاری رزمندگان اسلام شتافت و کار خویش را در گروه تخریب آغاز نمود و شاهد بود که چگونه یاری رساندن حسین زمان در جذبه های عارفانه خویش با یکایک ذرات وجودشان به سوی یگانه معبود عالم هستی پر می کشند تا نهال انقلاب آبیاری شود و ثابت کنند فرهنگ شهادت همچنان پا برجاست. با ذکر یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیة مرضیة با انفجار مین و اصابت ترکش عروج عاشقانه خود را آغاز و خاک سرزمین حاج عمران در تاریخ 27/5/1367 شاهد این سعادت بود که شهید نصرالله انجیری نوجوان بود و حال بزرگ مرد تاریخ است و نامش همواره بر زبان و قلبها جاری است. ((ماندنش مبارک)) اصول حفاظتی: شهید همواره فردی منطقی و مبادی آداب بود و سعی می کرد طرف مقابل خود را با دلایل واضح عقلی متقاعد کند اگر چه مخالف عقاید و نظرات وی بود، در روزهای شروع پیروزی انقلاب یکی از عناصر سازمان منافقین قصد توزیع نشریات مربوط به سازمان خود را داشت و شهید با دیدن این موضوع به پیش رفت و کاملا آرام از وی طلب مجوز نمود و به ایشان قوانین توزیع را شرح داد و به مدت یک ساعت به بحث و تبادل نظر در این مورد پرداخت تا با این کار شاید به متقاعد کردن طرف مقابل بیانجامد و همین طور شد که پس از این مدت آن فرد دیگر از فروش نشریات صرفه نظر کرد و در آن لحظه با جمع آوری نشریات پاسخی به ذهن بیدار خود داد.
وصیت نامه
الله الرحمن الرحیم وصیتنامه شهید نصرالله انجیری طرقبه بسم رب الشهداء و الصدیقین رب اعوذ بک من همزات الشیاطین و اعوذ بک رب ان یحضرون. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری وحلل عقدة من لسانی یفقهوا قولی. انّ الله یحبّ الّذین یقاتلون فی سبیل صفّاً کانّهم بنیان مرصوص. بنام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود و سلام به آقا امام زمان (عج) و نائب بزرگوارش این اسطوره مقاومت و تقوا واین قلب تپنده مستضعفین جهان امام خمینی و با نثار بهترین و خالصانه ترین سلامها نثار گلگون کفنان عصر شهادت که اسلام را با خون خویش آبیاری نمودند مخصوصاً شهدای مظلوم واحد تخریب که چون آقا و سرورشان حسین (ع) با بدنهای پاره پاره به لقای حق رفتند . از آنجا که نوشتن وصیتنامه امر مهمی است آنرا می نویسم واما من که در این دار فانی مالی ندارم که ئرباره آن وصیت نمایم و فقط قصد من از این کار این است که چند کلامی بعنوان سفارش و یادگار از خودم باقی بگذارم و نیز از آنجائیکه قرآن کریم می فرماید: « فذکران الذکر تنفع المومنین .» چند خطی می نویسم شاید که برای مؤمنین نافع باشد ، ان شاءالله. امّت حزب الله بقول امام عزیزمان اسلام هنوز چنین امّتی را بخود ندیده است. شما که از بهترین سرمایه های زندگیتان برای اسلام گذشتید و با خون عزیزترین فرزندانتان درخت پژمردة دین را آبیاری نمودید وصیت نمودن به شما امر نامفهومی است به شما چه بگویم که دارای آن نباشید از شما چه خواهش کنم که آنرا انجام نداده باشید فقط یک جمله به شما عرض می کنم و آن این است که در صحنه باشید و استوار و پا بر جا به راهتان ادامه دهید امّت حزب الله مبادا خسته شوید که امروز اگر ضربه ای به اسلام وارد شود هرگز جبران نخواهد شد. خداوند در آیه شریفش به شما می فرماید که : «انّ الّذین قالوا ربّ الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملئکه انّ لاتخافوا ولا تحزنوا ... یعنی کسانیکه گفتند : پرودگارا ما الله است سپس استقامت نمودند فرشتگان به آنها نازل می شود و تلاش نیز لازم است و به عبارت دیگر انقلابی بودن ملاک نیست انقلابی ماندن ملاک است و البته ملت خداجوی حزب الله در طول هفت سال انقلاب و نزدیک به ششسال جنگ به