ویرایش‌ها

پرش به: ناوبری، جستجو

شهید عبدالله میثمی

۷۳۴ بایت اضافه‌شده، ‏۳۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۱۶
/* خاطرات */
نخستین بار که از زندان رها شده بود، به نظرم پیری جوان و خرد‌سالی سالخورده آمد. همه را شناخته بود تا توانست راه خود را بشناسد و آنچه را که در کلاس ندیده بود، به تجربه یافته بود.
علم و عمل، زمینه‌ی خودسازی عمیقی را در او به وجود آورد و جهاد با نفس را در عمق مبارزات و مجاهدات خود به کار گرفت و به همین دلیل، بر تمامی امتحانات زندگی که هیچ کس لحظه‌ای در آن فاتح نیست، روز به روز موفق‌تر و پخته‌تر درمی‌آمد.
وحشت از او رفته بود و آرامش سال‌ها در او منزل کرده بود. در سخت‌ترین آتش‌ها با توکل به خداوند، جداً آرام بود و آرامش‌بخش.<ref>سایت شهر شهیدان خدا به نقل از آیت‌ الله حائری شیرازی</ref>
سایت شهر شهیدان خدا *دنيای كوچک عراق منطقه را زير آتش گرفته بود. چند خمپاره سوت كشان به نقل سمت ما هجوم آوردند. حاج آقا را مجبور كرديم بيايد داخل سنگر. سنگر كوچك بود و در مواقع عادی، دو نفر هم حاضر نمی شدند داخل آن بشوند؛ ولی آن شب چهار پنج نفر به آن پناه برديم.حاج آقا ميثمی مي گفت: «می دانی چرا ما در جای به اين كوچكی جامان شد؟»گفتم: نه!گفت: «به خاطر ترس! اگر انسان از آیت‌ الله حائری شیرازیخدا هم بترسد، دنيا برای او كوچك می شود.»<ref>روح آسمانی، ص110</ref>
== آثار ==
۳۳۲
ویرایش