ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید حسن محمدی دربندی

۶۳ بایت اضافه‌شده، ‏۲۸ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۳۸
حسین تقریباً هشت ساله بود که پدربزرگش عازم سفر بیت الحرام و مکه معظمه بودند. لحظه خداحافظی او در آغوش پدر بزرگ شروع به گریه کردن کرد. ایشان خداحافظی او در آغوش پدربزرگش جدا شود، تا اینکه پدر بزرگش در گوش او جمله ای گفت: که [[شهید]] گریه کردن را تمام کرد و او را رها نمود. بعدها پدرم گفت:" که به ایشان گفتم: اگر از آغوشم پایین بیایی و گریه نکنی وصیت می کنم، زمان فوتمان قبرهایمان در کنار هم پاشد" به همین خاطر هم اکنون مزار شهید و پدربزرگش در کوشکی (امامزاده) می باشد.
 منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18757سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />==رده==
۱۵۳
ویرایش