ویرایشها
Fazayemajazi صفحهٔ [[معرفی عملیات مسلم بن عقیل]] را بدون برجایگذاشتن تغییرمسیر به [[عملیات مسلم بن عقیل]] منتقل کرد
نخستین اقدام [[ایران]]، پس از موفق نبودن [[عملیات رمضان]]، جلوگیری از رکود در جبههها و آسودگی خاطر دشمن از حملات رزمندگان اسلام بود. از این رو، انجام عملیاتهای محدود در دستور کار قرارگرفت. زیرا پذیرفتن رکود در جنگ تا عملیات بزرگ بعدی، انفعال در برابر تواناییهای نظامی [[عراق]] تلقی میشد که در نتیجه، آثار منفیص روانی و سیاسی در کشور و جبههها بر جای میگذاشت. افزون بر این به دلیل نیاز به ترمیم روحیه جبهه خودی، شکستن ابهت قدرت نظامی دشمن (ناشی از عدم الفتح عملیات رمضان)، و همچنین، ترمیم چهره سیاسی - نظامی جمهوری اسلامی، انجام عملیات موفقیت آمیز لازم بود.
منطقه عملیاتی که دشمن بروی آنها مسلط بود اهمیت ویژه ای هم برای ما و هم برای عراق دارد لذا دشمن در حالی مستقر بود که تمام نیروهای ما در دید آنها قرار داشتند و لذا با گرفتن این ارتفاعات دشمن در دشت قرار میگیرد بنابراین دشمن بر روی ارتفاعات سوق الجیشی قرار میگیرد و مسلط بر ما میباشد ارتفاعات مهم در منطقه سومار ارتفاعات سارات 327 متر، سیدک 253 ارتفاع، دروازه تپه شلوغ 235، گیسکه 330 ارتفاع، واروالین که از مرتفعترین تپه در این منطقه میباشد با 402 متر ارتفاع سانواب ها و سلمان کشته و ... را میتوان نام برد.
1- [[تیپ 46]] لشکر 12 میباشد تیپ 421 لشکر 12 از جنوب به این منطقه جهت تقویت مامور میکند این تیپ 20 روز قبل از عملیات مذکور 80% منهدم شده و در ضمن لازم به تذکر است که این تیپ سومین بار است که از بین میرود. یکی در بستان و دیگری در شوش.
برای شروع عملیات با وسعت زیاد و با هدف این که ما قادر هستیم در هر کجا که صلاح بدانیم نیروهای خود را وارد عمل نمائیم در غرب [[قرارگاه نجف]] تشکیل شد که قرار گاه لشگر ظفر زیر نظر این قرار گاه میباشد.
===عملیات===
عملیات در ساعت 47 دقیقه بامداد 9/7/61 طی عملیاتی که با فریاد ابوالفضل العباس(ع) آغاز شد دشمن چندین کیلومتر از نوار بین المللی به عقب رانده شد و نیروهای رزمنده با روحیه بالا به دشمن هجوم میبردند و با وجود تپههای بلند در این ارتفاعات دقایقی بعد از صدور حمله نیروهای عمل کننده با عبور از میادین مین و [[سیم خاردار]] های زیاد یک به یک به اهدافشان رسیدند به طوری که بعد از گذشت 15 دقیقه از شروع عملیات ارتفاعات کیسکه تا کله شوان فتح میشود و به ترتیب ارتفاعات از قلعه مین تا سمت راست تنگه جوق ارتفاعات مثلثی تصرف میشود.
1- تیپ 46 لشگر 12
منطقه عملیاتی مسلم بن عقیل زیر نظر لشگر 12 بوده و دشمن با استعداد 2 [[گردان ]] ازتی 4 و 1 گردان از تیپ 3 و 2 گردان ازتی 418 در منطقه مندلی اقدام به تک نمود که بتواند ارتفاعات مشرف بر مندلی را اشغال نماید که این تک با مقاومت شدید نیروهای ما قرار گرفت و اقدام به فرار نمود و گردان 155 از تیپ 3 گارد مرزی که در عملیات شرکت کرده بود حدود 70% منهدم گردید و 2 گردان از تیپ 418 که زیر نظر لشگر 7 بود و جهت تک به منطقه مندلی آورده شده بود منهدم گردید.
شرح پاتک 20/7/61 دشمن در گذشته به طور متوالی حرکتهای کوچکی با واحد های ضربه خورده در خط پاتک نمود و هر بار با تلفات سنگین متواری گشت و هدف از این عملیات مشغول نمودن نیروهای خودی و خسته کردن آنها در خط میباشد تا این که بتواند [[تیپهای پیاده ]] 39 و 19 لشگر 7 را به منطقه اعزام نماید تا بتواند تک اصلی را انجام دهد این دو تیپ در تاریخ 15/7/61 از خانقین به مندلی با پوشش امنیتی که فقط در شب حرکت میکردند بعد از 4 روز به مندلی رسیدند و فردای آن روز دشمن با این دو تیپ در سه محور تک نمود:
3- انهدام 79 دستگاه تانک و [[نفربر ]] که تعدادی از تانکها تی 72 بوده است.
4- گرفتن 275 نفر اسیر که بین آنها [[افسر ]] هم دیده میشدند.
6- انهدام 3 [[کاتیو شا ]]
7- بدست آوردن یک [[دستگاه رادار ]]
8- بدست آوردن یک [[دستگاه ردیاب صوتی ]] توپخانه
12- 4 قبضه [[تفنگ ]] 106 م م
13- 3 قبضه [[ضد هوایی ]] 7 م م
15- 1 دستگاه [[کمپرسور سنگر کنی]]
18- 3 دستگاه [[موشک میلان ]] با مهمات
23- تعداد 9 قبضه [[مسلسل ]] و [[دوشکا]]
===خاطرات مرتبط با عملیات مسلم بن عقیل===
عملیات مسلم بن عقیل با حضور آیتالله اشرفی و تنی چند از مقامات کشوری و لشکری آغاز شد. ایشان در آن شب حال عجیبی داشت و یک لحظه آرام نداشت و تا صبح به دعا و مناجات مشغول بود و لحظهای هم به استراحت نپرداخت. نزدیکیهای صبح بود که یک عدد گلوله توپ در نزدیکی چادر ایشان منفجر شد. فرماندهان جهت ترک آن محل اصرار کردند، اما ایشان نپذیرفت و فرمود: من از این محل نمیروم و آماده هرگونه مسئلهای هستم. زیرا خون من رنگینتر و جان من عزیزتر از این عزیزان رزمنده نیست من باید تا پایان عملیات این جا باشم. سرانجام (شهید) محلاتی، عبا و عمامه ایشان را برداشت و بر سر دوش ایشان گذاشت و عصا را به دستش داده و او را عازم کرمانشاه کرد.
http://sobh.org/Web/Pages/Shohada/Shahid.aspx?Id=548