جهانیان ثابت کردند که در راه هدفش حاضر به هر زحمتی است ودرراه اسلام عزیز همة ناملایمات را بر خود هموار نموده است ولی با کمال تاسف عده ای هم به نام حزب الله از شیطان پیروی می کنند و خطاب به آن عدة قلیل است. ای دو مهرگان مگر شما نبودید که سالیان سال " یا لیتنا کنت معک " می گفتید. مگر شما آرزو نمی کردید که در عاشورا با امام حسین (ع) می بودید و او را یاری می کردید . ای صد بار از کوفیان بدتر ، نفرین خدا بر شما باد چرا که کوفیان یک بار به امام حسین (ع) نامه نوشتند که بیا ولی شما انسانهای بی انصاف هزاران بار گفته اید ما همه سرباز توایم خمینی ، گوش به فرمان توایم خمینی . چرا حالا که موقع سربازی است خود را عقب کشیده اید . ای نامردان مرد صورت چطور با خیال راحت در کنار اهل و عیالتان زندگی می کنید . هیچ به فکر آن عزیزانی که سالهای سال است که روی خانه و زندگی خود را ندیده اند در کنج زندانهای مخوف بسر می برند ، چطور بفکر رزمندگانی که شب و را در زیر رگبار گلوله ها و انفجار عظیم بمبها به صبح می آورند نیستی . مگر پیامبر بزرگ اسلام نفرمود که : «هر کس شب را به صبح بیاورد و بفکر کارهای مسلمانان نباشد مسلمان نیست . براستی اگر معتقد به انقلاب و جمهوری اسلامی نیستی لااقل مرد باش که بقول امام حسین (ع) اگر دین ندارید ، در دنیا آزاد مرد باشید.حال تو بی خیالی و راحت طلبی را چگونه می خواهی با مردانگی و وطن دوستی کنار هم قراردهی ، تو که به عناوین مختلف خود را کنار کشیده ای بهوش باش که فردای قیامت عذرت پذیرفته نیست و هرگز از عذاب الهی فرار نتوانی کرد . ای کج ای کج اندیش تو و امثال تو بودند که باعث قتل امام حسین (ع) شدند. اگر شما امام حسین(ع) را تنها نمی گذاشتید او غریبانه شهید نمی شد. واقعا عمری ازمن گذشته است و در این سن الحمدالله بخوبی میتوانم مسائل جامعه را درک کنم و برای خودم تجزیه و تحلیل نمایم و شکر خدا فکری آزاد دارم و تحت تاثیرمسائل پوچ و بی معنی قرار نمی گیرم و هم اکنون که قلم در دست مشغول نوشتن وصیتنامه هستم حس می کنم که عدّة زیادی از این دو چهره ها از دیدن و شنیدن سخنم ناراحت می شوند ، اشکالی ندارد بقول شهید مظلوم بهشتی ما باید در راه خدا باشیم ولو بگویند مرگ بر ما واینک سخنم را با طبلهای تو خالی است. آنهایی که صدای فریبنده شان گوش عالم را کر کرده است ولی در حقیقت چیزی درونشان نیست. بله همان کوفیان بی وفایی که از اول انقلاب سنگ اسلام و انقلاب اسلامی را به سینه می کوبیدند ولی حالا که وقت عمل شده پا کنار کشیده اند. ای کوفیان بی وفا که عهد خود را با امام شکسته اید و در طول 6سال جنگ قدم به جبهه نگذاشته اید.امت حزب الله ، امّتی که واقعا ثابت کرده، حزب خداست، شما را کاملا می شناسد . از این بیشتر لطمه به اسلام وارد نکنید. از این بیشتر ضربه اسلام و انقلاب و خون شهدا نزنید. اگر ناآگاه هستید به راه آئید و اگر آگاهانه دست به این اعمال می زنید منتظر قهر الهی باشید که چه سخت و عذاب دردناکی است. پدر و مادر دلبندم صابر باشید که خدا با شماست بعد از شهادتم زیاد بی تابی نکنید گریه تان طوری باشد که باعث شادی از خدا بی خبران ضّد انقلاب نباشد هر چند با آن صبر عظیمی که در شما سراغ دارم مطمئنم که رعایت خواهید کرد و امّا از جانب من حتما َ به قوم و خویشان بگوئید اگر می خواهند برای من گریه کنند لازم نیست من خودم بریا هیچ شهیدی گریه نکرده ام و دوست هم ندارم کسی برای من گریه کند. پدرم درودت باد که مرا نصرالله نام نهادی و مرا ببخش اگر بعضی از شبها دیر به خانه می آمدم یا کمتر اوقات بیکاری را در خانه بودم باور کنید هیچ مسئله ای نبود مگر اینکه