ویرایشها
- آقای سید محمد علی امیر آبادی پسر عمه شهید است او نیز خاطراتی از شهید دارد که یکی از آنها را چنین نقل میکند :«زمانی که ایشان در جبهه بودند نامهای برای من فرستاند که خیلی بر من اثر گذاشت. ابتدای نامه را چنین نوشته بودند : الهی آن کس که تورا شناخت جان را چه کند؟ فرزند وسایل و خانمان را چه کند؟ دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی دیوانه تو هر دو جهان را چه کند؟ و در قسمت جداً راست میگویند . جبهه مکانی است گسترده که انسان فقط به فکر معنویات والهیات است و خانه و کاشانه برای او معنا ندارد .»
- تا کربلا راهی نمانده مرگ اگر برای بسیاری، نقطه پایان و مرحله شروع فراموشی و از یاد دفتن است . برای شهید، فصل روشن و نورانی آغاز یک حیات برتر، متعالی و خدایی است. مادر شهید می گوید: لحظه ای که خبر شهادت فرزندم رادادند خوشحال شدم و گفتم : این چراغی بود که خدا برای ما روشن کرده بود و این سید امانتی بود که نزد صاحب اصلیش بازگشت. او عاشق شهادت بود و همیشه می گفت: عشق حسین را به اینجا کشانده، تا کربلا راهی نمانده . منبع سایت یاران رضا <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6853سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />