ویرایشها
/* خاطرات */
*تا انتها حضور
مقدمات [[عملیات فتحالمبین]] را میچید. از بس ضعیف شده بود، زود از حال میرفت. سرم که میزدند، کمی جان میگرفت و پا میشد. کمی بعد دوباره از حال میرفت. روز از نو روزی از نو. <ref name="serajnet" />
*با وضو وارد شوید
اول حسن خودش را معرفی کرد. بعد مسائل کلی مطرح شد و ایشان در همه حرف ها، تاکیدش روی مسائل اخلاقی بود.
یادم نمی رود؛ قبل از اینکه وارد این جلسه شوم، وضو گرفتم و دو رکعت نماز خواندم و گفتم: «خدایا خودت از نیت من باخبری؛ هر طور صلاح می دانی این کار را به سرانجام برسان.»
بعدها در دست نوشته های او هم خواندم که نوشته بود: برای جلسه خواستگاری با وضو وارد شدم و همه کارها را به خدا واگذار کردم.
منبع:فلش کارت دو نیمه سیب، موسسه مطاف عشق
== آثار ==