ویرایشها
- یادم می آید در عملیات بدر یکی از سنگرهای کمین دشمن به شدت بچه ها را مورد هدف خودش قرار داده بود وسیروس به تنهایی ازخود گذشتگی نشان داد و رفت بطرف سنگر کمین و آتش دشمن را خاموش کرد .
- یادم می آید آخرین دفعه ای که می خواست عازم جبهه شود به ایشان گفتم : برادر جان موقع ازدواجتان است صبر کنید دختری را برایت انتخاب نماییم تا با ایشان ازدواج نمایی . سیروس گفت : خواهرم من ازدواج نمی کنم جشن ازدواج من روزی است که گروه موزییک ارتش و سپاه جلوی جنازه ی من می نوازند و شما نیز از هم اکنون دعوت هستید و همانطور هم شد روزیکه پیکر مطهرش تشییع شد گروه موزیک آمد و ایشان به آرزویش رسید .
- یادم می آید سالی که تیم آنها در رشته والیبال ، قهرمان کشور شد سیروس را هم برای تیم ملی انتخاب کرده بودند تا به خارج از کشور برود و ایشان در رشته والیبال کاپیتان تیم استان خراسان بود . اما ایشان بخاطر اینکه می خواست به جبهه برود به تیم ملی نرفت و جنگ را به رفتن خارج کشور و مسابقه و بازی ترجیح داد .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%203879 سایت یاران رضا]</ref>
==نگارخانه تصاویر==