شهید یداله باقری بایقراکوه
تاریخ تولد :1340/01/18
تاریخ شهادت : 1361/02/11
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :البرز - کرج - امامزاده طاهر
زندگی نامه
شهید یدالله باقری بایقراكوه ، در سال 1340 در كرج ، در خانوادهای مؤمن و مذهبی، دیده به جهان گشود؛ پس از سپری كردن دوران كودكی، وارد مدرسهای در همان شهرستان محل سكونت خود شد و توانست تحصیلات ابتدایی خویش را به پایان برساند و بعد به دلیل مشكلات فراوانی كه در خانوادهاش به وجود آمد دیگر به تحصیل خود ادامه نداد و برای این كه كمك خرج پدرش شود به كار لولهكشی، در همان شهرستان كرج مشغول شد.
با اوجگیری انقلاب اسلامی، او نیز با ملت غیور ایران، در اكثر تظاهرات و راهپیماییها بر علیه رژیم پهلوی شركت میكرد و با پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی فعالیت هایش دو چندان گردید، او نسبت به ضد انقلاب و به خصوص منافقین از خدا بیخبر، تنفر خاصی داشت.
با شروع جنگ تحمیلی و حمله و هجوم ناجوانمردانه بعثیون عراق و دعوت امام عزیزمان برای دفاع از كشور و انقلاب اسلامی و دفع تجاوز، ندای رهبر را لبیك گفته و عازم مناطق جنگی شد، چون با تمام وجود معتقد بود كه باید تجاوزگر را به شدّت به سزای اعمال ننگینش رسانید، او به جبهههای جنگ حق علیه باطل اعزام گردید و در عملیات های بزرگی شركت نمود تا این كه در تاریخ، 1361/02/10 در منطقه خرمشهر ، براثر اصابت تیر به ناحیه قلبش به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
وصیت نامه
بسمه تعالی
با درود به امام امت خمینی کبیر،
پدرجان و مادرعزیز، از این که من سرباز وطن و دین و امام امت هستم خیلی خوشحالم، و در ضمن خوشحال ترم که این وظیفه را در چنین موقعه ای که جنگ تحمیلی صدام کافر بر ملت قهرمان پرور ایران تحمیل نموده، به انجام می رسانم.
پدر و مادر عزیز، از شما می خواهم که در پشت جبهه، مرا و فرزندان غیور میهن عزیزمان را یاری نمايید؛ پدر و مادر عزیز، از شما می خواهم که دعاگوی شهادت فرزندتان باشید، از شما می خواهم که دلخور شهادت من نباشید چون من تشنه شهادتم؛ پدرجان، از تو می خواهم که بعد از شهادت، مرا در امامزاده طاهر (ع) با دست پدرانه خودت دفن نمايی و شعری که می گویم به سنگ مزارم قید نمايید.
و در خاتمه وصیت نامه، امید این است که بعد از ما، یار و یاور دین اسلام و امام باشید.
به امید شهادت فرزندت، یدالله باقری مژده ای باد صباح، فصل گلستان من است فصل گل و لاله و ریحان من است من که سرباز وطن هستم و جانباز وطن عشق دین و وطن، جمله عزیزان من است[۱]