ویرایشها
==زندگینامه==
سيد، جنگ را نعمت الهى مىدانست كه خداوند به وسيله آن بندگان خود را امتحان مىكند. آرزو داشت انقلاب اسلامى، جهانى شود و مستضعفين از زير يوغ استكبار جهانى آزاد گردند. او پيامبران را چراغافروز زندهاى مىدانست كه براى هدايت انسانها و رهانيدن آنها از اسارت طغيانگران، مبعوث شدهاند .
سيد، مدت 24 ماه در جبهههاى جنگ حضور مستمر داشت و مىگفت: «از خداوند شهادت را خواستهام و خدا هم قبول خواهد كرد.» سرانجام نيز به اين آرزو رسيد، به اين ترتيب كه قبل از شروع مرحله دوم عمليات والفجر 4، فرمانده لشكر 31 عاشورا سخنرانى كرد. سپس گردان قمر بنىهاشم عليه السلام تحت فرماندهى سيدعزيزالله قطبى وارد عمل شد . موقعى كه از محلى به نام كله قندى (ارتفاعات كانىمانگا) در 12 كيلومترى پنجوين عراق مىگذشتند تعدادى از رزمندگان در اثر آتش دشمن، شهيد يا مجروح شدند. برخى از همرزمان به او پيشنهاد عقبنشينى دادند اما سيد قطبى نپذيرفت و به جنگ ادامه داد؛ تا اينكه در 13 آبان 1362 بر اثر اصابت خمپاره 60 ميليمترى، يك پايش قطع شد. و بر اثر شدت خونريزى به شهادت رسيد. پيكر شهيد سيدعزيزالله قطبى بعد از انتقال و انجام مراسم تشييع در زادگاهش به خاك سپرده شد . منبع: <ref>فرهنگنامه جاودانه های تاریخ، استان اردبیل</ref>==پانویس==<references />