وظیفة خود می دانستم که شب و روز خدمت کنم و خوشحال باش که فرزندت نصرالله بود و در راه یاری خدا جان باخت و خونش در کربلا ریخت « خدایا شاهد باش توئی که شنونده ترین شنوندگانی و بیننده ترین بینندگان. از موقعی که پا در بسیج نهادم شب وروز از پا ننشستم و همواره به فعّالیّت خود ادامه می دادم و سرزنش کوته نظران در من تاثیری نکرد و تهدید های دشمنانت مرا از راه خودم باز نداشت.» بار پروردگارا خیر دنیا و آخرت را به پدر و مادرم عطا نما ، مادر صبورم سلامت باد . می دانم که نتوانستم در طول حیاتم ذرّهای از از حقّ شما و پدرم را که بر گردن من بود ادا نمایم ولی حالا از شما خواهش میکنم که مرا از ته ذدل عفو نمائید چرا که رضای خداوند در رضای شماست. اگر گاهی شما را ناراحت کردهام قصدی نداشته ام و از روی نادانی ام بوده است. ناراحت نباش اگر آرزو داشتی مرا داماد کنی و حال مرا غرق خون می بینی ، مادرم من آرزوی دامادی نداشتم و شهادت بالاترین آرزوی من بود ، هر وقت هم شما صحبت از دامادی می کردید من توجّه نمی کردم چرا که ارزش ندارد انسان دراین موقعیت حساس که اسلام در خطراست به فکر مسائل جزئی باشد. خداوند شما را در دنیا و آخدت غزیز گرداند و اجر عظیمش را شامل حال شما گرداند . انشاءلله . « خواهرم به روحیه تو مباهات می کنم زینب گونه باش و جای برادرت را تداوم بخش. برادرم از کمک به پدر و مادرم یادت نرود مواظب نمازت باش و جای برادرت را در آینده پر کن. خواهران کوچکم را نصیحت کن که زیاد بی تابی نکنند . از جانب من با آنها رفتار خوبی داشته باش تا دلتنگ و غمزده نشوند . خوب درس بخوان که امید امامی». دوستان عزیزم که به تحصیل مشغولید متوجّه باشید که طلب علم و دانش واجب است و در حال حاضر به قول امام جنگ از اهم واجبات است. شما راهم را در بسیج ادامه دهید و هر چه بیشتر مصمم و استوارراه خدا را پیش بگیرید. دشمنان کوردل بدانید که ما مثل شیشه ایم اگر بشکنیم تیزتر می شویم. همسنگران بسیجی و محافظ به عقیده من یاران واقعی مهدی (عج) شمائید . برادران حفاظت سنگر پر صلابت نماز جمعه را محکم نگه دارید هر چه داریم از همین نماز جمعه ها داریم و بدانید که اجر آن راز نماز خواندن کمتر نیست . جای مرا با تلاش خودتان پر نمائید نکند که خدای نکرده نبودن من باعث لطمه به حفاظت باشد ، جای خالیم را پر نمائید و اگر می خواهید در کارهایتان موّفق باشید همیشه به نماز جماعت اوّل وقت و دعاها توجه کنید و چنان باشید که زخم زبانها و دشنامها و سرزنشهای منافقین و ضد انقلاب در شما اثر نکند. و اما اماما اگر من به عنوان سربازی جان بر کف لیاقت نداشتم شما را از نزدیک زیارت نمایم از سرزمین خون و آتش و از از میان عاشقان دلباختة تخریبچی به شما عرض می کنم که «جانم فدای یک ضربان قلبت ای امام ». خدایا تا ظهور دولت یار ، خمینی را برای ما نگهدار. دانشگاه کربلا ،بندة حقیر خدا ، جان نثار روح الله ، نصرالله انجیری 26/2/1365 عصر جمعه از برادرانم در بسیج که دست اندر کار مسائل شهدا هستند می خواهم که چون خیلی کم بود و وصّیت نامه ام بی سر و ته است خواهشاً آنرا هر طور که خواستید نمائید. أجرکم عند الله. خداوند شما را توفیق بیش از پیش عنایت کند. به برادران بسیجی توصیّه کنید که در مدرسة عشق کیلویی کار نکنند . اگر خانواده ام وصیّتنامه را لازم داشتند به آنها بدهید والّا پیش خودتان نگه دارید و حتی الامکان در وسط تشییع جنازه قسمتهایی از آن را بخوانید شاید که به xxx خدا در خوابان بیداری و در چرتیان هوشیاری و در نشستگان ایستادن و در ایستادنان حرکت ایجاد نماید . انشاءلله. محل شهادت :حاج عمران ، محل دفن ، مزار شهداء[۱]