ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید علی رضا کندی

۲۴ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۴
محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا
==زندگینامه==
شهید علی رضا کندی فرزند فتح الله در دوران انقلاب هر سال در روز عاشورا و تاسوعا از مسجد حجت دسته ای سینه زنی راه می انداخت و خود دسته های سینه زنی را هدایت و نوحه سرای می کرد. با آغاز جنگ تحمیلی در مدت 4 سال چندین مرتبه از سوی بسیج و همچنین از سوی فدائیان اسلام به جبهه اعزام گردید.
روحش شاد و راهش پر رهرو باد.
==وصیت نامه==
بسمه تعالی
سلام و درود من به تمام رزمندگان و شهیدان راه حق و آزادی و به تمامی خانواده های شهدا. پدر عزیزم! این راهی که من انتخاب کرده ام راه حسین(علیه السلام) و راه حق علیه باطل است.
اینجانب علی رضا کندی که داوطلب شدم برای جبهه جنگ با کفار علیه ظلم و ستم با صدام کثیف تا بروم و دست مزدوران کثیف را از وطنم و خاکم کوتاه کنم. آرزوی موفقیت برای رهبر عزیزم، نور چشم تمام ملت ایران که عمر طولانی برای ایشان از خداوند متعال آرزو دارم و این رهبر خمینی بت شکن و نور چشم مستضعفان دنیا آرزوی سلامتی و طول عمر برای ایشان از امام زمان(عجل الله فرجه) آرزو دارم. من تا جان در بدن دارم تا آخرین قطره خون خود نثار راه حق و ایمان و اسلام عزیز می کنم. برای تمامی رزمندگان و پاسداران و تمامی نظامیان چه نیروی هوایی، دریایی، زمینی و جانبازان اسلام آرزوی موفقیت دارم. از پدر و برادر و خواهرانم تقاضا می کنم اگر شربت شهادت را نوشیدم برای من گریه نکنند و برای غریبی امام حسین(علیه السلام) گریه کنند؛ چون من آرزویم شهادت بود و همیشه این انتظار را داشتم، چون شهادت سعادت بزرگی است؛ هرچه بگویند شهیدان زنده اند.
من افتخار می کنم که در راه حسین(علیه السلام) و پیروانش شهید شده ام. پدر عزیزم! افتخار کن که شهادت نصیب فرزند تو گشته. پیام بزرگ من به تمام قشرهای بزرگ کشوری این است که خون هزاران شهید را پایمال نکنند و همبستگی داشته باشند که این آمریکای جنایتکار سوء استفاده نکند. از قول من از دامادهای عزیزم و خواهرهای عزیزم خداحافظی کنید. برادر عزیزم حسن جان! از تو می خواهم که قول بدهی که هیچ وقت راهی را که رفته بودی به برادر کوچکت قول بدهی به خون شهیدان قسم که نروی و از پدر خودمان که دیگر قدرت کار کردن ندارد و من که رفته ام پدر امیدواریش تو هستی، امیدوارم همیشه موفق و پیروز باشی.
حسن جان! از من هیچ وقت ناراحت نباش. من در جبهه به یاد همه خصوصاً آقاجون و تو هستم و تو هم برای پیروزی همه و اسلام دعا کن. پدر جان، برادر عزیزم، و خواهران مهربانم پروین جان و سهیلا! مرا حلال کنید. پروین جان! گریه آن شب من به خاطر این بود که از جبهه برگشته بودم وجداناً ناراحت بودم، من دینی نسبت به کشور و میهنم داشتم که باید تا خون در بدن من بود، ادا می کردم. از تمام رفقا، دوستانم و بچه های محل طلب حلالیت می کنم و برای همه آنها آرزوی موفقیت، پیروزی و سلامتی دارم.
دیگر عرضی ندارم خبر سلامتی و تندرستی رهبر بزرگ و ملت شریف و مهربان ایران. به امید پیروزی هرچه زودتر برای کشور و میهن خود دارم.
اینجانب از تاریخ 1359/11/05 بهمن تا کنون در جبهه های گوناگون مشغول خدمت بوده ام.
الله اکبر خمینی رهبر
جاوید و پیروز مملکت و حکومت اسلامی باشد.<ref>[httphttps://ajashohada.ir /MartyrDetails/28806 سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references/>
 
== رده‌ها ==
{{ترتیب‌پیش‌فرض:علی رضا_کندی}}
۶٬۷۳۸
ویرایش